سازمان همکاری‌ اسلامی

از ویکی‌وحدت
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۵:۰۶ توسط Hadifazl (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی متن - ' گیری' به '‌گیری')
اسازمان کنفرانس اسلامی
نشان
نام سازمان همکاریهای اسلامی(Organisation of Islamic Cooperation)
نام پیشین سازمان کنفرانس اسلامی
تاریخ تشکیل 25 سپتامبر ۱۹۶۹م
دبیرخانه مرکزی شهر بیت‌المقدس، در کشور فلسطین، و تا آزادسازی آن، به صورت موقت عربستان سعودی، جده
موضوع حمایت از همکاری میان کشورهای عضو، بخصوص، دفاع از کشور فلسطین
تعداد اعضا 57
ناظران 5
زبان عربی، انگلیسی، فرانسوی
وبگاه رسمی http://www.oic-oci.org/

سازمان همکاری‌های اسلامی (OIC) دومین سازمان بین دولتی پس از سازمان ملل متحد با عضویت کشورهایی از چهار قاره است. سازمان، صدای جمعی جهان اسلام و تضمین برای حفاظت و حمایت از منافع جهان اسلام در روح ترویج صلح بین‌المللی و هماهنگی میان افراد مختلف جهان است. اما در برخی موارد، تحت تاثیر نفوذ برخی دولت‌ها از جمله عربستان سعودی قرار نمی‌گیرد و در اتخاذ موضع‌گیری دچار انحراف می‌شود.

سازمان کنفرانس اسلامی از زمان نخستین اجلاس سران در سال ۱۹۶۹ (رباط - مغرب) تاکنون 10 اجلاس در سطح سران و ۳4 اجلاس عادی در سطح وزیران خارجه برگزار کرده است. اجلاس وزیران خارجه، هر سال و اجلاس سران، هر سه سال یک بار، برگزار می‌شود. میزبانی هر کشور باید از سوی اجلاس رسمی مورد تأیید قرار گیرد.

کشور میزبان برای یک دوره زمانی که تا برگزاری اجلاس بعدی به طول خواهد انجامید، ریاست سازمان را برعهده دارد. در اجلاس وزیران خارجه و سران، موارد موجود در دستور کار سازمان که شامل امور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اداری و مالی است، مورد بررسی قرار نمی‌گیرد و تصمیمات سازمان درباره آنها طی قطعنامه هایی منتشر می‌گردد. تعداد کل قطعنامه های اجلاس‌های عادی، بیش از ۱۰۰ مورد است.

همچنین در پایان اجلاس سران یا وزیران خارجه، بیانیه ای مشتمل بر نکات اصلی طرح شده در اجلاس و خلاصه تصمیمات انتشار می یابد. اجلاس سران، عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری در سازمان است؛ اما اجلاس وزیران خارجه، عملا مرکز عمده تصمیم‌گیری به شمار می‌آید.

اعضا

آذربایجان، ازبکستان، افغانستان، اندونزی، بنگلادش، پاکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان، قزاقستان، مالدیو، مالزی.

اردن، امارات، ایران، بحرین، سوریه، عراق، عربستان سعودی، عمان، فلسطین، قطر، کویت، لبنان، مصر، یمن.

الجزایر، اوگاندا، برونئی، بنین، بورکینافاسو، توگو، تونس، جیبوتی، چاد، ساحل عاج، سنگال، سودان، سومالی، سیرالئون، کامرون، کومور، گابون، گامبیا، گینه، گینه بیسائو، لیبی، مالی، مراکش، موریتانی، موزامبیک، نیجر، نیجریه.

آلبانی، ترکیه.

سورینام، گویان.

  • اعضای ناظر:

روسیه، بوسنی و هرزگوین، آفریقای مرکزی، تایلند، قبرس.

