حضرت هارون: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌وحدت
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (Hadifazl صفحهٔ هارون را بدون برجای‌گذاشتن تغییرمسیر به حضرت هارون منتقل کرد)
 
(۴۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{Mbox
{{جعبه اطلاعات انبیا
| type  = notice
| عنوان = هارون
| class = ambox-In_use
| تصویر = هارون.jpg
| image = [[File:Ambox clock.svg|48px|alt=|link=]]
| نام = هارون بن عمران(علیه السلام)
| css = margin: 1px
| تاریخ تولد =
| text  = این {{#ifeq:{{{1|}}}|بخش|[[راهنما:بخش|بخش]]|{{#switch:{{NAMESPACE}}
| محل تولد =  
| {{ns:0}}      = مقاله
| تاریخ وفات =  
| بحث          = [[راهنما:صفحه بحث|صفحه بحث]]
| مدفن = کوه هور در غرب [[اردن]]
| رده‌بندی      = [[ویکی‌پدیا:رده‌بندی|رده]]
| لقب‌ =
| راهنما          = [[راهنما:فهرست|فهرست]]
| کنیه =  
| درگاه        = [[ویکی‌پدیا:درگاه|درگاه]]
| پدر = عمران
| الگو      = [[ویکی‌پدیا:فضای نام الگو|الگو]]
| مادر = یوکابد
| کاربر          = [[ویکی‌پدیا:صفحه‌های کاربری|صفحه کاربری]]
}}
| بحث کاربر      = [[ویکی‌پدیا:صفحه‌های کاربری|صفحه بحث کاربری]]
'''هارون بن عمران''' از [[پیامبران|پیامبران الهی]] برادر، جانشین و همراه [[حضرت موسی |حضرت موسی (علیه السلام)]] بود که در [[قرآن]] از قول موسی به فصاحت وی در سخن گفتن اشاره شده است. در حدیثی از [[محمد بن عبد‌الله (خاتم الانبیا)|پیامبر اکرم]] جایگاه [[علی بن ابی طالب|امام علی (علیه السلام)]] نسبت به پیامبر اکرم به جایگاه هارون نسبت به موسی تشبیه شده است. این حدیث در منابع [[شیعه]] و [[سنی]] نقل شده و به حدیث منزلت شناخته می‌شود.
| ویکی‌پدیا      = [[ویکی‌پدیا:فضای نام ویکی‌پدیا|صفحه ویکی‌پدیا]]
هنگامی که [[موسی]] برای گرفتن الواح به [[طور سینا]] رفت، هارون را جانشین خود قرار داد. در این مدت فردی به نام سامری گوساله‌ای ساخت و [[بنی اسرائیل|بنی‌اسرائیل]] را به پرستش آن دعوت کرد و هارون نتوانست مانع آنها شود؛ البته [[تورات]] ساخت گوساله را به هارون نسبت داده است.
| بحث ویکی‌پدیا = [[ویکی‌پدیا:فضای نام ویکی‌پدیا|صفحه بحث ویکی‌پدیا]]
هارون در ۱۲۳ سالگی در طور سینا از دنیا رفت در کوه هور [[اردن]] که به جبل هارون شهرت دارد، مقبره‌ای به او منسوب است.
}}}} هم‌اکنون  برای {{#ifeq:{{{1|}}}|بخش|{{{2|مدتی کوتاه}}}|{{{1|مدتی کوتاه}}}}} '''تحت ویرایش عمده''' است. این برچسب برای جلوگیری از [[راهنما:تعارض ویرایشی|تعارض ویرایشی]] اینجا گذاشته شده‌است، لطفا تا زمانیکه این پیام نمایش داده می‌شود ویرایشی در این {{#ifeq:{{{1|}}}|بخش|بخش|صفحه}} انجام ندهید.<br>
<small>{{#if:{{{زمان|}}}|این پیام در {{{زمان|}}} اضافه شده است.|}} این صفحه آخرین‌بار در {{#time:H:i، j F Y|{{REVISIONTIMESTAMP}}}} ({{کوچک}}ساعت هماهنگ جهانی{{پایان کوچک}}) ({{Time ago|{{REVISIONTIMESTAMP}}}}) تغییر یافته‌است؛ لطفا اگر در چند ساعت اخیر [{{fullurl:{{FULLPAGENAME}}|action=history}} ویرایش نشده است]، این الگو را حذف کنید. اگر شما ویرایشگری هستید که این الگو را اضافه کرده است، لطفا مطمئن شوید آن را حذف یا با در دست ساخت جایگزین می‌کنید.</small>
<includeonly>{{#ifeq:{{{category}}}|no||{{#switch:{{NAMESPACE}}
| کاربر
| بحث کاربر = <!-- no category -->
| [[رده:صفحه‌های سخت در دست ویرایش]]}}}}</includeonly>
}}<noinclude>
</noinclude>


