فاطمه بنت اسد

از ویکی‌وحدت
فاطمه بنت اسد
فاطمه بنت اسد.jpg
نام کاملفاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف
پدراسد
مادرفاطمه
مدفنقبرستان بقیع

فاطمه بنت اسد همسر حضرت ابوطالب و مادر امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) و از طایفه بنی‌هاشم و دختر عموی ابوطالب و زنی هوشمند، باکمال، عفیف، نیکوسیرت و دانا بود. فاطمه دختر اسد بن هاشم با ابوطالب پسر عبدالمطلب بن هاشم قرشی ازدواج کرد. وی تنها همسر ابوطالب بود و برای او چهار پسر و دو دختر به دنیا آورد که عبارتند از: طالب، عقیل، جعفر، علی(علیه‌السلام)، ام هانی و جمانه. او و ابوطالب اولین زن و مرد هاشمی بودند که با یکدیگر ازدواج کردند. فاطمه بنت اسد زنی پاک‌دامن و موحد بود. هنگامی که به علی (علیه‌السلام) حامله بود به طواف خانه خدا اّمد و در همان حال درد زایمان به سراغش آمد. او نیز پروردگار کعبه را به یاری طلبید. ناگهان دیوار کعبه شکافت و وی به درون خانه خدا داخل شد و در اّن جا علی بن ابی‌طالب را به دنیا آورد.

فاطمه بنت اسد نه تنها مادر علی (علیه‌السلام) بلکه مادر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز بوده است؛ زیرا ابوطالب پس از مرگ پدرش عبدالمطلب برادرزاده اش محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) را که حدود 8 سال سن داشت به سرای خود آورد و همسرش فاطمه بنت اسد مثل مادری به وی مهر می‌ورزید و همیشه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را بر فرزندانش برتر و مقدم می‌داشت؛ چنان‌که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) این نکته را بارها بر زبان می‌آورد و از او به نیکی یاد می‌کرد.

ولادت فاطمه بنت اسد

درباره زمان و مکان ولادت حضرت فاطمه بنت­ اسد اطلاعات دقیقی به‌دست نیامده، ولی در برخی منابع ذکر شده که نشو و نمای وی در مکه بوده است[۱].

پدر و مادر فاطمه بنت اسد

نام پدر ایشان اسد فرزند هاشم فرزند عبد مناف فرزند قصی می‌باشد[۲]. نام مادرش فاطمه دختر هرم بن رواحة بن حجر بن عبد بن معیص بن عامر بن لؤى[۳]است.

همسر فاطمه بنت اسد

همسر حضرت فاطمه بنت اسد حضرت ابوطالب(علیه‌السلام) فرزند عبدالمطّلب فرزند هاشم فرزند عبد مناف فرزند قصی از طائفه قریش است[۴]. از آن‌جا که فاطمه بنت اسد نیز از نسل حضرت هاشم است[۵]، در تاریخ نقل شده که او اولین زن هاشمی است که با یک مرد هاشمی ازدواج کرده و برای او فرزند آورده است[۶]، بنابراین پدر و مادر حضرت علی (علیه‌السلام) هر دو هاشمى بودند[۷].

اسلام فاطمه بنت اسد

هر کدام از سیره ­­نویسان که به شرح حال فاطمه بنت اسد پرداخته است، او را از نخستین زنان مسلمان برشمرده است[۸]. ابن ابی ­­الحدید روایت کرده است که فاطمه بعد از ده تن اسلام آورد و او نفر یازدهم بود[۹].

اسلام آوردن فاطمه بنت اسد

در مقاتل الطالبیین از زبیر بن عوام نقل شده است: وقتی که آیه مبارکه «اى پیامبر! هنگامى که زنان مؤمن نزد تو آیند و با تو بیعت کنند که چیزى را شریک خدا قرار ندهند، دزدى و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایى پیش دست و پاى خود نیاورند و در هیچ کار شایسته‏ اى مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن و براى آنان از درگاه خداوند آمرزش بطلب که خداوند آمرزنده و مهربان است[۱۰]»، نازل شد، از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم زنان را به بیعت فرا می‌خواند و فاطمه بنت اسد نخستین زنی بود که با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بیعت کرد[۱۱].

ابن ­جوزی از ابن عباس نقل نموده که او نخستین زنی بود که بعد از خدیجه(علیه‌السلام) با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در مکه بیعت کرد[۱۲].

لازم به ذکر است که نحوه بیعت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با زنان به گونه‌ای بود که دستور می‌فرمود ظرف آبی را آماده نمایند آن‌گاه دست مبارکش را داخل آن می‌کرد و بیرون می‌آورد سپس به زن‌ها می‌فرمود دست خود را در ظرف آب داخل نمایند[۱۳].

