توحید: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌وحدت
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '[[علی بن ابی طالب ‌علیه‌السلام' به '[[علی بن ابی طالب')
 
(۳۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
مسئله [[توحید]] از بنیادی ترین ارکان [[اصول دین]] و به معنای یگانگی [[خدا]] می باشد.اعتقاد به توحید نگاه عبد را نسبت به معبود تغییر می دهد و او را تسلیم موجودی می کند که هستی در سیطره فرمان اوست توحید از هر منظری قله [[عرفان]] است.این مسئله حتی در دیگر ادیان خصوصا ادیان ابراهیمی نیز به عنوان اصلی بنیادی شناخته شده است به طوری که به انسان های [[توحید گرا]]، [[موحد]] می گویند. توحید از منظر [[فلسفه]] و [[کلام]] به توحید ذاتی، صفاتی، افعالی و توحید در عبادت تقسیم می شود.
'''توحید''' از بنیادی‌ترین ارکان [[اصول دین]] و به معنای یگانگی خداوند است. اعتقاد به توحید، نگاه عبد را نسبت به معبود تغییر می‌دهد و او را تسلیم موجودی می‌کند که هستی در سیطره فرمان اوست. توحید از هر منظری قله [[عرفان]] است. این مسئله حتی در دیگر ادیان خصوصا [[ادیان ابراهیمی]] نیز به عنوان اصلی بنیادی شناخته شده است. به طوری که به انسان‌های توحید گرا، موحد می‌گویند. توحید از منظر [[فلسفه]] و [[کلام]] به [[توحید ذاتی]]، [[توحید صفاتی]]، [[توحید افعالی]] و [[توحید در عبادت]] تقسیم می‌شود.


==بحثی در معنا شناسی توحید==
== بحثی در معنا‌شناسی توحید ==
توحید از نظر معنا‌شناسی به سه قسم عرفانی، فلسفی و کلامی تقسیم می‌شود. [[توحید عرفانی]] مبتنی بر شهود و وصول به وحدانیت خداوند است. [[توحید فلسفی]] مبتنی بر باور عقلی به وحدانیت خداوند است و [[توحید کلامی]] مبتنی بر پذیرش احدیت خداوند است.
<ref> ر. ک، طباطبایی فاطمه، توحید شهودی از منظر امام خمینی، ص۱۰۴.</ref>


توحید از نظر  معنا شناسی دارای سه جهت عرفانی، فلسفی و کلامی است. توحید عرفانی مبتنی بر [[شهود]] و وصول به وحدانیت خداوند است. توحید فلسفی مبتنی بر باور عقلی به وحدانیت خداوند است و توحید کلامی مبتنی بر پذیرش احدیت خداوند است.
== معنای لغوی توحید ==
<ref> با استفاده از  طباطبایی،«توحید شهودی از منظر [[امام خمینی]]»، ص۱۰۴.</ref>
واژه «توحید» مصدر باب «تفعیل» و به معنای «یگانه دانستن» است. ریشه این کلمه از «وحد» و به معنای انفراد است و از این رو «واحد» به چیزی اطلاق می‌شود که جزء ندارد.<ref>کریمی، توحید از دیدگاه آیات و روایات، ۱۳۷۹ش، ص۱۹-۲۰.</ref>
 
و باز تعریف کرده‌اند که توحید در لغت، یه معنای حکم به یکی بودن و علم به یکتایی چیزی است. <ref> میر سید شریف جرجانی، التعریفات، ص 96، واژه التوحید
==معنای لغوی توحید==
 
واژه «توحید» مصدر باب «تفعیل» و به معنای «یگانه دانستن» است. ریشه این کلمه از «وحد» و به معنای انفراد است و از این رو «واحد» به چیزی اطلاق می شود که جزء ندارد.<ref>کریمی، توحید از دیدگاه آیات و روایات (۲)، ۱۳۷۹ش، ص۱۹-۲۰.</ref>
و باز تعریف کرده اند که توحيد در لغت، یه معناس حكم به يكى بودن چيزى و علم به يكتايى چیزی است. <ref> [[میر سید شریف جرجانی]] [[التعریفات]] ص 96 واژه التوحید
</ref>
</ref>


