مذهب: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌وحدت
جز (جایگزینی متن - 'می آید' به 'می‌آید')
جز (جایگزینی متن - 'می شوند' به 'می‌شوند')
خط ۴۰: خط ۴۰:
برای مثال [[اهل سنت]] چهار مذهب فقهی دارند که عبارت است از [[مالکی|مالکی]]، [[شافعی]]، [[حنفی]] و [[حنبلی]] و ده ها فرقه ریز و درشت کلامی دارند مانند: [[معتزله]]، [[اشعری]]، [[ماتریدی]]، اهل [[حدیث]]، مشبهه و... به همین دلیل می توان ادعا کرد که به اصطلاح علمای منطق، رابطه فرقه و مذهب اعم و اخص مطلق است هر فرقه ای مذهب است، ولی هر مذهبی فرقه نیست. البته این فرق برگرفته از استعمال است و با تغییر استعمال این فرق هم تغییر می کند.
برای مثال [[اهل سنت]] چهار مذهب فقهی دارند که عبارت است از [[مالکی|مالکی]]، [[شافعی]]، [[حنفی]] و [[حنبلی]] و ده ها فرقه ریز و درشت کلامی دارند مانند: [[معتزله]]، [[اشعری]]، [[ماتریدی]]، اهل [[حدیث]]، مشبهه و... به همین دلیل می توان ادعا کرد که به اصطلاح علمای منطق، رابطه فرقه و مذهب اعم و اخص مطلق است هر فرقه ای مذهب است، ولی هر مذهبی فرقه نیست. البته این فرق برگرفته از استعمال است و با تغییر استعمال این فرق هم تغییر می کند.


البته در زبان فارسی، اصطلاح فرقه و مذهب با هم فرق چندانی نداشته و به جای همدیگر استعمال می شوند و شاید تنها تفاوت شان در استعمال، این باشد که برای انشعاب های اعتقادی و کلامی از اصطلاح فرقه استفاده می کنند و برای روشن کردن انشعاب های فقهی، اصطلاح «مذهب» را به کار می برند.
البته در زبان فارسی، اصطلاح فرقه و مذهب با هم فرق چندانی نداشته و به جای همدیگر استعمال می‌شوند و شاید تنها تفاوت شان در استعمال، این باشد که برای انشعاب های اعتقادی و کلامی از اصطلاح فرقه استفاده می کنند و برای روشن کردن انشعاب های فقهی، اصطلاح «مذهب» را به کار می برند.


=پانویس=
=پانویس=

نسخهٔ ‏۱۸ مارس ۲۰۲۲، ساعت ۲۰:۱۵

مذهب به هر کدام از مسیرهایی که افراد در یک دین پیش می گیرند گفته می شود. در برابر این واژه، کلماتی دیگر نیز بسیار استعمال می‌شود، مانند: دین، شریعت، فرقه و ...

معنای لغوی مذهب

مذهب اسم مکان از ریشه "ذهب" است. و چون ذهب به معنی رفتن است پس مذهب یعنی « محلّ رفتن » ؛ و محلَ رفتن همان راه است. لذا مذهب یعنی راه. بر این اساس به هر کدام از مسیرهایی که افراد در یک دین پیش می گیرند مذهب گفته می شود. البته روشن است که همه ی این راهها نمی‌توانند به مقصد واقعی ختم شوند. لذا بحث مذهب حق و مذهب باطل پیش می‌آید.[۱]

اگر کلمه مذهب از ریشه «ذَهَب» به معنی رفتن گرفته شده باشد در آن صورت مذهب، اسم مکان است به معنای محل رفتن.[۲] و اگر از ذهب به معنی «در مسأله ای گرایش به نظریه ای پیدا کردن» گرفته شده باشد. در آن صورت مذهب مصدر میمی می شود به معنای «عقیده، اعتقاد، آیین.»المنجد، ج 1، ص 525.

