گناه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌وحدت
جز (جایگزینی متن - 'صورت ها' به 'صورت‌ها')
جز (جایگزینی متن - ' می دانند' به ' می‌دانند')
خط ۳۸: خط ۳۸:
6- از طرف [[پیامبر]] (صلّى اللّه علیه و آله) یا امامان (علیهم السلام) در خصوص گناهى تصریح شده که از گناهان کبیره است.
6- از طرف [[پیامبر]] (صلّى اللّه علیه و آله) یا امامان (علیهم السلام) در خصوص گناهى تصریح شده که از گناهان کبیره است.


(برخی از فقها تعزیر را نشانه کبیره بودن گناه می دانند که در این صورت استمنا نیز از گناهان کبیره محسوب خواهد شد، زیرا در روایتی آمده است که علی (ع)، با زدن روی دست، شخص مستمنی را تعزیر فرمودند.)
(برخی از فقها تعزیر را نشانه کبیره بودن گناه می‌دانند که در این صورت استمنا نیز از گناهان کبیره محسوب خواهد شد، زیرا در روایتی آمده است که علی (ع)، با زدن روی دست، شخص مستمنی را تعزیر فرمودند.)


البته گناهان کبیره نیز همه در یک سطح نیستند. بعضى بدون توبه بخشیده نمى شوند، مانند «شرک» و «قتل نفس» و برخى بدون توبه و تحت شرایطی و در اثر انجام کارهای نیک ممکن است مشمول مغفرت گردند.
البته گناهان کبیره نیز همه در یک سطح نیستند. بعضى بدون توبه بخشیده نمى شوند، مانند «شرک» و «قتل نفس» و برخى بدون توبه و تحت شرایطی و در اثر انجام کارهای نیک ممکن است مشمول مغفرت گردند.

نسخهٔ ‏۶ فوریهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۳:۵۶

گناه یا معصیت عملی است که با اراده و رضایت الهی در تضاد بوده و با ایجاد نوعی تاریکی معنوی در نفس انسان، آدمى را از خدای متعال که نور آسمان‌ها و زمین است، دور مى سازد و به عبارت دیگر موجب بازماندن وى از کمال و قرب به خدا مى گردد. تعیین این که چه چیزی گناه است و چه چیزی ثواب از طریق کتاب و سنت مقدور است، زیرا در بسیاری از موارد، گناه بودن عملی قابل تشخیص عقلانی نیست و خدای متعال است که این موارد را به اقتضای علم و حکمت مطلق خود، از طریق وحی و دین، برای بشر بیان نموده است.

اقسام گناه

عالمان اسلامی گناهان را بر دو گونه تقسیم نموده‌اند: گناهان کبیره (بزرگ) و گناهان صغیره (کوچک)..

این تقسیم بندى از قرآن و روایات سرچشمه گرفته است؛ در قرآن چنین مى خوانیم: اگر از گناهان کبیره اى که از آن نهى شده اید، اجتناب کنید، گناهان کوچک شما را مى پوشانیم وشما را در جایگاه خوبى وارد مى سازیم. (نساء، 31) [۱]

و در جاى دیگر آمده است: و کتاب (نامه اعمال) در آنجا گذارده شود، گنهکاران را مى بینى که از آنچه در آن است، ترسان و هراسناکند، و مى گویند: اى واى بر ما، این چه کتابى است که هیچ عمل کوچک و بزرگى نیست، مگر اینکه آن را شماره کرده است؟ (کهف، 49)[۲]

و درباره ى بهشتیان مى خوانیم: مواهب آخرت، جاودانه است براى آنانکه از گناهان بزرگ و کارهاى زشت پرهیز مى کنند. (شوری، 38)[۳]

از این آیات به روشنى استفاده مى شود، که گناهان، دو گونه اند: کبیره و صغیره و همچنین استفاده مى شود بعضى از گناهان، بدون توبه حقیقى بخشودنى نیست، ولى بعضى از آنها بخشودنى است.

امام على علیه السلام در گفتارى فرمود: گناهان بر سه گونه اند: گناه بخشودنى و گناه نابخشودنى و گناهى که براى صاحبش، هم امید بخشش داریم و هم ترس از کیفر.

