جبائیه

از ویکی‌وحدت
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۷:۵۳ توسط Hadifazl (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی متن - 'ي' به 'ی')

جبائیه‏ از فرق «معتزله» و پیرو ابو على محمد بن عبد الوهاب بن سلام بن خالد بن عمران بن ابان جبائى بودند که منسوب به شهر جبا به ضم جیم از شهرهای خوزستان و بین بصره و اهواز واقع شده است.

پیشینه

جبایى از متکلمان مشهور «معتزله» بصره بود و در زمان خویش شیخ این مذهب به شمار مى ‏رفت. او مردى زاهد و فقیه بود و بعد از «ابو الهذیل علّاف» از بزرگ ترین علماى کلام «معتزله» به شمار مى‏ رفت. ابن المرتضى وى را در طبقه هشتم «معتزله» ذکر کرده می گوید جبایی کسى است که علم کلام را بر طالبان آن آسان کرد. شیخ او «ابو اسحاق شحّام» بود.ابو على در سال 303 درگذشت. وی به پسرش ابو هاشم وصیت کرد که او را در عسکر مکرّم به خاک سپارد ولى «ابو هاشم» جسد وى را در ناحیه بستان در مقبره خانوادگی اش که مادر «ابو على» و مادر «ابو هاشم» در آنجا مدفون بودند به خاک سپرد. [۱]

اعتقادات کلامی ابو علی

ذات الهی

وی به عنوان نخستین متکلم، ذات الهی را قدیم [۲] و معرفتش را واجب و ترک آن را قبیح می دانست.[۳] در حالی که متکلمان معتزلی قبل از او معتقد بودند که وصف «قدیم» برای خداوند قبل از حدوث، احداث محقق نمی‌شود. [۴]ابو علی درباره قدیم بودن خداوند می‌گفت که او از ازل موجود بوده و آغازی برای او نیست. بر همه موجودات تقدم دارد و غایت و پایانی ندارد.

صفات الهی

جبایی صفات خداوند را بر سه دسته تقسیم می کند صفات مربوط به ذات چون صمد، قیوم و قائم و صفات مربوط به نفس مانند عزیز، سبوح و قدوس و صفات مربوط به فعل مثل جواد و شدید. جبایی در مباحث مربوط به علم الهی معتقد بود که این علم به هر چیزی قبل از آن که به وجود بیاید تعلق می گیرد و حتی نام خود را مشخص شده می یابد خواه آن چیز جوهر باشد یا عرض.او بر خلاف عقیده دیگر معتزلیان می گفت که اگر علم خداوند بر این باشد که شی ای به وجود نیاید و خبر آن را نیز بیان کرده باشد،آن شی هرگز به وجود نخواهد آمد، ولی اگر خبر آن را بیان نکرده باشد، امکان دارد آن شی به وجود بیاید. [۵]ابو علی معتقد بود که خداوند از ازل سمیع و بصیر( شنوا و بینا) بوده ولی محال است که سامع و مبصر (شنونده و بیننده) باشد.[۶].همچنین معتقد بود که مفهوم عالم بودن خداوند در واقع اثبات وجود اوست و «عالم» بودن خداوند نشان از معلومات اوست. ابوعلی جبایی باور داشت که اگر عالم بودن خدا از نظر عقل اثبات شود بر همین اساس واجب است که خدا با این نام خوانده شود هر چند او خود را متصف به این نام نکرده باشد. این نوع تفکر نشان می دهد که ابو علی جبایی به توقیفی بودن و نیز محدود کردن اسامی خداوند اعتقادی نداشت. [۷]


پانویس

  1. محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، نشر آستان قدس رضوی، ص 136
  2. قاضی عبدالجبار، شرح اصول خمسه، تحقیق عبدالکریم عثمان، قاهره، مکتبة وهبة، ۱۴۰۸ ق./ ۱۹۸۸ م، الطبعة الثانیة، ص۱۲۹.
  3. قاضی عبدالجبار، شرح اصول خمسه، تحقیق عبدالکریم عثمان، قاهره، مکتبة وهبة، ۱۴۰۸ ق./ ۱۹۸۸ م، الطبعة الثانیة، ص۴۳.
  4. جوینی عبد الملک بن عبدالله، الشامل فی اصول الدین، تحقیق ر. م فرانک، موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، دانشگاه تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۰، ص۲۵۱.
  5. اشعری ابوالحسن، مقالات الاسلامیین، ج۲، ص۲۸۶.
  6. اشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین، ج۲، ص۲۸۶
  7. بغدادی عبدالقاهر بن طاهر، الفرق بین الفرق، بیروت، دارالافاق الجدیده، ۱۹۷۸م، ص۱۶۸.