<div class="wikiInfo">
== دلیل نام‌گذاری حضرت هارون‌(علیه السلام) ==
[[پرونده:هارون.jpg|بندانگشتی|هارون]]
هارون لفظ غیرعربى است و به معنى کوه نشین یا نورانى می‌باشد<ref>قاموس قرآن (سید على اكبر قرشى)، ج7، ص151</ref>.
{| class="wikitable aboutAuthorTable" style="text-align:Right" |+ |
!نام
|هارون بن عمران (ع)
|-
|نام در قرآن
|هارون
|-
|مدت عمر
|123
|-
|آرامگاه
|کوه هور در غرب اردن
|-
|تکرار نام در قرآن
|19
|-
|نام پدر
|عمران
|-
|نام مادر
|یوکابد
|-
|}
</div>


'''هارون بن عمران''' از [[پیامبران الهی]]، برادر، جانشین و همراه حضرت موسی(ع) بود که در [[قرآن]] از قول موسی به فصاحت وی در سخن گفتن اشاره شده است. در حدیثی از [[پیامبر اکرم]]، جایگاه [[امام علی(ع)]] نسبت به پیامبر اکرم به جایگاه هارون نسبت به موسی تشبیه شده است. این حدیث در منابع [[شیعه]] و [[سنی]] نقل شده و به حدیث منزلت شناخته می‌شود.
== نسب حضرت هارون (علیه السلام) ==
نسب هارون این گونه است که هارون بن عمران بن قاهث بن لاوی بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم (علیه السلام)<ref>التحقیق فی كلمات القرآن الكریم (علامه شیخ حسن مصطفوى)، ج11، ص253.</ref>.


هنگامی که [[موسی]]<ref>ر.ک:مقاله موسی</ref> برای گرفتن الواح به [[طور سینا]] رفت، هارون را جانشین خود قرار داد. در این مدت، فردی به نام سامری گوساله‌ای ساخت و بنی‌اسرائیل را به پرستش آن دعوت کرد و هارون نتوانست مانع آنها شود؛ البته تورات، ساخت گوساله را به هارون نسبت داده است.
== حضرت هارون (علیه السلام) در قرآن ==
نام حضرت هارون بیست بار در قرآن و بیشتر به همراه [[حضرت موسی|حضرت موسی(علیه السلام)]] ذکر شده است که در مواردى حاوى ستایش شخصیت حضرت هارون می‌باشد. بعضی از مفسرین گفته‏‌اند که نام مبارکش نوزده بار در [[قران |کلام الله مجید]] یاد شده زیرا مراد از {{متن قرآن |یا أُخْتَ هارُونَ ما کانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ |سوره = مریم |آیه = 28 }}: هارون برادر [[حضرت موسی|موسى]] نیست<ref>قاموس قرآن (سید على اكبر قرشى)، ج7، ص151
</ref>
{{متن قرآن |وَ أَخِى هرُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّى لِساناً |سوره = قصص |آیه = 34}}: و برادرم هارون از من زبان آورتر است.