سپس فرمود: اما گناهى که بخشیده است، گناه بنده اى است که خداوند او را در دنیا کیفر مى کند و در آخرت کیفر ندارد. در این صورت خداوند حکیم تر و بزرگوارتر از آن است که بنده‌اش را دو بار کیفر کند.

اما گناهى که نابخشودنى است، حق‌الناس است یعنى ظلم بندگان نسبت به همدیگر که بدون رضایت مظلوم بخشیده نمى شود.

و اما نوع سوم، گناهى است که خداوند آن را بر بنده‌اش پوشانده، توبه را نصیب او نموده است، و در نتیجه آن بنده هم از گناهش هراسان است و هم امید به آمرزش پروردگارش دارد، ما نیز درباره ى چنین بنده اى، هم امیدواریم و هم ترسان. (بحار الانوار، ج6، ص29)[۴]

ملاک کبیره (بزرگ) بودن گناه

در قرآن مجید و کلام معصومین (ع) کلیه اعمالى که گناه محسوب مى شود، بیان گردیده است، منتهی کبیره بودن گناه، پیرو ملاک هایی است.

در کتاب تحریر الوسیله امام خمینى قدس سره پیرامون معیار گناهان کبیره، چنین آمده است:

1- گناهانى که در مورد آنها در قرآن یا روایات اسلامى وعده ى آتش ‍ دوزخ، داده شده باشد.

2- از طرف شرع، به شدت، از آن نهى شده است.

3- دلایلی وجود دارد که معلوم می‌شود آن گناه، بزرگتر از بعضى از گناهان کبیره است.

4- عقل، حکم کند که فلان گناه، کبیره است.

5- در ذهن مسلمینِ پاى بند به دستورات الهى، چنین تثبیت شده که فلان گناه، از گناهان بزرگ است.

6- از طرف پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) یا امامان (علیهم السلام) در خصوص گناهى تصریح شده که از گناهان کبیره است.

(برخی از فقها تعزیر را نشانه کبیره بودن گناه می‌دانند که در این صورت استمنا نیز از گناهان کبیره محسوب خواهد شد، زیرا در روایتی آمده است که علی (ع)، با زدن روی دست، شخص مستمنی را تعزیر فرمودند.)

البته گناهان کبیره نیز همه در یک سطح نیستند. بعضى بدون توبه بخشیده نمى شوند، مانند «شرک» و «قتل نفس» و برخى بدون توبه و تحت شرایطی و در اثر انجام کارهای نیک ممکن است مشمول مغفرت گردند.

فهرست گناهان کبیره

روایات متعددى از ائمّه علیهم السلام به ما رسیده که بیانگر تقسیم گناهان به کبیره و صغیره است، ودر کتاب اصول کافى یک باب تحت عنوان باب الکبائر به این موضوع اختصاص یافته که داراى 24 حدیث است.

در روایت اوّل و دوّم این باب، تصریح شده که گناهان کبیره، گناهانى را گویند که خداوند، دوزخ و آتش جهنم را بر آنها مقرر نموده است.

در بعضى از این روایات (روایت سوم و هشتم)، هفت گناه به عنوان گناه کبیره، و در برخى از روایات (روایت 24) نوزده گناه به عنوان گناهان کبیره، شمرده شده است.

گرچه هر گناه، چون مخالفت فرمان خداى بزرگ است، سنگین و بزرگ است، ولى این موضوع منافات ندارد که بعضى از گناهان نسبت به خود و آثارى که دارد، بزرگتر از برخى دیگر باشد، و به گناهان بزرگ و کوچک تقسیم گردد.

گناهان کبیره در کلام امام صادق علیه السلام

عمروبن عبید یکى از علماى اسلام، به حضور امام صادق (علیه السلام) آمد، سلام کرد و سپس این آیه را خواند: نیکوکاران کسانى هستند که از گناهان بزرگ، و زشتى پرهیز مى کنند. (شوری، 38)[۵]

سپس سکوت کرد و دنبال آیه را نخواند؛ امام صادق (علیه السلام) به او فرمودند: چرا سکوت کردى ؟! او گفت: دوست دارم، گناهان کبیره را از کتاب خداوند بدانم.

