سیف الدین باخرزی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌وحدت
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '[[پیغمبر' به '[[محمد بن عبد‌الله (خاتم الانبیا) ')
 
(۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۲: خط ۱۲:
</div>
</div>


'''سَیْفُ الدِّیْنِ أَبُو المعالی سعید بن المطهر بن سعید بن عَلِیٍّ القَائِدِی البَاخَرْزِیّ''' یکی از علمای اهل سنت صوفی در قرن هفتم است ذهبی او را چنین توصیف می کند: «الإِمَامُ القُدْوَةُ شَیْخُ خُرَاسَان، کَانَ إِمَاماً مُحَدِّثاً، وَرِعاً زَاهِداً، تَقیّاً، أَثرِیّاً، مُنْقَطِع القَرِیْنِ، بعید الصِّیت، لَهُ وَقْعٌ فِی القُلُوبِ وَمَهَابَةٌ فِی النُّفُوْسِ». صلاح الدین صفدی او را چنین توصیف کرده است: «امامی در سنت و [[تصوف]].» به حدیث نبوی اهتمام داشت و کتابت کرد. وی در سال 659 هجری قمری درگذشت<ref>الذهبي، ج16، ص488-492، 1427هـ-2006م، دار الحديث، القاهرة</ref>.  
'''سَیْفُ الدِّیْنِ أَبُو المعالی سعید بن المطهر بن سعید بن عَلِیٍّ القَائِدِی البَاخَرْزِیّ''' یکی از علمای اهل سنت صوفی در قرن هفتم است ذهبی او را چنین توصیف می‌کند: «الإِمَامُ القُدْوَةُ شَیْخُ خُرَاسَان، کَانَ إِمَاماً مُحَدِّثاً، وَرِعاً زَاهِداً، تَقیّاً، أَثرِیّاً، مُنْقَطِع القَرِیْنِ، بعید الصِّیت، لَهُ وَقْعٌ فِی القُلُوبِ وَمَهَابَةٌ فِی النُّفُوْسِ». صلاح‌الدین صفدی او را چنین توصیف کرده است: «امامی در سنت و [[تصوف]].» به حدیث نبوی اهتمام داشت و کتابت کرد. وی در سال 659 هجری قمری درگذشت<ref>الذهبی، ج16، ص488-492، 1427هـ-2006م، دار‌الحدیث، القاهرة</ref>.  


=زندگی=
=زندگی=


او در نهم شعبان سال 586 هجری قمری در باخرز شهری نزدیک [[نیشابور]] به دنیا آمد و در یازده سالگی به [[بغداد]] آمد و از [[ابن جوزی]] استفاده کرد. او با نجم الدین الکبرى، بهاء الدین السلامهی، تاج الدین محمود الأشنهی، سعد الدین الصرام الهروی، مختار الهروی همراه بود و در جوانی به [[حج]] مشرف شد. سپس بار دوم وارد بغداد شد و برای سهروردی و در [[خراسان]] توسط المؤید طوسی و فضل الله بن محمد بن احمد نوقانی قرائت کرد و سپس در دهستان برای مردم سخن گفت و تلاوت کرد.  
او در نهم شعبان سال 586 هجری قمری در باخرز شهری نزدیک [[نیشابور]] به دنیا آمد و در یازده سالگی به [[بغداد]] آمد و از [[ابن جوزی]] استفاده کرد. او با نجم الدین الکبری، بهاءالدین السلامهی، تاج الدین محمود الأشنهی، سعدالدین الصرام الهروی، مختار الهروی همراه بود و در جوانی به [[حج]] مشرف شد. سپس بار دوم وارد بغداد شد و برای سهروردی و در [[خراسان]] توسط المؤید طوسی و فضل الله بن محمد بن احمد نوقانی قرائت کرد و سپس در دهستان برای مردم سخن گفت و تلاوت کرد.  
=تحصیلات=
=تحصیلات=
وی واعظ جلال الدین بن شیخ شیخ الاسلام برهان الدین مرغینانی کتاب الهدایه را در [[فقه]] از کتب پدرش خواند. سپس به خوارزم و بعد به بخارا رفت و بر محبوبی و کردی و ابورشید الاصبهانی علم خود را ارائه داد.
وی واعظ جلال‌الدین بن شیخ شیخ الاسلام برهان الدین مرغینانی کتاب الهدایه را در [[فقه]] از کتب پدرش خواند. سپس به خوارزم و بعد به بخارا رفت و بر محبوبی و کردی و ابورشید الاصبهانی علم خود را ارائه داد.


از طرفداران او نجم الدین و مقری چنین گفته است که سعدالدین سرجنبان، روح الدین خوارزمی، شمس الدین کبیر نیز بودند. فرزندان او جلال الدین محمد و برهان الدین احمد داشت و مطهر الدین مطهر بودند.
از طرفداران او نجم الدین و مقری چنین گفته است که سعدالدین سرجنبان، روح الدین خوارزمی، شمس الدین کبیر نیز بودند. فرزندان او جلال‌الدین محمد و برهان الدین احمد داشت و مطهر الدین مطهر بودند.


