پیش‌نویس:رنسانس

از ویکی‌وحدت
نسخهٔ تاریخ ‏۶ ژانویهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۲۳:۲۱ توسط Safi (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

رنسانس (Renaissance) واژه‌ای فرانسوی و به معنای نوزایی یا تولد دوباره است که اشاره به سال‌های پس از قرون وسطی دارد. آغاز این جنبش را از سال ۱۴۵۳ میلادی هم‌زمان با فتح قسطنطنیه و یا کشف قاره آمریکا توسط اروپایی‌ها در سال ۱۴۹۲ میلادی می‌دانند که تا ۱۷۰۰-۱۶۵۰ به طول انجامیده است. علت اینکه این دوران به رنسانس یا تولد دوباره معروف است بازگشت دوباره اروپایی‌ها به سمت ارزش‌های رومی و یونانی بعد از هزار سال است. [۱]

ویژگی‌ها

رنسانس دوران بازگشت به یونان باستان بود که در آن اروپایی‌ها با الگو قراردادن روم در اقتصاد، فرهنگ، علم، سیاست، اخلاق، هنر و ... سعی کردند دوباره جامعه‌ای شبیه روم باستان بسازند. [۲] در واقع در اروپای دوران رنسانس تغییراتی در زمینه‌های ذکر شده ایجاد شد که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد.

اقتصاد

بخش اول (۱۶۵۰-۱۴۹۲ میلادی)

تسلط اقتصاد بورژوازی بر اروپا و نیز گسترش روزافزون طبقه بورژوا در این دوران که به توسعه شهرها نیز منجر می‌شد. [۳] از جمله نمودهای این نوع اقتصاد، بوجود آمدن 200 نوع پول فلزی، گسترش صرافی‌ها و ایجاد حواله‌های کاغذی بین صرافی‌های شهرهای مختلف. شروع به کارکردن شرکت‌های سهامی اتحادیه‌های تجاری در این دوران همانند اتحادیه تجاری هانسایی در شمال اروپا، رشد اقتصاد و تجارت به رشد صنعت نیز کمک کرد تا کارگاه‌ها و کارخانه‌های زیادی در سراسر اروپا تأسیس شوند. [۴] رشد اقتصادی و رونق تجارت تا بدانجا پیش رفت که کلیسا نیز در این عرصه ورود پر قدرتی داشت و از مال اندوزی و حتی بهره‌های ربوی چشم‌پوشی می‌کرد سکوت کلیسا در برابر رونق اقتصادی به‌گونه‌ای بود که کلیسا در برابر اسیر شدن بردگان آفریقایی به‌عنوان نیروی کار مجانی برای رشد صنعت و رفاه اروپا اقدامی انجام نمی‌داد و این سکوت به جایی رسید که تجار برای رفع اختلافات دادگاه‌هایی را ایجاد کردند که بر اساس قوانین عرفی اداره می‌شد و برای اداره آنها دیگر نیازی به قوانین کلیسا نبود و این اقدامی بود که بعد از هزارسال اتفاق می‌افتاد.[۵]

بخش دوم(۱۸۰۰-۱۷۰۰ میلادی)

آنچه در این دوره مشهود است مصرف‌گرا شدن اروپا بگونه‌ای است که مردم معمولی همراه با اشراف معتقدند که زندگی بهتر با مصرف بیشتر بدست می‌آید. [۶]مصرف بیشتر خود نیاز به تولید بیشتر دارد که برای تولید بیشتر ابزارآلاتی در حد و مقیاس تولید زیاد نیاز است به همین دلیل در این دوران علم به خدمت صنعت درآمد. [۷]