اهداف سازمان

اهداف سازمان کنفرانس اسلامی هفت مورد است که به ترتیب زیر در منشور آن مشخص شده است:

۱ - ارتقاء همبستگی اسلامی میان کشورهای عضو؛

۲ - حمایت از همکاری میان کشورهای عضو در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و دیگر موارد اساسی و مشورت میان کشورهای عضو در سازمان‌های بین المللی؛

۳ - تلاش در جهت محو تبعیض نژادی و خاتمه بخشیدن به استعمار در تمام اشکال آن؛

۴ - اتخاذ تدابیر لازم برای پشتیبانی از صلح و امنیت بین‌المللی مبتنی بر عدالت؛

۵ - هماهنگ کردن تلاش‌ها به منظور حفاظت از اماکن مقدس و آزادسازی آنها و پشتیبانی از مبارزه ملت فلسطین و کمک به این ملت درجهت بازپس گرفتن حقوق [خود] و آزادنمودن سرزمینش؛

۶ - پشتیبانی از مبارزه تمام ملل اسلامی در راه حفاظت از کرامت، استقلال و حقوق ملی شان؛

۷ - ایجاد جوی به منظور ارتقاء همکاری و تفاهم میان کشورهای اسلامی و دیگر کشورها؛

آیین نامه ای نیز درمورد شیوه جریان امور و تصمیم‌گیری در جلسات رسمی سازمان تهیه شده است که تصمیم‌گیری در سازمان بر پایه آن صورت نمی‌گیرد. همچنین تصمیم‌گیری در سازمان، براساس رأی‌گیری اکثریت است اما در عمل، تصمیمات سازمان طی جلسات رسمی، با اجماع اتخاذ می شود.

ریشه‌های فکری سازمان کنفرانس اسلامی

گستره عضویت سازمان کنفرانس اسلامی عموما شامل کشورهایی است که از یک رشته وجوه مشترک یا نزدیک های تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی و... برخوردارند. محور رسمی تجمع آنها، نقطه اشتراکی است که در اعتقادات دینی دارند. تاریخ اسلامی نیز منع الهام اندیشمندان مسلمان و مایه حرکت در میان نیروهای سیاسی جوامع اسلامی است. درواقع، بر مبنای مقایسه ای ساده میان اوضاع وخیم مسلمانان در عصر حاضر و اقتدار و عظمت آنان در طول نزدیک به ۱۳ قرن، نظری واحد در جوامع اسلامی پدید آمده است که علت ضعف کنونی کشورهای اسلامی را در تفرقه و پراکندگی آنها می داند و راه اساسی رهایی از نابسامانی های فعلی را در تمسک به "اتحاد اسلامی" و رشد فرایند "همبستگی اسلامی" می‌بیند. اعتقاد به "اتحاد" که از زمان ظهور اسلام در جزیرةالعرب به عنوان یک اندیشه بر جوامع اسلامی حاکم بود، از ارزش های سیاسی ریشه نمی‌گیرد که پایه ای دینی دارد. در واقع، قرآن کریم، یگانه راهنمای جاودانه مسلمانان، شامل اشارات و تصریحاتی است که ارزش های سیاسی خاص را در این زمینه منعکس می‌سازد.

تاریخچه تشکیل سازمان کنفرانس اسلامی

با شروع جنگ جهانی دوم، دوره پی‌گیری افکار پان اسلامیست که در آنها احیای خلاقیت اسلامی نیز مورد توجه بود، به پایان رسید و جهان اسلام، وارد دوره جدیدی از حیات سیاسی خود شد. واقعیات این دوره، آثار عمیقی بر افکار سیاسی مسلمانان برجای گذاشت. اهم این واقعیت ها عبارت بودند از:

- شکست مسلمانان در جنگ ۱۹۴۸ در فلسطین و تأسیس دولت صهیونیستی؛ - تأسیس کشور اسلامی پاکستان در بخش‌های مسلمان نشین هند؛ - آغاز عصر استعمارزدایی و استقلال تدریجی کشورهای اسلامی در منطقه؛ - ظهور ناسیونالیسم به عنوان یک نیروی مهم سیاسی؛

بر این اساس، نیروهای اسلام‌گرا در جهان اسلام خواهان تشکیل جبهه ای متحد از کشورهای اسلامی، در نظام موجود بین‌المللی بودند. حضور این نیرو، با تشکیل سازمان کنفرانس اسلامی، به نتیجه مشخص و ملموسی انجامید اما تلاش‌های معاصر جهت تحقق این هدف، به دهه ۱۹۵۰ بازمی‌گردد. تشکیل «کنفرانس عمومی اسلامی» که با کوشش مصر، عربستان و پاکستان در ۱۹۵۲ صورت پذیرفت، یکی از اولین اقدامات کشورهای اسلامی در این رابطه بود.