لغت‌شناسان برای واژه «مذهب» معانی متعددی ذکر کرده‌اند؛ مانند: آیین، دین، روش، سنت، شرع، شریعت، طریقه، طریقت، کیش، مسلک، مشرب، نحله، راه‌ و روش، طریقه، هریک از فرقه‌ها و گرایشات دینی با مجموعه‌‌ای از آیین‌‌ها و آموزه‌‌ها.[۳] به نظر می‌رسد همه این معانی به دو معنا بر می‌گردد: یک به معنای دین و دیگری فرقه و گرایش خاصی از یک دین. به بیان دیگر، "مذهب" به معنای راه و روش است و در مفهوم دینی، به مسیر اعتقادی افراد، مذهب گفته می‌شود.[۴] در این تعریف، می‌توان مذهب را در ارتباط با اصل دین هم به کار برد. به عنوان نمونه، بیان شود که پیامبر صلی الله علیه و آله، بنیان‌گذار مذهب اسلام بود. اما اکنون در بیشتر موارد از واژۀ "مذهب" در روش‌های فرعی برگرفته از اسلام استفاده شده و در مورد اصل اسلام از واژه "دین" و یا "آیین" استفاده می‌شود.

معنای اصطلاحی مذهب

در اصطلاح، مذهب به یکی از تیره ها و شعب یک دین گفته می شود؛[۵] می‌خواهد تیره های اعتقادی مانند اسماعیلیه و معتزله در اسلام باشد یا طریق سیر و سلوک مانند مذهب نقشبندیه در صوفیه باشد یا روش عمل نسبت به احکام مانند مذهب شافعیه و حنفیه در فقه.[۶] این توضیح لازم است که در مغرب زمین واژه «Religion» به معنای مکتب های درونی یک دین و به معنای خود دین به کار می‌رود و حدود نیم قرن است که متجددان کشور ما تحت تأثیر این موضوع، کلمه «مذهب» را در هر دو معنا، یعنی، «دین» و «فرقه‌های درونی یک دین» استعمال می کنند.[۷]

نسبت مذهب، دین، شریعت و فرقه

دین

مذهب معمولا کار بردش اخص از دین است یعنی دین عام است و مذهب خاص. مثلا دین مبین اسلام عام است و شامل همه فرقه­‌های اسلامی می شود و لذا شیعه و سنی همه بر این اعتقادند که اگر کسی به وجود خداوند و یگانگی او و نبوت پیامبر اکرم (ص) و آنچه او از جانب خدا آورده، اقرار نماید، مسلمان است و آثار اسلام که در کتب فقه بیان شده بر آن مترتب است،[۸] ولی مذاهب منشعب از دین اسلام علاوه بر این اعتقادات، اعتقادات یا اعتقاد خاصی دارند که دیگر مذاهب آن را ندارند مثلا مذهب شیعه معتقد به نصب الهی در امامت است، ولی مذهب تسنن چنین اعتقادی ندارد.

بر این اساس گاهی یک دین دارای چند مذهب است؛ بنابراین بین دین و مذهب به اصطلاح معروف از نسب اربعه، عموم و خصوص مطلق است یعنی دین شامل مذهب می شود و عام است و مذهب جزء دین است و خاص می باشد.

گاهی هم دین و مذهب را مترادف می‌دانند و از دین به مذهب تعبیر می کند. بعنوان نمونه یکی از نویسندگان آورده است: جامعه شناسان امروز معترفند که تمام جوامع بشری بدون استثناء دارای نوعی مذهب بوده‌اند. جامعه شناس معروف غربی ماسموئل کنیک در کتاب جامعه شناسی، خود می گویند: «کلیه جوامع بشری دارای نوعی مذهب بوده‌اند... امروز در سرتاسر جهان نه تنها مذهب وجود دارد بلکه تحقیقات دقیق نشان می دهد طوائف نخستین بشر نیز دارای نوعی مذهب بوده‌اند.

دین و مذهب با هم منافاتی ندارند، بلکه نسبت بین آنها یا عموم خصوص مطلق است این در صورتی است که مذهب به عقیده یک فرقه خاص از دینی یعنی همان معنای اصطلاحی مذهب استعمال شود و یا اینکه بین این دو مفهوم نسبت تساوی است و مذهب به معنای دین استعمال می شود.[۹]

شریعت

شریعت از نظر مفهومی اخص از دین است در حالی که دین عبارت است از روش عام الهی نسبت به همه امتها؛ از این رو، شریعت قابل نسخ است؛ لیکن دین به این معنا نسخ پذیر نیست. حاصل آنکه دین و مذهب با هم منافاتی ندارند، بلکه نسبت بین آنها یا عموم خصوص مطلق است این در صورتی است که مذهب به عقیده یک فرقه خاص از دینی یعنی همان معنای اصطلاحی مذهب استعمال شود و یا اینکه بین این دو مفهوم نسبت تساوی است و مذهب به معنای دین استعمال می شود. در عرف مردم نیز هرگاه می خواهند افراد مقید به دین و متدین را توصیف کنند می گویند فلانی شخص مذهبی است و مذهبی بودن را درباره فرد دین دار استعمال می نمایند.[۱۰]