فرهنگ و اندیشه

مهم‌ترین اتفاق فرهنگی دوران رنسانس تفکر انسان‌گرایی یا اومانیسم است. انسان‌گرایی به این معنا که انسان دوباره متولد شده در عصر رنسانس خود ملاک درستی و غلطی و حلال و حرام بود. در واقع این انسان است که خود سعادت را برای خویش تعریف می‌کند. این گرایش در نقاشی، شعر، زمان و بعدها در آثار فلسفی خود را نشان داد. [۸] نتیجهٔ این نوع انبساط اختیار به انسان دادن این شد که میهمانی‌ها با حضور رقاصه‌ها و موسیقی‌های تند و مشروبات الکلی برگزار می‌شد. لباس زنان و مردان بسیار مجلل شد و ساختمان‌ها نیز از همان زیبایی بهره می‌بردند. اعتقاد به روابط جنسی آزاد از جمله ویژگی‌های فرهنگی این دوران بود. [۹] در این دوران دو مولفه بین مردم بسیار دیده می‌شد: اول نفع شخصی است به این معنا که انسان رنسانس هیچ چیز جز نفع شخصی برایش مهم نیست و پول ملاک ارزش گذاری بر پدیده هاست اگر چیزی برای کسی منفعت داشت خوب و در غیر اینصورت بد است و ملاک تعیین آن منفعت نیز خود شخص است. دوم چیزی که در این دوران بسیار دیده می‌شد تنوع طلبی در همه امور زندگی اعم از خانه، شغل، روابط جنسی، غذا و ... یکی دیگر از آثار فرهنگی دوران رنسان این بود که در این دوران برای اولین بار شعار آزادی زنان و تساوی حقوق زن و مرد شنیده شد. [۱۰]

سیاست

شاخص افکار سیاسی حاکم بر رنسانس را در اندیشه‌های نیکولو ماکیاولی باید پیدا کرد. لب اندیشه وی این بود که برای یک حکومت موفق و کارآمد هیچ ارزش و اخلاقیاتی اصیل نیست و از هر چیزی می توان برای تقویت بنیان حکومت استفاده ابزاری کرد. [۱۱]

هنر و ادبیات

بخش اول (۱۶۵۰-۱۴۹۲ میلادی)

هنر تجلی انسان است و با تأمل در هنر هر دوره می‌توان فهمید که انسان‌های آن دوره به جهان و هستی چطور نگاه می‌کردند و چگونه می‌اندیشیدند. در این دوره برخلاف دوره‌های گذشته ادبیات بیش‌تر برای شرگرمی به‌کار می‌رفت و اساسامفاهیمی مثل اوقات فراغت در این دوران ایجاد شدند. [۱۲]. در این دوره تفاوت بارزی در نقاشی و معماری با دوران ماقبل رنسانس وجود دارد. تا پیش از این نقاشی و حتی مجسمه سازی رویکردی فراواقعی داشت تا بتواند حکایت‌گر مضامین عالی و ملکوتی غیرمادی باشد، گذشته از مضامین سبق و سیاق کار؛ کلی و نوعی بود بر خلاف دوره رنسانس که توجه به جزئیات انسان و توصیف پیکر او بیشتر شد. [۱۳].

بخش دوم(۱۸۰۰-۱۷۰۰ میلادی)

رشد ادبیات و رمان نویسی در این صد سال مهم‌ترین اتفاق این دوران است که در نتیجه آن نمایش‌نامه نویسی و تئاتر هم گسترش پیدا کرد. [۱۴].

پانویس

  1. ۱۳۹۱، جلد ۳،ص ۱۱
  2. همان
  3. همان
  4. همان ص ۱۳-۱۲
  5. همان ص ۱۴
  6. همان ص ۷۶
  7. همان ص ۸۰
  8. همان ص ۱۸
  9. همان ص ۲۰
  10. همان ص ۲۱
  11. همان ص ۵۰
  12. همان ص ۶۴
  13. همان ص ۶۷
  14. همان ص ۱۲۳

منابع

  • روایت تفکر؛ فرهنگ و تمدن از آغاز تا کنون، دفتر نشر معارف، 1391.

منابع برای مطالعه بیشتر

[[رده:]] [[رده:]] منابع پایانی به صورت زیر است: نام خانوادگی مؤلف، نام، نام اثر، نام ناشر، سال نشر. همچنین شیوه ارجاع دادن در پانویس ها نیز به این صورت در داخل پرانتز است: (نام خانوادگی مؤلف، سال نشر، شماره جلد، شماره صفحه)