آنگاه امام صادق (علیه السلام) گناهان کبیره اى را که در قرآن آمده بیان نمودند:

1- بزرگترین گناهان کبیره، شرک به خدا است: قرآن مى‌فرماید کسی که براى خدا، شریک قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام مى کند. (مائده، 72)[۶]

2- ناامیدى از رحمت خدا: هیچ کس جز کافران از رحمت خدا، نومید نگردد. (یوسف،87)[۷]

3- ایمنى از مکر (عذاب و مهلت) خدا: از مکر خدا ایمن نشود، مگر مردم زیان کار. (اعراف، 99)[۸]

4- عقوق (و آزار) والدین: چنان که قرآن از زبان عیسى (علیه السلام) مى‌فرماید: خدا دستور داده که به مادرم نیکى کنم و مرا زورگوى تیره بخت قرار نداده است. (مریم، 32)[۹]

5- کشتن انسانِ بى گناه: و هر کس فرد با ایمانى را از روى عمد، به قتل برساند مجازات او، دوزخ است که جاودانه در آن مى ماند، و خداوند بر او غضب مى کند و از رحمتش دور مى سازد و عذاب عظیمى براى او آماده ساخته است. (نساء، 93)[۱۰]

6- نسبت نارواى زنا به زن پاکدامن: کسانى که زنان پاکدامن و بى خبر (از هر گونه آلودگى) و با ایمان را متهم مى سازند، در دنیا و آخرت، از رحمت الهى بدورند، و عذاب بزرگى در انتظارشان است. (نور، 23)[۱۱]

7- خوردن مال یتیم: همانا کسانى که اموال یتیمان را مى خورند، آنها در شکم هاى خود، آتش فرو مى برند و بزودى در آتش سوزان مى سوزند. (نساء، 10)[۱۲]

8- فرار از جبهه جهاد: و هر کس در آن هنگام (جنگ) به آنها پشت کند مگر در صورتى که هدفش، کناره گیرى از میدان براى حمله مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد (چنین کسى) گرفتار خشم پروردگار خواهد شد، و جایگاه او جهنم، و چه بد عاقبتى است. (انفال، 16)[۱۳]

9- ربا خوارى: کسانى که ربا مى خورند، بر نمى خیزند مگر مانند کسى که شیطان باتماس خود، او را همچون دیوانه، آشفته حال کرده است. (بقره، 275)[۱۴]

10- سحر و جادو: قطعا دانستند که هر کس خریدار جادو شود، در آخرت، بى بهره خواهد بود. (بقره، 102)[۱۵]

11- زنا: هر کس که زنا کند، مجازاتش را خواهد دید، عذاب چنین کسى در قیامت، مضاعف گردد و با خوارى، همیشه در آن خواهد ماند. (فرقان، 68)[۱۶]

12- سوگند دروغ براى گناه: کسانى که پیمان خود با خدا و سوگندهاى خود را به بهاى اندک مى فروشند، در آخرت، بى بهره اند. (آل عمران، 77)[۱۷]

13- خیانت در غنایم جنگى: و هر که در غنیمت جنگى، خیانت کند، روز قیامت با آنچه خیانت کرده بیاید. (آل عمران، 161)[۱۸]

14- نپرداختن زکات واجب: در آن روز (طلاها و نقره ها را)در آتش دوزخ داغ و سوزان کرده و با آن صورت‌ها و پهلوها و پشت هایشان را داغ مى گذارند. (توبه، 35)[۱۹]

15- گواهى به دروغ، کتمان: و هر کس گواهى دادن را پنهان کند، قلبش گنهکار است. (بقره، 283)[۲۰]

16- شراب خوارى: اى کسانى که ایمان آورده اید، شراب و قمار و بت ها و تیرهاى قرعه پلیدند و از عمل شیطانند. پس از آنها دورى کنید باشد که رستگار شوید. (مائده، 90)[۲۱]

17- ترک نماز یا واجبات دیگر بطور عمد، زیرا پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: هر کس عمدا نماز را ترک کند از پیمان خدا و رسول خدا بیزارى جسته است. (بحار الانوار، ج47، ص17)[۲۲]

18و19- پیمان شکنى و قطع رحم، چنانکه خداوند مى‌فرماید: براى آنانکه (پیمان را مى شکنند و قطع رحم مى کنند) لعنت و خانه بد در آخرت، است. (رعد، 25)[۲۳]