فرقه

کلمه فرقه در لغت از ریشة «فَرْق» به معنای جدا کردن، گرفته شده است و اسم است برای گروهی از مردم.[۱۱]

کلمه فِرْقه در اصطلاح، نیز معنایی نزدیک به معنی لغوی دارد و به گروهی از مردم که اعتقاد واحدی غیر از اعتقاد دیگران را انتخاب و دنبال کنند، فرقه گفته می شود.[۱۲] مثلاً اگر عده ای از پیروان یک دین، اعتقاد خاصی غیر از اعتقاد عموم پیروان آن دین داشته باشند به آن عده «فرقه» گفته می شود.

با توجه به معنای اصطلاحی فرقه و مذهب می توان گفت که «فرقه» به افرادی که از یک دین جدا شده و عقیده خاصی دارند، اطلاق می شود و به اعتقاد و روش خاص آن «مذهب» گفته می شود؛ بنابراین این دو کلمه به یک تعبیر، معنای مترادفی دارند با این تفاوت که کلمه فرقه به افراد خاص بودن آنها نظر دارد و کلمه مذهب روش خاص آنان را مورد توجه قرار می دهد. پس این دو کلمه می توانند به جای همدیگر به کار گرفته شوند. ولی باید توجه داشت که فرقه اسم سخت افزاری و مذهب اسم نرم افزاری یک گروه با عقیده خاص می باشد. تفاوت دیگری که از استعمال دو کلمه فرقه و مذهب می توان به دست آورد این است که فرقه بیشتر به تقسیم های یک دین از لحاظ کلامی و اعتقادی اطلاق می شود؛ اما مذهب در تقسیم های یک دین از لحاظ فقهی، اعتقادی، اخلاقی و... کاربرد دارد و حتی یک فرقه دینی احتمالاً چندین مذهب می تواند داشته باشد.

برای مثال اهل سنت چهار مذهب فقهی دارند که عبارت است از مالکی، شافعی، حنفی و حنبلی و ده ها فرقه ریز و درشت کلامی دارند مانند: معتزله، اشعری، ماتریدی، اهل حدیث، مشبهه و... به همین دلیل می توان ادعا کرد که به اصطلاح علمای منطق، رابطه فرقه و مذهب اعم و اخص مطلق است هر فرقه ای مذهب است، ولی هر مذهبی فرقه نیست. البته این فرق برگرفته از استعمال است و با تغییر استعمال این فرق هم تغییر می کند.

البته در زبان فارسی، اصطلاح فرقه و مذهب با هم فرق چندانی نداشته و به جای همدیگر استعمال می‌شوند و شاید تنها تفاوت شان در استعمال، این باشد که برای انشعاب های اعتقادی و کلامی از اصطلاح فرقه استفاده می کنند و برای روشن کردن انشعاب های فقهی، اصطلاح «مذهب» را به کار می برند.

پانویس

  1. معنای مذهب
  2. المنجد، ج 1، ص 524.
  3. ر. ک: فرهنگ فارسی عمید، واژه «مذهب».
  4. ابن منظور، لسان العرب، ج 1، ص 394، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.
  5. فرهنگ فارسی معین، ج 3، ص 3976.
  6. مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، مقدمه استاد مدیر شانه چی، ص ش، انتشارات آستان قدس رضوی، چ سوم، سال 1375.
  7. ر.ک: توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، قم، انتشارات سمت، چ اول،1379، ص13.
  8. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، 1377ش، ص20.
  9. انگیزه پیدایش مذهب، آیة الله مکارم شیرازی، مقدمه.
  10. فرق دین، مذهب و شریعت چیست؟
  11. المنجد (عربی به فارسی) و ترجمه محمد بندریگی، انتشارات ایران، چ دوم، ج 2، ص 1321(بیتا). و معین، محمد، فرهنگ معین، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ دهم، 1375، ج2، ص2523.
  12. ر.ک: فرهنگ فارسی معین، ج 3، ص 2523.