هارون در ۱۲۳ سالگی در طور سینا از دنیا رفت، در کوه هور [[اردن]] که به جبل هارون شهرت دارد، مقبره‌ای به او منسوب است.  
{{متن قرآن |وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هرُونَ نَبِیّاً|سوره = مریم |آیه = 53 }}: و به رحمت خویش برادرش هارون پیامبر را به او بخشیدیم.
{{متن قرآن |وَلَقَدْ آتَیْنا مُوسى وَ هرُونَ الفُرْقانَ وَ ضِیاءً وَ ذِکْراً لِلْمُتَّقِینَ |سوره = انبیاء |آیه = 48}}: و در حقیقت به موسى و هارون فرقان دادیم و کتاب‌شان براى پرهیزگاران روشنایى و اندرزى است.


=وجه تسمیه حضرت هارون (ع)=
در [[قرآن|قرآن کریم]] هیچ مساله اى که مختص به آن جناب باشد، نیامده مگر همان جانشینى او براى برادرش، در آن چهل روزى که به میقات رفته بود، {{متن قرآن |وَ قالَ مُوسى لِأَخِیهِ هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاتَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ |سوره = اعراف |آیه = 142 }}: که به برادر خود هارون گفت: [[خلیفه]] من باش در قومم، و اصلاح کن، و راه مفسدان را پیروى مکن، و وقتى از میقات برگشت، در حالى که خشمناک و متاسف بود که چرا گوساله پرست شدند، الواح [[تورات]] را بیفکند، و سر برادر را بگرفت و به طرف خود بکشید، هارون گفت: اى پسر مادر! مردم مرا ضعیف کردند، (و گوش به سخنم ندادند)، و نزدیک بود مرا بکشند، پس پیش روى دشمنان مرا شرمنده و سرافکنده مکن، و مرا جزو این مردم ستمگر قرار مده، موسی گفت: پروردگارا مرا و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل کن، که تو ارحم الراحمینى<ref> ترجمه المیزان (سید محمدباقر موسوى همدانى)، ج16، ص62</ref>.


هارون لفظ غیرعربى است و به معنى كوه نشین یا نورانى می باشد. <ref>قاموس قرآن (سید على اكبر قرشىج7، ص151</ref>
== حضرت هارون(علیه السلام) در روایات ==
خدای تعالی به موسی و هارون [[وحی]] فرمود: دوستان من خود را به زیور خاکساری و خشوع و ترس می‌آرایند. این زیور در دل‌های شان می‌روید و در پیکرهای شان نمودار می‌شود و این زیور لباس زیرین و رویین آنها است که به تن می‌کنند<ref>بحارالأنوار (علامه مجلسىج13، ص49</ref>.


=نسب حضرت هارون (ع)=
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به امام علی (علیه السلام): تو نسبت به من همچون هارونی نسبت به موسی جز آن که پس از من پیامبری نیست<ref>بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج31، ص333</ref>.


نسب هارون این گونه است که هارون بن عمران بن قاهث بن لاوی بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم (ع) . <ref>التحقیق فی كلمات القرآن الكریم (علامه شیخ حسن مصطفوىج11، ص253.</ref>
[[محمد بن عبد‌الله (خاتم الانبیا)|پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)]] به [[علی بن ابی طالب|علی (علیه السلام)]]: آیا نمی‌پسندی که نزد من همان جایگاهی را داشته باشی که هارون نزد موسی داشت؛ با این تفاوت که تو پیامبر نیستی؟ مرا نشاید که بروم مگر آن که تو جانشین من باشی<ref> تفسیر نورالثقلین (ابن جمعه هویزىج2، ص62</ref>.


=حضرت هارون (ع) در قرآن=
امام علی (علیه السلام) در وصف پیامبران (صلی الله علیه و آله و سلم): گروهی مستضعف بودند و خداوند آنها را با گرسنگی آزمود و به سختی‌ها مبتلای‌شان فرمود و با ترس و هراس‌ها امتحان شان نمود و در بوته ناملایمات زیر و روشان کرد... حضرت موسی بن عمران به همراه برادرش هارون (علیه السلام)، در حالی نزد فرعون رفتند که لباس پشمین بر تن و عصای چوبین در دست داشتند...<ref>پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله و سلم از نگاه قرآن و اهل بیت (حمیدرضا شیخى)، النص العربی، ص144</ref>.