امام صادق (علیه السلام) به اینجا که رسید، عمروبن عبید در حالى که از شدت ناراحتى، شیون مى کشید از محضر آن حضرت خارج شد و مى گفت: به هلاکت رسید آنکس که به راءى، فتوا داد، و در فضل و علم با شما، ستیزکرد. (بحارالانوار، ج76، ص 8)[۲۴]

برخی از گناهان کبیره

امام خمینی (رض) در کتاب تحریر الوسیله مى گوید: گناهان کبیره، بسیار است، بعضى از آنها عبارتند از:

1- نا امیدى از رحمت خدا. 2- ایمن شدن از مکر خدا. 3- دروغ بستن به خدا یا رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و یا اوصیاى پیامبر علیهم السلام4- کشتن نا بجا. 5- عقوق پدر ومادر6- خوردن مال یتیم از روى ظلم. 7- نسبت زنا به زن با عفت. 8- فرار از جبهه جنگ با دشمن. 9- قطع رحم. 10- سحر و جادو. 11- زنا. 12- لواط. 13- دزدى. 14- سوگند دروغ. 15- کتمان گواهى. (در آنجا که گواهى دادن واجب است) 16- گواهى به دروغ. 17- پیمان شکنى. 18- رفتار بر خلاف وصیّت. 19- شرابخوارى. 20- رباخوارى. 21- خوردن مال حرام. 22- قمار بازى. 23- خوردن مردار و خون. 24- خوردن گوشت خوک. 25- خوردن گوشت حیوانى که مطابق شرع ذبح نشده است. 26- کم فروشى. 27- تعرّب بعد از هجرت. یعنى انسان به جایى مهاجرت کند که دینش ‍ را از دست مى دهد. 28- کمک به ستمگر. 29- تکیه بر ظالم. 30- نگهدارى حقوق دیگران بدون عذر. 31- دروغگویى. 32- تکبر. 33- اسراف و تبذیر. 34- خیانت. 35- غیبت. 36- سخن چینى. 37- سر گرمى به امور لهو. 38- سبک شمردن فریضه حج. 39- ترک نماز. 40- ندادن زکات. 41- اصرار بر گناهان صغیره.

از این میان شرک به خدا و انکار آنچه را که خداوند دستور داده، و دشمنى با اولیاى خدا، از بزرگترین گناهان کبیره است.

همانگونه که بیان شد طبق فتواى امام خمینى قدس سره گناهان کبیره، بسیار است و آنچه در بالا ذکر شد قسمتى از آنها است، مثلا توهین به کعبه و قرآن و پیامبر(صلّى اللّه علیه و آله) و امامان (علیهم السلام) یا ناسزا گفتن به آنها و بدعت گذارى و.... از گناهان کبیره است.

موارد تبدیل گناه صغیره به کبیره

از آیات و روایات استفاده مى شود که در چند مورد، گناه صغیره، تبدیل به کبیره شده و حکم گناهان کبیره را پیدا مى کند از جمله:

اول. اصرار بر صغیره

تکرار گناه صغیره، آن را تبدیل به گناه کبیره مى کند، و اگر انسان حتى یک گناه کند، ولى استغفار نکند، و در فکر توبه هم نباشد، اصرار به حساب مى‌آید. صغیره همچون نخ نازک و باریکى است که اگر تکرار شود، طناب و ریسمان ضخیمی مى گردد که در این صورت پاره کردنش مشکل است.

قرآن درباره ى پرهیزکاران مى‌فرماید: آنان آگاهانه بر گناهانشان، اصرار نورزند. (آل عمران، 135)[۲۵]

امام باقر علیه السلام در شرح این آیه فرمود: اصرار، عبارت از این است که کسى گناهى کند و از خدا آمرزش ‍ نخواهد و در فکر توبه نباشد.

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود: از اصرار بر گناه بپرهیز، چرا که از بزرگترین جرایم است. (مستدرک الوسایل، موسسه آل البیت، ج11، ص368)[۲۶]

غفلت از گناهان صغیره

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) همراه یاران (در سفرى) در سرزمین بى آب و علفى فرود آمد، به یارانش فرمود: ائتوابحطب، هیزم بیاورید که از آن آتش روشن کنیم تا غذا بپزیم. یاران عرض کردند: اینجا سرزمین خشکى است و هیچگونه هیزم در آن نیست !. رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: بروید هر کدام هر مقدار مى توانید جمع کنید آنها رفتند و هر یک مختصرى هیزم یا چوب خشکیده اى با خود آورد و همه را در پیش روى پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) روى هم ریختند، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: این گونه گناهان، روى هم انباشته مى شوند.

