حدیث سلسلة الذهب: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌وحدت
جز (جایگزینی متن - ' در باره ' به ' درباره ')
جز (جایگزینی متن - 'علیهم السلام' به 'علیهم‌السلام')
خط ۱: خط ۱:
'''حدیث سِلسِلَةُ الذَّهَب'''، حدیث قدسی است که [[امام رضا (ع)]] زمان حرکت به سوی مرو و در جمع مردم نیشابور قرائت کردند. نقطه عطف این حدیث، توحیدگرایی و شروط مربوط به آن است. سلسله حدیث یکایک از امامان معصوم (علیهم السلام) تا [[پیامبر (ص)]] و از پیامبر تا خداوند ادامه می‌یابد. مطابق با برخی از نقل‌ها امام رضا(ع) هنگامی که این حدیث را نقل می‌کرد همزمان حدود بیست هزار نفر آن را مکتوب کردند.
'''حدیث سِلسِلَةُ الذَّهَب'''، حدیث قدسی است که [[امام رضا (ع)]] زمان حرکت به سوی مرو و در جمع مردم نیشابور قرائت کردند. نقطه عطف این حدیث، توحیدگرایی و شروط مربوط به آن است. سلسله حدیث یکایک از امامان معصوم (علیهم‌السلام) تا [[پیامبر (ص)]] و از پیامبر تا خداوند ادامه می‌یابد. مطابق با برخی از نقل‌ها امام رضا(ع) هنگامی که این حدیث را نقل می‌کرد همزمان حدود بیست هزار نفر آن را مکتوب کردند.


== وجه تسمیه ==
== وجه تسمیه ==

نسخهٔ ‏۲۳ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۲۲:۱۲

حدیث سِلسِلَةُ الذَّهَب، حدیث قدسی است که امام رضا (ع) زمان حرکت به سوی مرو و در جمع مردم نیشابور قرائت کردند. نقطه عطف این حدیث، توحیدگرایی و شروط مربوط به آن است. سلسله حدیث یکایک از امامان معصوم (علیهم‌السلام) تا پیامبر (ص) و از پیامبر تا خداوند ادامه می‌یابد. مطابق با برخی از نقل‌ها امام رضا(ع) هنگامی که این حدیث را نقل می‌کرد همزمان حدود بیست هزار نفر آن را مکتوب کردند.

وجه تسمیه

سلسله به معنای زنجیر و ذهب به معنای طلا می‌باشد. بنابراین، سلسلة الذهب به معنای زنجیره طلایی است وعلت نامیده شدن سلسله سند حدیث یاد شده به «سلسلة الذهب» این است که همه راویان این حدیث شریف، از پاک‌ترین و شریف‌ترین مخلوقات‌اند. [۱] بر اساس این حدیث، اعتقاد به توحید باعث عامل نجات انسان از آتش جهنم است، ولی امام رضا(ع) خود را شرط این نجات معرفی کرده است. به گفته عالمان شیعه، منظور امام رضا(ع) اعتقاد به امامت است.

تاریخچه

مطاابق با نقل منابع تاریخی، کاروان امام رضا (ع) در روز هفتم جمادی الاول سال 201 هجری قمری مطابق با پانزدهم آذر سال 195 هجری شمسی وارد نیشابور شد.[۲] و جمع فراوانی از راویان و محدثان که بسیاری از آنها از اهل سنت بودند ‌نزد حضرت آمدند و از او درخواست کردند احادیثی‌ را که‌ از پدران خود شنیده‌‌ است، برای آنها نقل کند. امام نیز چنین بیان کرد: «سَمِعتُ أبی موسَی بنَ جَعفَرٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی جَعفَرَ ابنَ مُحَمَّدٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی مُحَمَّدَ بنَ عَلِی یقولُ: سَمِعتُ أبی عَلِی بنَ الحُسَینِ یقولُ: سَمِعتُ أبِی الحُسَینَ بنَ عَلِی بنِ أبی طالِبٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی أمیرَ المُؤمِنینَ عَلِی بنَ أبی طالِبٍ یقولُ: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ (ص) یقولُ: سَمِعتُ جَبرَئیلَ یقولُ: سَمِعتُ اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ یقولُ: لا إلهَ إلَّا اللّهُ حِصنی، فَمَن دَخَلَ حِصنی أمِنَ مِن عَذابی» و سپس این جمله را اضافه کردند که:«بِشُروطِها و أنَا مِن شُروطِها»ترجمه این روایت چنین است: «از پدرم موسی بن جعفر شنیدم که می‌فرمود: از پدرم جعفر بن محمّد شنیدم که می‌فرمود: از پدرم محمّد بن علی شنیدم که می‌فرمود: از پدرم، علی بن الحسین شنیدم که می‌فرمود: از پدرم، حسین بن علی بن ابی‌طالب شنیدم که می‌فرمود: از پدرم، امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب شنیدم که می‌فرمود: از رسول خدا (ص) شنیدم که می‌فرمود: از جبرئیل شنیدم که می‌فرمود: از خداوند جلّ جلاله شنیدم که می‌فرمود: (کلمه) لا اله الا اللّه حصار من است و هرکس وارد حصار من شود، از عذابم در امان است ... اما این شرط‌هایی دارد و من از شرط‌های آن هستم.»

اعتبار حدیث

حدیث سلسلة الذهب با سندهای گوناگون در منابع شیعی و سنی نقل و درباره اعتبار آن الفاظی بیان شده است که اهمیت آن را یاد‌آور می‌شود. علاوه بر این، در برخی از آیات و روایات مضمون این حدیث بیان شده است. در این صورت اگر ادعا نکنیم که این حدیث متواتر لفظی است، اما به طور حتم از نظر معنوی متواتر می‌باشد. [۳]

تعداد راویان

ابن صبّاغ نقل می‌کند که:«حدود بیست هزار نفر این حدیث را کتابت کردند» [۴] حافظ ابونعیم از دانشمندان بزرگ اهل سنت آورده است که حدیث مذکور با همین سند از انسان‌های پاک و از پدران پاک‌شان به دست ما رسیده است به‌طوری که یکی از محدثان بزرگ نقل می‌کند که این حدیث چنانچه بر فردی مجنون خوانده شود، سالم می‌شود. [۵]

پانویس

  1. آملی محمدتقی، مصباح الهدی‌، ج۶، ص۲۲۱ ۲۲۲.
  2. مجله زائر، شماره 109، ص 17.
  3. رحمانی محمد، علوم حدیث، بررسی حدیث «سلسلة الذّهب»، سال ۱۳۷۵ شمسی، شماره ۲
  4. ابن الصبّاغ، الفصول المهمّة فی معرفة احوال الائمّة، ص۲۳۵
  5. حافظ ابونعیم احمدبن عبدالله اصفهانی، حلیةالأولیاء وطبقات الأصفیاء، نشر دارالکتب العلمیّة، ج۳، ص۱۹۲