شکست ۱۹۶۷ میلادی اعراب از اسرائیل و نیز هم زمان با آن، آتش سوزی در مسجدالاقصی (در ۲۱ اوت ۱۹۶۹)، زمینه را برای عملی ساختن طرح برپایی کنفرانس سران اسلامی فراهم ساخت و موجی از خشم و بدبینی نسبت به یهودیان در جهان اسلام پدید آورد.

با برپایی این کنفرانس در رباط (مغرب) بود که این حرکت صورت عملی به خود گرفت. در پایان این کنفرانس، اعلامیه ای منتشر شد که در آن آمده بود که "دولت ها و ملت های آنها مصمم اند هرگونه راه حلی درمورد مسئله فلسطین را که متضمن بازگشت قدس به وضع پیش از ژوئن ۱۹۶۷ نباشد، رد کنند" و نیز اجلاس های بعدی را تنظیم کردند که در اجلاس سوم وزیران خارجه که (مارس ۱۹۷۲) در جده برگزار شد، منشور سازمان مورد تصویب قرار گرفت و به این ترتیب سازمان کنفرانس اسلامی، رسما موجودیت یافت.

دبیرخانه

یکی از ارکان این سازمان دبیرخانه سازمان است که مسئولیت پیگیری و اجرای تصمیمات متخذه در کنفرانس سران و اجلاس وزرای خارجه را برعهده دارد. دبیر کل این سازمان، به عنوان رئیس دبیرخانه که با اکثریت آراء و به مدت ۴ سال انتخاب می‌شود.

مقر دبیرخانه بر اساس منشور کنفرانس اسلامی، شهر بیت‌المقدس است و تا زمان رفع اشغال صهیونیست‌ها، جده در عربستان سعودی به طور موفت مقر دبیرخانه است.

دادگاه بین‌المللی عدل اسلامی

در اجلاس پنجم سران کنفرانس اسلامی در کویت ۱۹۸۷، با تصویب قطعنامه‌ای، دادگاه بین‌المللی عدل اسلامی، نیز یکی از ارکان این سازمان، اعلام شد. که مقر آن در کویت و متشکل از ۷ قاضی برای مدت ۴ سال می‌باشد که حوزۀ اقتدار آن در مورد مسائلی که دولت‌های عضو متفقاً به دادگاه احاله داده باشند و مسائلی که در معاهدات لازم‌الاجرا مطرح می‌شود و تفسیر معاهدات دو یا چند جانبه و تحقیق در هر موضوعی از موضوعات حقوق بین‌الملل و تحقیق در مورد واقعه‌ای که موجب تزلزل در تعهدات بین‌المللی است. اگرچه عملاً این نهاد رسمیت نیافته است.

کمیته‌های تخصصی

برای پیگیری و اجرای مصوبات اجلاسیه‌های سازمان، کمیته‌های تخصصی تشکیل می‌گردند که به دو گروه کمیته‌های دائمی و کمیته‌های موقت تقسیم می‌شوند؛ مثل کمیته‌های همکاری اطلاعاتی و فرهنگی و کمیته همکاری‌های تجاری و اقتصادی و کمیته همکاری‌های علمی و تکنولوژیک و کمیته‌های موقت نیز که به تناسب ضرورت و نیاز جهان اسلام تاسیس می‌شوند مثل: کمیته اسلامی صلح و کمیته ویژه افغانستان. البته این سازمان دارای ارگان‌های فرعی نیز است که دولت‌های عضو سازمان، عضو این ارگان‌ها نیز هستند مثل مجمع فقه اسلامی و بانک توسعه اسلامی و مرکز اسلامی توسعه تجارت.[۱] [۲]

تاریخچه اجلاس سران سازمان همکاری‌‌های اسلامی

سازمان کنفرانس اسلامی از زمان تشکیل خود در سال 1969 تاکنون 11 اجلاس سران و چند نشست فوق العاده برگزار کرده اما از زمان آغاز موج بیداری اسلامی نشست های آن به حالت تعویق درآمده است.