فاطمه بنت اسد راوی حدیث

یکی از فضایل حضرت فاطمه بنت اسد این است که روایت کننده حدیث است. دانشمندان علم حدیث وی را در زمره راویان حدیث از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) برشمرده‌اند و از ایشان 46 حدیث نقل نموده‌اند[۱۴].

وفات فاطمه بنت اسد

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با پیراهن خودش او را کفن کرد[۱۵]. و فرمود: «جبرئیل به من خبر داد که او اهل بهشت است و خداوند به هفتاد هزار فرشته امر کرده که بر او دعا بخوانند[۱۶].» سپس بر بدن فاطمه نماز میت خواند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در تشییع جنازه او شرکت کرد تا به قبرش در قبرستان بقیع رسید[۱۷]. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) داخل قبر شد و در آن دراز کشید آن‏گاه برخاست و جنازه را با دست خود گرفت و درون قبر گذاشت[۱۸].

محل دفن فاطمه بنت اسد

مقبره فاطمه بنت اسد مادر بزرگوار حضرت امیر المومنین (علیه‌السلام) در بقیع قرار داشت. محتمل است قبری که در نزدیکی قبور ائمه (علیه‌السلام) قرار دارد، از آنِ فاطمه بنت اَسَد باشد. در روایت‌های دیگر محل دفن وی در نزدیکی قبر سعد بن معاذ و ابوسعید خُدْری دانسته شده است. در قرن هفتم زمانی که ابن النجار (م ۶۴۳) کتاب خویش را نگاشت مردم قبر فاطمه بنت اسد را در نزدیکی قبر سعد بن معاذ زیارت می‌کردند اما سمهودی در وفاء الوفاء[۱۹] آن سخن را نادرست دانسته و قبر وی را در نزدیکی بقعه ابراهیم فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دانسته است[۲۰].

مَطَری (م۷۴۱) نیز قبر او را در شمال قبر عثمان یعنی کنار سعد بن معاذ دانسته و گفته است که قُبّه‌ای روی آن وجود دارد[۲۱].

پانویس

  1. ابن­ سعد، الطبقات الکبری، محقق: عبدالقادر عطا، محمد، ج 8، ص 40 و 41
  2. ابن­ سعد، الطبقات الکبری، محقق: عبدالقادر عطا، محمد، ج 8، ص 40
  3. ابن­ سعد، الطبقات الکبری، محقق: عبدالقادر عطا، محمد، ج 8،ص 40 و 41. در صفحه 178 این کتاب نام مادر ایشان چنین ذکر شده است: «فاطمه دختر قیس بن هرم بن رواحة بن حجر بن عبد بن بغیض بن عامر بن لؤى»
  4. عسقلانى، ابن حجر، الإصابة فى تمییز الصحابة، محقق: عبدالموجود، عادل احمد/ معوض، على محمد، ج ‏7، ص 196
  5. عسقلانى، ابن حجر، الإصابة فى تمییز الصحابة، محقق: عبدالموجود، عادل احمد/ معوض، على محمد، ج ‏7، ص 196
  6. ابن المغازلی‏، على بن محمد، مناقب الإمام على بن أبى طالب علیهما السلام، ص 57؛ امین، سید محسن، أعیان الشیعة، ج ‏1، ص 325
  7. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدى، ج ‏1، ص 306؛ عاملى، جعفر مرتضى، الصحیح من السیرة النبی الأعظم، مترجم: سپهرى، محمد ‏(سیرت جاودانه)، ج ‏1، ص 234 و 235
  8. ابن صباغ مالکی، على بن محمد، الفصول المهمة فی معرفة الأئمة علیهم‌السلام، ص 177
  9. ابن ابى الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج 1، ص 14
  10. ممتحنه، 12
  11. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص 28 و 29
  12. ابن الجوزى، تذکرة الخواص، ص 20
  13. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، ج ‏5، ص 527، ح 5
  14. شریف قَرشى، باقر، موسوعة الإمام أمیرالمؤمنین على بن أبى‌طالب علیه‌السلام، ج ‏1، ص36 و 37
  15. المتقی هندی، کنز العمال، بیروت، ج۶، ص۲۲۸
  16. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، دار المعرفه، ج۳، ص۱۰۸
  17. اسکداری، ترغیب اهل المودة، مکتبة الثقافة، ص۹۴
  18. ابن شبه، تاریخ المدینة المنورة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۲۴
  19. سمهودی، علی بن احمد، وفاء الوفاء، ج۲، ص۳۶۷
  20. مدنی برزنجی، جعفر بن اسماعیل، نزهة الناظرین، ص۲۸۰
  21. مطری، محمد بن احمد، التعریف بما انست الهجره، ص۴۳