نام حضرت هارون بیست بار در قرآن و بیشتر به همراه حضرت موسی (ع) ذكر شده است كه در مواردى حاوى ستایش شخصیت حضرت هارون می باشد. بعضی از مفسرین گفته اند که نام مباركش نوزده بار در [[كلام الله مجید]] یاد شده زیرا مراد از «یا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ»: <ref>سوره مریم، آیه 28</ref> هارون برادر موسى نیست. <ref>قاموس قرآن (سید على اكبر قرشىج7، ص151</ref>
تفسیر (على بن ابراهیم) با استناد به [[جعفر بن محمد (صادق‌)|امام صادق (علیه السلام)]] در [[معراج|روایت معراج]] از قول پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل مى کند که فرمود: وقتى به آسمان پنجم صعود کردم در آنجا مردى تنومند با چشمانى درشت مشاهده کردم که پیرامون او گروهى از امت وى بودند و من از کثرت آنها متعجب شدم و پرسیدم: اى [[جبرئیل]] این مرد کیست؟ جبرئیل گفت: او هارون پسر عمران است، من بر او سلام و برایش استغفار کردم و او نیز به من سلام کرد و برایم استغفار نمود و در آن محل نیز مانند سایر قسمت هاى آسمان [[ملائکه]] خشوع نمودند<ref>قصص الأنبیاء (قصص قرآن) (فاطمه مشایخص330</ref>.


«وَ أَخِى هرُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّى لِساناً»: و برادرم هارون از من زبان آورتر است. <ref>سوره قصص، آیه 34</ref>
== اخلاق و فضائل و ویژگی‌های حضرت هارون ==
خداى تعالى در [[سوره صافات]] آن جناب را در منت هایش و در دادن کتاب و هدایت به سوى صراط مستقیم و در داشتن تسلیم و بودنش از محسنین و از بندگان مؤمنین به خدا با حضرت موسی‌(علیه السلام) شریک دانسته و او را از مرسلان دانسته و از انبیایش معرفى کرده و او را از کسانى دانسته که بر آنان انعام فرموده و او را با سایر [[پیامبران|انبیاء]] در صفات جمیل آنان از قبیل احسان، صلاح، فضل، اجتباء و هدایت شریک قرار داده و یک‌جا ذکر کرده.


«وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هرُونَ نَبِیّاً»: و به رحمت خویش برادرش هارون پیامبر را به او بخشیدیم. <ref>سوره مریم، آیه 53</ref>
و در آیه {{متن قرآن |وَاجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی، هارُونَ أَخِی، اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی، وَ أَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی، کَیْ نُسَبِّحَکَ کَثِیراً، وَ نَذْکُرَکَ کَثِیراً إِنَّکَ کُنْتَ بِنا بَصِیراً |آیه = 29 |سوره = طه }} موسى (علیه السلام) در مناجات شب طور [[دعا]] کرده و از خدا خواسته که هارون را وزیر او قرار دهد و پشتش را به وى محکم نموده و او را شریک او قرار دهد تا خدا را بسیار [[تسبیح|تسبیح]] کنند و بسیار ذکر گویند، هم طراز موسى دانسته و آن جناب در تمامى مواقف ملازم برادرش بوده و در عموم کارها با او شرکت مى کرده و او را در رسیدنش به مقاصد یارى مى کرد<ref> ترجمه المیزان (سید محمدباقر موسوى همدانى)، ج16، ص61</ref>.
«وَلَقَدْ آتَیْنا مُوسى وَ هرُونَ الفُرْقانَ وَ ضِیاءً وَ ذِكْراً لِلْمُتَّقِینَ»: و در حقیقت به موسى و هارون فرقان دادیم و كتابشان براى پرهیزگاران روشنایى و اندرزى است. <ref>سوره انبیاء، آیه 48</ref>