=درگذشت=
=درگذشت=


باخرزی در 20 ذی القعده 659 هجری قمری وفات یافت و وجوه زیادی از خود به جای گذاشت.وصیت کرد که او را در خرقه شیخش نجم الدین کبرى دفن کنند و روز تشییع او روز بود که کسى آن را فراموش نکرد و جمعیت کثیری حضور یافتند و کمال الدین حسن بن مظفر الشیبانى بلدی در رثای او چنین سروده:
باخرزی در 20 ذی القعده 659 هجری قمری وفات یافت و وجوه زیادی از خود به جای گذاشت. وصیت کرد که او را در خرقه شیخش نجم الدین کبری دفن کنند و روز تشییع او روز بود که کسی آن را فراموش نکرد و جمعیت کثیری حضور یافتند و کمال الدین حسن بن مظفر الشیبانی بلدی در رثای او چنین سروده:
آیا ندیدی که شمشیر حق زنگ زده و دین هدایت و شریعت تباه شده است؟
آیا ندیدی که شمشیر حق زنگ زده و دین هدایت و شریعت تباه شده است؟
و اینکه خورشید حق تعالی غروب کرده و نور تقوا و علم خاموش شده است.
و اینکه خورشید حق تعالی غروب کرده و نور تقوا و علم خاموش شده است.
با مرگ شمشیر هدایت و دین بهترین بعد از [[پیغمبر]] در این خاک است.
با مرگ شمشیر هدایت و دین بهترین بعد از [[محمد بن عبد‌الله (خاتم الانبیا)
شیخ زمان سعید بن المطهر ازهدایت پناه او بود<ref>[https://ar.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%8A%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D8%B2%D9%8A سيف الدين الباخرزي]</ref>.
]] در این خاک است.
شیخ زمان سعید بن المطهر ازهدایت پناه او بود<ref>[https://ar.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%8A%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D8%B2%D9%8A سیف الدین الباخرزی]</ref>.


=پانویس=
== پانویس ==
{{پانویس|2}}
{{پانویس}}


[[رده: تصوف]]
[[رده:تصوف]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ نوامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۲:۵۶

آرامگاه شیخ باخرزی در بخارا
نام سَیْفُ الدِّیْنِ أَبُو المعالی سعید بن المطهر بن سعید بن عَلِیٍّ القَائِدِی البَاخَرْزِیّ
نام‎های دیگر شیخ خراسان
درگذشت 659ق

سَیْفُ الدِّیْنِ أَبُو المعالی سعید بن المطهر بن سعید بن عَلِیٍّ القَائِدِی البَاخَرْزِیّ یکی از علمای اهل سنت صوفی در قرن هفتم است ذهبی او را چنین توصیف می‌کند: «الإِمَامُ القُدْوَةُ شَیْخُ خُرَاسَان، کَانَ إِمَاماً مُحَدِّثاً، وَرِعاً زَاهِداً، تَقیّاً، أَثرِیّاً، مُنْقَطِع القَرِیْنِ، بعید الصِّیت، لَهُ وَقْعٌ فِی القُلُوبِ وَمَهَابَةٌ فِی النُّفُوْسِ». صلاح‌الدین صفدی او را چنین توصیف کرده است: «امامی در سنت و تصوف.» به حدیث نبوی اهتمام داشت و کتابت کرد. وی در سال 659 هجری قمری درگذشت[۱].

زندگی

او در نهم شعبان سال 586 هجری قمری در باخرز شهری نزدیک نیشابور به دنیا آمد و در یازده سالگی به بغداد آمد و از ابن جوزی استفاده کرد. او با نجم الدین الکبری، بهاءالدین السلامهی، تاج الدین محمود الأشنهی، سعدالدین الصرام الهروی، مختار الهروی همراه بود و در جوانی به حج مشرف شد. سپس بار دوم وارد بغداد شد و برای سهروردی و در خراسان توسط المؤید طوسی و فضل الله بن محمد بن احمد نوقانی قرائت کرد و سپس در دهستان برای مردم سخن گفت و تلاوت کرد.

تحصیلات

وی واعظ جلال‌الدین بن شیخ شیخ الاسلام برهان الدین مرغینانی کتاب الهدایه را در فقه از کتب پدرش خواند. سپس به خوارزم و بعد به بخارا رفت و بر محبوبی و کردی و ابورشید الاصبهانی علم خود را ارائه داد.

از طرفداران او نجم الدین و مقری چنین گفته است که سعدالدین سرجنبان، روح الدین خوارزمی، شمس الدین کبیر نیز بودند. فرزندان او جلال‌الدین محمد و برهان الدین احمد داشت و مطهر الدین مطهر بودند.

درگذشت

باخرزی در 20 ذی القعده 659 هجری قمری وفات یافت و وجوه زیادی از خود به جای گذاشت. وصیت کرد که او را در خرقه شیخش نجم الدین کبری دفن کنند و روز تشییع او روز بود که کسی آن را فراموش نکرد و جمعیت کثیری حضور یافتند و کمال الدین حسن بن مظفر الشیبانی بلدی در رثای او چنین سروده: آیا ندیدی که شمشیر حق زنگ زده و دین هدایت و شریعت تباه شده است؟ و اینکه خورشید حق تعالی غروب کرده و نور تقوا و علم خاموش شده است. با مرگ شمشیر هدایت و دین بهترین بعد از [[محمد بن عبد‌الله (خاتم الانبیا) ]] در این خاک است. شیخ زمان سعید بن المطهر ازهدایت پناه او بود[۲].

پانویس

  1. الذهبی، ج16، ص488-492، 1427هـ-2006م، دار‌الحدیث، القاهرة
  2. سیف الدین الباخرزی