==معنای اصطلاحی توحید==
== معنای اصطلاحی توحید ==
 
توحید در اصطلاح کلامی، اقرار به یگانگی خداوند و شریک نداشتن در صفات او است. <ref> قاضی عبدالجبار معتزلی، شرح الاصول الخمسه، ص 80</ref>
توحید در اصطلاح کلامی، اقرار به يگانگی خداوند و شريك نداشتن در صفات او است. <ref>[[قاضی عبد الجبار معتزلی]]، [[شرح الاصول الخمسه]]، ص 80</ref>


==اقسام توحید==
== اقسام توحید ==


'''توحید ذاتی'''
'''توحید ذاتی'''
 
توحید ذاتی به معنای نفی شریک، شبیه و جزء از ذات خداوند است. توحید ذاتی به معنای یگانه بودن ذات خداوند است که مثل و مانندی ندارد و و هر چه غیر اوست مخلوق اوست. آیات کریمه «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ».<ref>سوره شوری آیه 11</ref> و «وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ»<ref> سوره اخلاص آیه 4</ref> مشعر به توصیف توحید ذاتی است.  
توحید ذاتی به معنای نفی شریک، شبیه و جزء از ذات خداوند است. توحید ذاتی به معنای یگانه بودن ذات خداوند است که مثل و مانندی نداردو و هر چه غیر از اوست مخلوق اوست. آیات كریمه « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ».<ref>سوره شوری آیه 11</ref> و «وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ»<ref>[[سوره اخلاص آیه]]4</ref> در توصیف توحید ذاتی است.  


'''توحید صفاتی'''
'''توحید صفاتی'''
 
توحید صفاتی‌ یعنی این که صفات خداوند مثل علم، قدرت، حیات، اراده، عین ذات خدا هستند و به ذات او بر می‌گردند.  
توحید صفاتى‌ یعنى این که صفات خداوند مثل علم، قدرت، حیات، اراده، عین ذات خدا هستند و به ذات او بر می گردند.  
[[علی بن ابی طالب]] در‌این‌باره فرمود: «کل عزیز غیره ذلیل و کل قوی غیره ضعیف، و کل مالک غیره مملوک و کل عالم غیره متعلم و کل قادر غیره یقدر و یعجز یعنی هر چی غیر اوست، ذلیل است و هر قدرت‌مندی غیر او ناتوان است و هر مالکی جز او مملوک است و هر عالمی جز او نوآموز است و هر توانایی جز او گاه توانا و گاه ناتوان است» <ref> نهج‌البلاغه، خطبه 65.</ref> در این روایت تاکید شده است که اوصاف خداوند عین ذات او هستند و هیچ موجودی در آن شریک نخواهد بود.
[[امام علی علیه السلام]] در این باره فرمود: «كل عزیز غیره ذلیل و كل قوى غیره ضعیف، و كل مالك غیره مملوك و كل عالم غیره متعلم و كل قادر غیره یقدر و یعجز یعنی هر چی غیر اوست، ذلیل است و هر قدرت مندی غیر او ناتوان است و هر مالكى جز او مملوك است و هر عالمى جز او نوآموز است و هر توانایى جز او گاه توانا و گاه ناتوان است» <ref>[[نهج البلاغه]]، خطبه 65.</ref> در این روایت تاکید شده است که اوصاف خداى متعال عین ذات او هستند و هیچ موجودی در آن شریک نخواهد بود.


'''توحید افعالی'''
'''توحید افعالی'''
 