در قرآن کریم هیچ مساله اى كه مختص به آن جناب باشد، نیامده مگر همان جانشینى او براى برادرش، در آن چهل روزى كه به میقات رفته بود، "وَ قالَ مُوسى لِأَخِیهِ هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاتَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ": كه به برادر خود هارون گفت: [[خلیفه]]<ref>ر.ک:مقاله خلیفه</ref> من باش در قومم، و اصلاح كن، و راه مفسدان را پیروى مكن، و وقتى از میقات برگشت، در حالى كه خشمناك و متاسف بود كه چرا گوساله پرست شدند، الواح تورات را بیفكند، و سر برادر را بگرفت و به طرف خود بكشید، هارون گفت: اى پسر مادر! مردم مرا ضعیف كردند، (و گوش به سخنم ندادند)، و نزدیك بود مرا بكشند، پس پیش روى دشمنان مرا شرمنده و سرافكنده مكن، و مرا جزو این مردم ستمگر قرار مده، موسی گفت: پروردگارا مرا و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل كن، كه تو ارحم الراحمینى. <ref> ترجمه المیزان (سید محمدباقر موسوى همدانى)، ج16، ص62</ref>
== پانویس ==
{{پانویس}}


=حضرت هارون (ع) در روایات=
[[رده:پیامبران]]
 
خدای تعالی به موسی و هارون وحی فرمود: دوستان من خود را به زیور خاكساری و خشوع و ترس می آرایند. این زیور در دل های شان می روید و در پیكرهای شان نمودار می شود و این زیور لباس زیرین و رویین آنها است كه به تن می كنند. <ref>بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج13، ص49</ref>
 
پیامبر اکرم (ص) به امام علی (ع) : تو نسبت به من همچون هارونی نسبت به موسی جز آن كه پس از من پیامبری نیست. <ref>بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج31، ص333</ref>
 
پیامبر خدا (ص) به علی (ع): آیا نمی پسندی كه نزد من همان جایگاهی را داشته باشی كه هارون نزد موسی داشت؛ با این تفاوت كه تو پیامبر نیستی؟ مرا نشاید كه بروم مگر آن كه تو جانشین من باشی. <ref> تفسير نورالثقلين (ابن جمعه هويزى)، ج2، ص62</ref>
 
امام علی (ع) در وصف پیامبران (ص): گروهی مستضعف بودند و خداوند آنها را با گرسنگی آزمود و به سختی ها مبتلایشان فرمود و با ترس و هراس ها امتحان شان نمود و در بوته ناملایمات زیر و روشان كرد... حضرت موسی بن عمران به همراه برادرش هارون (ص)، در حالی نزد فرعون رفتند كه لباس پشمین بر تن و عصای چوبین در دست داشتند... <ref>پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و سلم از نگاه قرآن و اهل بیت (حميدرضا شيخى)، النص العربي، ص144</ref>
 
تفسیر (على بن ابراهیم) با استناد به [[امام صادق (ع)]]<ref>ر.ک:مقاله امام صادق (ع)</ref> در روایت معراج از قول پیامبر اسلام (ص) نقل مى كند كه فرمود: وقتى به آسمان پنجم صعود كردم در آنجا مردى تنومند با چشمانى درشت مشاهده كردم كه پیرامون او گروهى از امت وى بودند و من از كثرت آنها متعجب شدم و پرسیدم: اى جبرئیل این مرد كیست؟ جبرئیل گفت: او هارون پسر عمران است، من بر او سلام و برایش استغفار كردم و او نیز به من سلام كرد و برایم استغفار نمود و در آن محل نیز مانند سایر قسمت هاى آسمان ملائكه خشوع نمودند. <ref>قصص الأنبياء (قصص قرآن) (فاطمه مشايخ)، ص330</ref>
 
=پانویس=
{{پانویس|3}}
 
[[رده:پیامبران بنی‌اسرائیل]]
[[رده:شخصیت‌های قرآنی]]
[[رده:شخصیت‌های کتاب مقدس در اسلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ نوامبر ۲۰۲۳، ساعت ۲۰:۵۴

هارون
هارون.jpg
نام کاملهارون بن عمران(علیه السلام)
پدرعمران
مادریوکابد
مدفنکوه هور در غرب اردن