سپس فرمود: ایّاکم و الُمحقّرات من الذّنوب از گناهان کوچک بپرهیزید که همه آنها جمع و ثبت مى گردد. ...(اصول کافی، ج2، ص 288)

امام صادق علیه السلام فرمود: لا صَغیرة مع الاِصرار در صورت اصرار، گناه صغیره اى نباشد. (بحار الانوار، ج 8، ص 352)

دوم. کوچک شمردن گناه

کوچک شمردن گناه، آن را به گناه بزرگ تبدیل مى کند، براى روشن شدن موضوع، به این مثال توجه کنید:

اگر کسى سنگى به سوى ما پرتاب کند، ولى بعداً پشیمان شده و عذرخواهى کند، ممکن است او را ببخشیم، ولى اگر سنگ ریزه اى به ما بزند، و در مقابلِ اعتراض بگوید: این که چیزى نیست، بى خیالش. او را نمى بخشیم، زیرا این کار، از روح استکبارى او پرده برمى دارد و بیانگر آن است که او گناهش را کوچک مى شمرد. به این روایات توجه کنید:

امام حسن عسکرى (علیه السلام) فرمود: از گناهان نابخشودنى این است که انسان بگوید: کاش مرا به غیر از این گناه مجازات نکنند؛ یعنى آن گناهِ مورد اشاره را کوچک بشمرد. [۲۷]

امیرمؤ منان على (علیه السلام) مى‌فرماید: بدترین گناهان، آن است که صاحبش آن را کوچک بشمرد.[۲۸]

امام صادق (علیه السلام) فرمود: از گناه حقیر و ریز، بپرهیز (سبک مشمار) که آمرزیده نشود. عرض کردم: گناهان حقیر چیست !؟ فرمود آن است که: کسى گناه کند و بگوید خوشا به حال من اگر غیر از این گناه نداشتم.[۲۹]

سوم. اظهار خوشحالى هنگام گناه

لذت بردن از گناه و شادمانى هنگام انجام گناه، از امورى است که گناه را بزرگ مى کند و موجب کیفر بیشتر مى شود. در اینجا به چند روایت توجه کنید:

امیرمؤ منان على (علیه السلام) فرمود: بدترین بدها کسى است که به انجام بدى خوشحال گردد. [۳۰]

و نیز فرمود: کسى که از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جاى آن لذّت به او مى رساند.[۳۱]

امام سجاد (علیه السلام) فرمود: از شاد شدن هنگام گناه بپرهیز، که این شادى بزرگتر از انجام خود گناه است.[۳۲]

و نیز فرمود: عذاب دردناک گناه شیرینى آن را تباه مى سازد.[۳۳]

چهارم. گناه از روى طغیان

یکى دیگر از امورى که موجب تبدیل گناه کوچک به گناه بزرگ مى شود، طغیان و سرکشى در انجام گناه است ؛در قرآن کریم می‌خوانیم: و اما آنها که طغیان کردند و زندگى دنیا را مقدم شمردند، بى گمان جایگاهشان دوزخ است.[۳۴]

پنجم. مغرور شدن به مهلت الهى

دیگر از امورى که گناه کوچک را به گناه بزرگ تبدیل مى کند، آن است که گنهکار مهلت خدا و مجازات نکردن سریع او را دلیل رضایت خدا بداند و یا خود را محبوب خدا بداند.

گناهکاران در دل مى گویند: چرا خدواند مارا به خاطر گناهانمان عذاب نمى کند؟ جهنم براى آنها کافى است، وارد آن مى شوند و بد جایگاهى است.

وعده عذاب جهنم براى چنین افرادى، دلیل آن است که گناه افرادى که مغرور به عدم مجازات سریع خداوند هستند، گناه کبیره است. (مجادله، 8)[۳۵]

ششم. تجاهر به گناه

آشکار نمودن گناه نیز، گناه صغیره را تبدیل به گناه کبیره مى کند، شاید از این نظر که آشکار نمودن گناه حاکى از تجرّى و بى باکى بیشتر گنهکار است، و موجب آلوده کردن جامعه، و عادى نمودن گناه مى گردد.