اجلاس اول: مراکش 1969

اولین نشست سران کشورهای اسلامی که در واقع زمینه ساز شکل‌گیری سازمان کنفرانس اسلامی به صورت رسمی شد، در سپتامبر سال 1969 در کشور مراکش برگزار شد، با وجود اینکه پیش از این سال نیز درخواست هایی برای تشکیل کنفرانسی از کشورهای اسلامی مطرح بود، اما اجماعی در مورد آن صورت نمی گرفت، چرا که برخی از کشورها از جمله مصر این طرح را توطئه ای آمریکایی برای نفوذ بر جهان عرب و شکستن ناسیونالیسم عربی معرفی می‌کردند، اما جنگ اعراب و اسرائیل و تشدید جنایات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینی ها از جمله آتش‌سوزی مسجد‌الاقصی خشم مسلمانان جهان را برانگیخت و زمینه‌ساز تقویت وحدت اسلامی در مبارزه با دشمنان شد. به دنبال این جریانات به دعوت شاه مغرب کنفرانس فوق‌العاده‌ای با شرکت 24 کشور برای بررسی خطرهایی که مقدسات اسلامی را تهدید می‌کند در مراکش تشکیل گردید که مقدمات تشکیل سازمان کنفرانس اسلامی را مهیا کرد.

اجلاس دوم: پاکستان 1974

دومین نشست سران کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی که اولین نشست بعد از تصویب رسمی تشکیل این اجلاس به شمار می‌رود، در روزهای 22 تا 24 فوریه سال 1974 در شهر لاهور پاکستان برگزار شد، در این نشست محورهای زیادی مورد بررسی قرار گرفت که موضوع فلسطین و اشغالگری صهیونیست ها از جمله مهم‌ترین محورهای آن به شمار می‌رود، اعضای این نشست با تاکید بر دین مشترک و مبارزه مشترک و همبستگی میان یکدیگر برای توسعه جمعی، آرمان فلسطین را آرمان تمامی کشورهای اسلامی دانسته و گفتند که اجازه نمی‌دهند برای تحقق منافع منطقه ای یا منافع دیگر علیه این آرمان از زور استفاده شود. آنها کشورهای اسلامی را مسئول اتفاقات فلسطین دانستند.

این نشست با تاکید بر قداست شهر قدس و مسجد الاقصی تاکید کرد که کشورهای اسلامی هیچ توافق یا پروتکلی را که اجازه ادامه اشغالگری صهیونیست ها بر قدس را بدهد، امضا نمی‌کنند و هر گونه مذاکرات برای تحقق سازش در منطقه را مشروط به عقب‌نشینی اسرائیل از قدس می‌دانند.

اجلاس سوم: مکه 1981

سومین نشست سران کنفرانس اسلامی در روز های 25 تا 28 ژانویه در شهر مکه مکرمه برگزار شد، این نشست بعد از مذاکرات سه روزه خود مصوباتی داشت که در زمینه های مختلف قابل بررسی است، برنامه کاری اسلامی برای مقابله با دشمن صهیونیستی، برنامه حمایت از [[قدس] و خاورمیانه، مصوبه نشست در مورد اوضاع افغانستان، تاکید بر همبستگی اسلامی، مصوباتی در مورد جنگ ایران و عراق از دیگر موارد توافق شده در این نشست بود، بیانیه نشست در مورد جنگ تحمیلی بدون اشاره به مسئولیت عراق در تجاوز نظامی به جمهوری اسلامی، خواستار توقف فوری درگیری ها و آتـش بس میان دو طرف شد.

اجلاس چهارم: مراکش 1984

این نشست در روزهای 16 تا 19 ژانویه سال 1984 در شهر «دار البیضا» در مراکش برگزار شد، این نشست بار دیگر بر مواضع گذشته خود در موضوع اشغالگری رژیم صهیونیستی و حمایت از قدس شریف و جنگ ایران و عراق تاکید کرده و همچنین موضع‌گیری هایی نیز در مورد تجاوز هوایی آمریکا به سوریه و بلندی های جولان و ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی اتخاذ کرده و آن را عامل تهدید کننده منطقه دانست.

اجلاس پنجم: کویت1987

این نشست در روزهای 26 تا 29 ژانویه سال 1987 در کویت برگزار شد، بیانیه پایانی این اجلاس با اشاره به اسامی کشورها و سازمان‌های شرکت کننده در آن با تاکید بر حمایت مجدد از آرمان فلسطین سیاست آمریکا در حمایت نامحدود از رژیم صهیونیستی را محکوم کرده و خواستار ارتباط با گروه های اروپایی برای احترام بیشتر به قوانین و منشورهای بین‌المللی در این زمینه شد. این اجلاس همچنین از اعضای شرکت کننده خواست تا از هر ارتباط مستقیم و غیر مستقیم با رژیم صهیونیستی اجتناب کنند. کشورهای اسلامی حاضر در این نشست اشغالگری اسرائیل در جنوب لبنان را نیز محکوم کرده و خواستار خروج فوری صهیونیست‌ها از جنوب لبنان شدند.