هارون بن عمران از پیامبران الهی برادر، جانشین و همراه حضرت موسی (علیه السلام) بود که در قرآن از قول موسی به فصاحت وی در سخن گفتن اشاره شده است. در حدیثی از پیامبر اکرم جایگاه امام علی (علیه السلام) نسبت به پیامبر اکرم به جایگاه هارون نسبت به موسی تشبیه شده است. این حدیث در منابع شیعه و سنی نقل شده و به حدیث منزلت شناخته می‌شود. هنگامی که موسی برای گرفتن الواح به طور سینا رفت، هارون را جانشین خود قرار داد. در این مدت فردی به نام سامری گوساله‌ای ساخت و بنی‌اسرائیل را به پرستش آن دعوت کرد و هارون نتوانست مانع آنها شود؛ البته تورات ساخت گوساله را به هارون نسبت داده است. هارون در ۱۲۳ سالگی در طور سینا از دنیا رفت در کوه هور اردن که به جبل هارون شهرت دارد، مقبره‌ای به او منسوب است.

دلیل نام‌گذاری حضرت هارون‌(علیه السلام)

هارون لفظ غیرعربى است و به معنى کوه نشین یا نورانى می‌باشد[۱].

نسب حضرت هارون (علیه السلام)

نسب هارون این گونه است که هارون بن عمران بن قاهث بن لاوی بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم (علیه السلام)[۲].

حضرت هارون (علیه السلام) در قرآن

نام حضرت هارون بیست بار در قرآن و بیشتر به همراه حضرت موسی(علیه السلام) ذکر شده است که در مواردى حاوى ستایش شخصیت حضرت هارون می‌باشد. بعضی از مفسرین گفته‏‌اند که نام مبارکش نوزده بار در کلام الله مجید یاد شده زیرا مراد از Ra bracket.png یا أُخْتَ هارُونَ ما کانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ [مریم–28] La bracket.png: هارون برادر موسى نیست[۳] Ra bracket.png وَ أَخِى هرُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّى لِساناً [قصص–34] La bracket.png: و برادرم هارون از من زبان آورتر است.

Ra bracket.png وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هرُونَ نَبِیّاً [مریم–53] La bracket.png: و به رحمت خویش برادرش هارون پیامبر را به او بخشیدیم. Ra bracket.png وَلَقَدْ آتَیْنا مُوسى وَ هرُونَ الفُرْقانَ وَ ضِیاءً وَ ذِکْراً لِلْمُتَّقِینَ [انبیاء–48] La bracket.png: و در حقیقت به موسى و هارون فرقان دادیم و کتاب‌شان براى پرهیزگاران روشنایى و اندرزى است.

در قرآن کریم هیچ مساله اى که مختص به آن جناب باشد، نیامده مگر همان جانشینى او براى برادرش، در آن چهل روزى که به میقات رفته بود، Ra bracket.png وَ قالَ مُوسى لِأَخِیهِ هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاتَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ [اعراف–142] La bracket.png: که به برادر خود هارون گفت: خلیفه من باش در قومم، و اصلاح کن، و راه مفسدان را پیروى مکن، و وقتى از میقات برگشت، در حالى که خشمناک و متاسف بود که چرا گوساله پرست شدند، الواح تورات را بیفکند، و سر برادر را بگرفت و به طرف خود بکشید، هارون گفت: اى پسر مادر! مردم مرا ضعیف کردند، (و گوش به سخنم ندادند)، و نزدیک بود مرا بکشند، پس پیش روى دشمنان مرا شرمنده و سرافکنده مکن، و مرا جزو این مردم ستمگر قرار مده، موسی گفت: پروردگارا مرا و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل کن، که تو ارحم الراحمینى[۴].

حضرت هارون(علیه السلام) در روایات

خدای تعالی به موسی و هارون وحی فرمود: دوستان من خود را به زیور خاکساری و خشوع و ترس می‌آرایند. این زیور در دل‌های شان می‌روید و در پیکرهای شان نمودار می‌شود و این زیور لباس زیرین و رویین آنها است که به تن می‌کنند[۵].