امیرمؤ منان على (علیه السلام) فرمود: از آشکار نمودن گناهان بپرهیز، که آن از سخت‌ترین گناهان است.[۳۶]

و حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: پاداش پنهان کننده کردار نیک، معادل هفتار کار نیک است، و آشکار کننده گناه، خوار مى باشد.[۳۷]

هفتم. گناه شخصیت ها

گناه آنان که در جامعه، داراى موقعیت خاص هستند، با گناه دیگران یکسان نیست، و چه بسا گناه صغیره آنها، حکم گناه کبیره را داشته باشد، زیرا گناه آنها داراى دو بعد است: بعد فردى و بعد اجتماعى.

گناه شخصیت ها و بزرگان از نظر بعد اجتماعى مى تواند زمینه ى اغوا و انحراف جامعه و موجب سستى دین مردم شود.

بر همین اساس، حساب خداوند با بزرگان و شخصیت ها، غیر از حساب او با دیگران است.

گناه بزرگان از دیدگاه قرآن

در سوره حاقهّ درباره عالمان بدعت گذار مى خوانیم و اگر او (پیامبر) سخن دروغ بر ما مى بست، ما او را با قدرت مى گرفتیم، سپس ‍شاهرگش را قطع مى کردیم، و احدى از شما نمى توانست مانع شود و از او حمایت کند. (حاقهّ، 44 تا 48)[۳۸]

در قرآن افراد بدعت گذار و تحریف گر بسیارى مطرح شده‌اند اما خدا درباره ى هیچکدام از آنها این گونه سخن نگفت که: رگ گردنت را مى زنیم، ولى به پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) به خاطر عصمت و مقام علم و آگاهیش چنین مى‌فرماید، زیرا او شخص بزرگى است که گناهش نیز بسیار بزرگ است.

بنابراین آنان که داراى شخصیت علمى و دینى هستند و انتسابشان به دستگاه دین بیشتر است، مسئولیت بیشترى دارند.

گناه بزرگان از دیدگاه روایات

1 امام صادق علیه السلام در ضمن گفتارى فرمود: هفتاد گناه از جاهل، بخشیده مى شود قبل از آنکه یک گناه از عالم، بخشیده گردد.[۳۹]

رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله در ضمن گفتارى فرمود: اگر عالمان دین و زمامداران، فاسد شدند، مردم نیز فاسد مى شوند.

و در سخن دیگر فرمود: عوام امت من اصلاح نمى شوند مگر با اصلاح خواص امت من! شخصى پرسید: خواص امت چه کسانى هستند؟. فرمود: خواص امت من چهار دسته‌اند: 1 -زمامداران. 2 -دانشمندان. 3 - عابدان. 4- تاجران.[۴۰]

شخصى دیگر پرسید: چگونه؟ پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: زمامداران چوپانان مردمند، وقتى چوپان گرگ شود، گوسفندان چگونه بچرند؟ و علما طبیبان مردمند، وقتى طبیب بیمار باشد، بیماران را چه کسى درمان کند، بندگانِ عابد خداوند راهنماى مردمند، اگر راهنما گمراه شد، چه کسى راه رونده را هدایت مى کند؟ و تاجران امین مردمند، وقتى که امین خیانت کرد، به چه کسى باید اطمینان نمود؟

بنابراین گناه مسئولین، چهره‌ها، علما، نهادها، نویسندگان، بزرگان و سادات بیشتر به حساب مى‌آید.