اجلاس ششم: سنگال 1991 ششمین اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی در روزهای 9 تا 11 دسامبر سال 1991 در داکار برگزار شد، این نشست نیز علاوه بر تاکید بر مواضع قبلی در زمینه آزادسازی سرزمین های اشغالی بویژه بلندی های جولان و ضرورت حمایت از آرمان فلسطین و قدس شریف جنایات صهیونیست ها در جنوب لبنان را محکوم کردند، اشغالگری عراق در کویت از دیگر محورهای مذاکرات این نشست بود و اعضا اقدام عراق در اشغال کویت را محکوم کردند.

اجلاس هفتم: مراکش 1994

اجلاس هفتم سازمان کنفرانس اسلامی نیز برای سومین بار در مراکش و شهر دار البیضا برگزار شد، این نشست بین روزهای 13 تا 15 دسامبر سال 1994 برگزار شد و اعضای شرکت کننده با تاکید بر حمایت از آرمان فلسطین و قدس اشغالی، عقب‌نشینی‌هایی را در تقابل با دشمن صهیونیستی از خود نشان داده و حمایت خود را از روند سازش بر اساس رویکرد «زمین در برابر صلح» و سایر طرح های دیگر اعلام کردند. این نشست البته توطئه صهیونیست ها در تقسیم حرم ابراهیمی در شهر الخلیل را محکوم کرده و خواستار پایداری شهروندان سوری و لبنانی در جولان سوریه و جنوب لبنان علیه اشغالگری صهیونیست‌ها شد. حمایت از تمامیت ارضی بوسنی و محکومیت تجاوز صرب‌ها به این کشور از دیگر بندهای بیانه پایانی این نشست بود.

اجلاس هشتم: ایران 1997

هشتمین اجلاس سران کنفرانس اسلامی در روزهای 9 تا 11 دسامبر سال 1997 در تهران برگزار شد، موضوعاتی نظیر قدس شریف و آرمان فلسطین، بوسنی و هرزه گوین، جامو و کشمیر، افغانستان، سومالی، تجاوز آمریکا به لیبی در سال 1986، همبستگی با ایران و لیبی در مورد قانون داماتو، تاکید بر خلع سلاح های کشتار جمعی در منطقه و ضرورت رهایی از زباله های هسته ای و مسموم در این اجلاس به بررسی گذاشته شد.

اجلاس نهم: قطر 2000

اجلاس بعدی سران کشورهای اسلامی در دوحه قطر و در روزهای 12 و13 نوامبر برگزار شد، بیانیه پایانی نشست نیز با اشاره به کشورها و سازمان‌های عضو و ناظر شرکت کننده در نشست بر ضرورت قطع روابط کشورهای عضو که با اسرائیل ارتباط دارند، تاکید کرده و جنایات صهیونیست ها در فلسطین اشغالی و قدس شریف و هتک حرمت مسجد الاقصی در بستن دربهای آن را محکوم نمودند. بیانیه با حمایت از ملت سوریه در اراضی اشغالی از رژیم صهیونیستی خواست تا به تعهدات خود در قبال منشورهای بین‌المللی عمل کند.

بیانیه مذکور با تبریک پیروزی ملت لبنان در بیرون راندن دشمن صهیونیستی از جنوب سرزمین های خود خواستار تعین تکلیف ربوده شده های لبنانی از زندان های رژیم صهیونیستی شد.

نشست فوق العاده قطر: مارس 2003

در سایه افزایش تهدیدات غرب درباره حمله به عراق، سازمان کنفرانس اسلامی در روز 5 مارس سال 2003 و نزدیک به یک ماه قبل از حمله آمریکا به این کشور نشست فوق العاده ای را ترتیب داد، در این نشست کشورهای عضو هر گونه حمله احتمالی به عراق را محکوم کردند و بر ضرورت حمایت از امنیت عراق تاکید کردند، آنها همچنین اعلام کردند که هیچ یک از کشورهای عضو نباید در حمله احتمالی به عراق شرکت کنند.

بررسی اوضاع خطرناک فلسطین اشغالی و افزایش جنایات و تجاوزهای صهیونیست ها در اشغال شهرها و محدود کردن ارتباطات ملت فلسطین با دنیای خارج دومین محور مذاکرات در نشست فوق العاده دوحه بود. توقف ساخت دیوار نژاد‌پرستانه حایل، توقف شهرک سازی صهیونیستی و پایان دادن به اشغال شهرهای فلسطین از دیگر مطالبات کشورهای اسلامی در این نشست بود.