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به امام علی (علیه السلام): تو نسبت به من همچون هارونی نسبت به موسی جز آن که پس از من پیامبری نیست[۶].

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی (علیه السلام): آیا نمی‌پسندی که نزد من همان جایگاهی را داشته باشی که هارون نزد موسی داشت؛ با این تفاوت که تو پیامبر نیستی؟ مرا نشاید که بروم مگر آن که تو جانشین من باشی[۷].

امام علی (علیه السلام) در وصف پیامبران (صلی الله علیه و آله و سلم): گروهی مستضعف بودند و خداوند آنها را با گرسنگی آزمود و به سختی‌ها مبتلای‌شان فرمود و با ترس و هراس‌ها امتحان شان نمود و در بوته ناملایمات زیر و روشان کرد... حضرت موسی بن عمران به همراه برادرش هارون (علیه السلام)، در حالی نزد فرعون رفتند که لباس پشمین بر تن و عصای چوبین در دست داشتند...[۸].

تفسیر (على بن ابراهیم) با استناد به امام صادق (علیه السلام) در روایت معراج از قول پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل مى کند که فرمود: وقتى به آسمان پنجم صعود کردم در آنجا مردى تنومند با چشمانى درشت مشاهده کردم که پیرامون او گروهى از امت وى بودند و من از کثرت آنها متعجب شدم و پرسیدم: اى جبرئیل این مرد کیست؟ جبرئیل گفت: او هارون پسر عمران است، من بر او سلام و برایش استغفار کردم و او نیز به من سلام کرد و برایم استغفار نمود و در آن محل نیز مانند سایر قسمت هاى آسمان ملائکه خشوع نمودند[۹].

اخلاق و فضائل و ویژگی‌های حضرت هارون

خداى تعالى در سوره صافات آن جناب را در منت هایش و در دادن کتاب و هدایت به سوى صراط مستقیم و در داشتن تسلیم و بودنش از محسنین و از بندگان مؤمنین به خدا با حضرت موسی‌(علیه السلام) شریک دانسته و او را از مرسلان دانسته و از انبیایش معرفى کرده و او را از کسانى دانسته که بر آنان انعام فرموده و او را با سایر انبیاء در صفات جمیل آنان از قبیل احسان، صلاح، فضل، اجتباء و هدایت شریک قرار داده و یک‌جا ذکر کرده.

و در آیه Ra bracket.png وَاجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی، هارُونَ أَخِی، اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی، وَ أَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی، کَیْ نُسَبِّحَکَ کَثِیراً، وَ نَذْکُرَکَ کَثِیراً إِنَّکَ کُنْتَ بِنا بَصِیراً [طه–29] La bracket.png موسى (علیه السلام) در مناجات شب طور دعا کرده و از خدا خواسته که هارون را وزیر او قرار دهد و پشتش را به وى محکم نموده و او را شریک او قرار دهد تا خدا را بسیار تسبیح کنند و بسیار ذکر گویند، هم طراز موسى دانسته و آن جناب در تمامى مواقف ملازم برادرش بوده و در عموم کارها با او شرکت مى کرده و او را در رسیدنش به مقاصد یارى مى کرد[۱۰].

پانویس

  1. قاموس قرآن (سید على اكبر قرشى)، ج7، ص151
  2. التحقیق فی كلمات القرآن الكریم (علامه شیخ حسن مصطفوى)، ج11، ص253.
  3. قاموس قرآن (سید على اكبر قرشى)، ج7، ص151
  4. ترجمه المیزان (سید محمدباقر موسوى همدانى)، ج16، ص62
  5. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج13، ص49
  6. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج31، ص333
  7. تفسیر نورالثقلین (ابن جمعه هویزى)، ج2، ص62
  8. پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله و سلم از نگاه قرآن و اهل بیت (حمیدرضا شیخى)، النص العربی، ص144
  9. قصص الأنبیاء (قصص قرآن) (فاطمه مشایخ)، ص330
  10. ترجمه المیزان (سید محمدباقر موسوى همدانى)، ج16، ص61