منابع

کتاب گناه شناسی، محسن قرائتی

گناهان کبیره از دیدگاه امام خمینى قدس سره

منابع

برگرفته از سایت پرسمان

پانویس

  1. ان تجتنبوا کبائر ماتنهون عنه نکفر عنکم سیئاتکم و ندخلکم مدخلا کریماً.
  2. و وضعَ الکِتاب فَترىَ الُمجرمینَ مُشفِقینَ ممّا فیهِ و یقُولونَ یا ویلتنا ما لِهذا الکِتاب لایُغادِر صغیرة وَلا کَبیرةً الا اَحصاها.
  3. و الَّذینَ یَجتَنِبُون کبائِر الاِثمِ و الْفَواحِش.
  4. ان الذنوب ثلاثة ... فذنب مغفور و ذنب غیر مغفور و ذنب نرجو لصاحبه و نخاف علیه ..
  5. الذینّ یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش.
  6. وَ من یُشرک بِاللّه فَقد حَرّم اللّه عَلَیهِ الجنّة.
  7. انّه لایَیاءس مِن روحِ اللّه الاّ القَوم الکافِرون.
  8. فلا یامن من مکر اللهّ الاّ القوم الخاسرون.
  9. و برّاً بِوالدَتى و لَم یَجعَلنى جَبّاراً شقیّاً.
  10. و مَن یَقتُل مؤ مِنا مُتعَمّدا فَجزاؤ ه جهَنّم خالِدا فیها و غَضبَ اللّه عَلیه وَ لَعنَه وَ اعدّ لَه عَذابا عَظیما.
  11. انّ الّذینَ یَرمُونَ الُمحصِناتِ الغافِلات المُؤ مِنات لُعِنُوا فى الدّنیا و الاخرة وَ لَهم عَذاب عَظیم.
  12. انّ الّذینَ یَاءکلون اَموال الیَتامى انماّ یاکلون فى بطونهم نارا وسیصلون سعیرا.
  13. وَ مَن یُولّهم یَومئذٍ دُبُره الاّ مُتِحرّفا لِقتال او مُتحیّزا الى فِئَة باَّء بِغَضب مِن اللّه وَ مَاءواه جَهنّم و بئس المصیر.
  14. اَلّذینَ یَاکُلونَ الرِّبا لایَقُومُون اِلاّ کَما یَقوم الّذى یَتخبَّطهُ الشّیطان مِن المسّ.
  15. وَ لَقَد عَلمُوا لِمَن اشتَراهُ مالَه فِى الاخِرة مِن خلاق.
  16. وَ مَن یَفعَل ذلکَ یَلقَ اَثاما یُضاعف لَه العَذاب یَومَ القیامَة وَ یَخلُد فیهِ مُهانا.
  17. اَلّذینَ یَشتَرونَ بِعَهدِ اللّه و ایمانِهم ثَمَنا قَلیلا اُولئِک لا خلاقَ لَهم فِى الاخِرة.
  18. وَ مَن یَغلُل یَاتِ بِما غَلّ یَوم القِیامَة.
  19. یَومَ یُحمى عَلَیها فى نارِ جَهنَّم فَتُکوى بِها جِباهُهُم و جُنوبهم و ظُهورهم.
  20. وَ مَن یَکتُمها فَاِنّه آثِم قَلبَه.
  21. یا ایّها الَّذین آمَنوا اِنّما الخَمر و المَیسر و الاَنصابُ و الاَزلام رِجسٌ من عَمل الشَّیطان فَاجتَنبوه لعّلکم تُفلِحون.
  22. من ترک الصّلاة متعمّدا فقد بَرى من ذمّة اللّه و ذمّة رسول اللّه
  23. اُولئِک لَهمُ اللَعنَة وَ لَهم سُوء الدّار. (رعد، 25)
  24. هلک من قال براءیه و نازعکم فى الفضل و العلم.
  25. ولم یصروا على ما فعلوا و هم یعلمون.
  26. ایاک و الاصرار فانه من اکبر الکبائر و اعظم الجرائم.
  27. بحارالانوار، ج50، ص250
  28. کلمة التقوی، ج2، ص294
  29. مشکوة الانوار، ص273
  30. عیون الحکم و المواعظ، ص294
  31. عیون الحکم والمواعظ، ص436
  32. بحارالانوار، ج75، ص159
  33. حلاوة المعصیة یفسدها الیم العقوبة
  34. امّا مَن طَغى وَ اثَر الحَیاة الدّنیا فَاِنّ الجَحِیمَ هِىَ المَاءوى.
  35. و یقولون فى انفسهم لولا یعذّبنا اللّه بما نقول حسبهم جهنّم یصلونها فَبِئسَ المَصیر.
  36. عیون الحکم والمواعظ، ص95
  37. بحارالانوار، ج67، ص251
  38. و لو تَقَوّلَ علینا بعض الاَقاویل. لاَخَذنا منِه بِالَیمین. ثمّ لَقطعنا مِنه الوَتین. فَما مِنکم مِن اَحد حاجِزین.
  39. بحارالانوار، ج75، ص193
  40. خواص امتى اربعة: الملوک و العلماء و العباد و التجار