اجلاس دهم: مالزی 2003

دهمین اجلاس سران کشورهای اسلامی در 16 و 17 اکتبر در مالزی برگزار شد، این نشست مصوبه‌هایی را در مورد آرمان فلسطین، قدس شریف و همچنین مناقشه جامو و کشمیر و اشغال اراضی سوریه و لبنان از سوی دشمن صهیونیستی و همچنین منازعه اعراب و اسرائیل داشت، کشورهای اسلامی تهدیدات رژیم صهیونیستی علیه یاسر عرفات را محکوم کرده و ادامه خشونت های صهیونیست ها علیه ملت فلسطین و شهرک سازی صهیونیستی را محکوم کردند. این کنفرانس که پیشتر مواضع تندی علیه حمله خارجی به عراق اتخاذ کرده بود، از تشکیل شورای حکومت انتقالی در عراق استقبال کرده و از اشغالگران خواست تا به آزادی های مدنی و دینی و فرهنگی عراقی ها احترام بگذارند.

نشست فوق العاده مکه: 2005

این نشست در روزهای 7 و 8 دسامبر سال 2005 در مکه مکرمه برگزار شد و در آن اوضاع فلسطین اشغالی و عراق، جامو و کشمیر، سومالی ، قبرس و سودان به بررسی گذاشته شد، همزمان با افزایش اقدامات تروریستی در عراق، این نشست اقدامات تروریستی در این کشور را محکوم کرده و همچنین تصاویر موهن و اهانت به پیامبر اعظم را نیز محکوم کرده و نسبت به آن ابراز نگرانی کرد.

اجلاس یازدهم: سنگال 2008

این نشست در روزهای 13 و 14 مارس سال 2008 در داکار برگزار شد، حمایت از آرمان فلسطین و درگیری‌های عربی- اسرائیلی، محکومیت حمله نظامی رژیم صهیونیستی به نوار غزه، نگرانی از اوضاع انسانی در غزه و دعوت از کمیته چهارجانبه و جامعه جهانی برای حل این مشکلات، تاکید بر ابتکار عربی برای حل بحران لبنان و محکومیت شدید جنایات صهیونیست ها در حمله به لبنان از دیگر موضوعات مطرح شده در این نشست بوده است.

این نشست همچنین اقدامات آمریکا در تحمیل تحریم های یک جانبه علیه سوریه را نیز محکوم کرده و قانون مجازات سوریه را باطل اعلام کرده و بر همبستگی خود با ملت سوریه تاکید کرد. اعلام همبستگی با دولت و ملت سودان، تاکید بر حاکمیت و تمامیت ارضی سومالی از دیگر محورهای این نشست بود.

تعویق اجلاس دوازدهم در مصر

دوازدهمین اجلاس سران کشورهای اسلامی قرار بود در 15 مارس سال 2011 در شرم الشیخ مصر برگزار شود که با توجه به انقلاب مردمی در این کشور و ناآرام بودن مصر این اجلاس برگزار نشد.

نشست فوق العاده مکه: 2012

اجلاس فوق‌العاده سازمان همکاری‌های اسلامی بنا به دعوت ملک عبدالله بن عبدالعزیز شاه عربستان سعودی 24 و 25 مرداد 1391 (14 و 15 آگوست) در مکه مکرمه برگزار شد.

در این اجلاس سران بیش از 40 کشور از مجموع 57 کشور عضو سازمان همکاری اسلامی حضور داشتند.

"محمود احمدی‌نژاد"، رئیس جمهور پیشین جمهوری اسلامی ایران، نیز در این مکان در کنار پادشاه عربستان نشسته بود. این موضوع موجب شد تا هر یک مهمانان پس از دیدار با ملک عبدالله، با رئیس جمهور کشورمان نیز گپ و گفتی کوتاه داشته باشد.

پانویس

  1. آقایی، داوود، سازمان بین‌المللی، تهران، نسل نیکان، ۱۳۸۲، چاپ اول، ص۳۲۵.
  2. ضیائی بیگدلی، محمدرضا، حقوق بین‌الملل عمومی، تهران، گنج دانش، ۱۳۷۹، چاپ چهاردهم، ص۲۳۵.