توحید افعالی یعنی این که خداوند خالق همه فعل و انفعالات نظام هستی از جمله [[افعال انسان]] است و همان طور که همه موجودات مخلوق خداوند هستند، افعال شان نیز مخلوق خداوند است و اصولا هیچ فاعل و موثری غیر از خداوند شناخته نمی‌شود. [[ملاصدرا]] در‌این‌باره می‌گوید:لا مؤثر فی الوجود إلا الله یعنی در هستی هیچ موثری (خالقی) جز خداوند شناخته نمی‌شود.<ref> صدرالمتالهین، الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه، ج‏6، ص387</ref>
[[توحید افعالی]] یعنی این که خدای متعال خالق همه فعل و انفعالات [[نظام هستی]] از جمله [[افعال انسان]] است و همان طور که همه موجودات مخلوق خدا هستند افعال شان نیز مخلوق خدای متعال است. و اصولا هیچ فاعل و موثری غیر از خدا شناخته نمی شود.[[ملاصدرا]] در این باره می گوید: لا مؤثر فی الوجود إلا الله یعنی در هستی هیچ موثری( خالقی) جز خدا شناخته نمی شود.<ref>[[صدر المتالهین]]، [[الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه]]، ج‏6، ص387</ref>
البته این قسم از توحید معرکه آرای [[مذاهب اسلامی]] است و بحث‌های بسیاری درباره آن شده است و علاوه نظریات معروف [[امر بین الامرین]]، [[کسب]] و [[خلق افعال عباد]] که اولی مربوط به [[امامیه]] و دومی مربوط به [[اشاعره]] و [[ماتریدیه]] و سومی مربوط به اهل [[حدیث است]]، با این نوع توحید ارتباط دارد.  
البته این قسم از توحید معرکه آرای [[مذاهب اسلامی]] است و مباحث بسیاری در باره آن شده است و علاوه نظریات معروف [[امر بین الامرین]]، [[کسب]] و [[خلق افعال عباد]] که اولی مربوط به [[امامیه]] و دومی مربوط به [[اشاعره]] و [[ماتریدیه]] و سومی مربوط به اهل [[حدیث است]]، با این نوع توحید ارتباط دارد.  


'''توحید در عبادت'''
'''توحید در عبادت'''
توحید در عبادت به این معنا است که جز خداوند هیچ موجود دیگری را نمی‌توان یافت که شایسته پرستش باشد. از امام علی ‌علیه‌السلام در تفسیر بخش‌هایی از [[اذان]] نقل شده است که فرمود: «اما قوله «اشهد ان لا اله الاالله» کانه یقول: اعلم انه لامعبود الا الله (عزوجل) و ان کل معبود باطل سوی الله» یعنی قول کسی که می‌گوید من شهادت می‌دهم که خداوندی جز او را نمی‌شناسم به این معنا است که معبودی جز خداوند وجود ندارد و هر معبودی به جز او باطل(غیر قابل پرستش) است.<ref> شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 39.</ref>


توحید در عبادت به این معنا است که جز خدا هیچ موجود دیگری را نمی توان یافت که شایسته پرستش باشد.از [[مولای متقیان]] امام علی علیه السلام در تفسیر بخش هایی از  [[اذان]] نقل شده است که فرمود: «اما قوله «اشهد ان لا اله الاالله » كانه یقول: اعلم انه لامعبود الا الله (عزوجل) و ان كل [[معبود]] باطل سوى الله» یعنی قول کسی که می گوید من شهادت می دهم که خدایی جز او را نمی شناسم به این معنا است  که معبودی جز خدا وجود ندارد و هر معبودی به جز او باطل( غیر قابل پرستش) است.<ref>[[شیخ صدوق]]، [[معانى الاخبار]]، ص 39.</ref>
== جایگاه توحید در اسلام ==
 
هر چند واژه توحید در [[قرآن]] نیامده است، اما آیات فراوانی از آن درباره اثبات توحید و نفی [[شرک]] می‌باشد.<ref> ر. ک، رمضانی، حسن، «مبحث توحید»، سایت دانشنامه موضوعی قرآن</ref>و به تصریح قرآن، پیام تمامی [[پیامبران]]، اعتقاد به توحید بوده است.<ref>ر. ک، رمضانی، حسن، «مبحث توحید»، سایت دانشنامه موضوعی قرآن</ref>  
==جایگاه توحید در اسلام==
این واژه با تعابیر و عبارات مختلف، بارها در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته است؛ از جمله در [[سوره توحید]] که خداوند «احد» یعنی یگانه خوانده شده است. <ref>«شریعتمداری، توحید از دیدگاه قرآن و نهج‌البلاغه، ص۴۸.</ref> نفی خدایان دیگر، یکی بودن خدا، یک خدا برای همگان، خدای همه عالم، نکوهش معتقدان به وجود خدایان، تأکید بر نفی اعتقاد به چند خدا، رد ادعای قائلان به [[تثلیث]] و سه‌گانه‌باوری، و همچنین نفی هر گونه مثل و مانند برای خداوند، از جمله مفاهیم مرتبط با توحید است که در قرآن کریم آمده است.<ref>طارمی‌راد، توحید، ص۴۰۶و۴۰۷.</ref>شهادت بر یکتایی خدا و پرهیز از شرک، اولین اقدامی است که پیامبر اسلام (ص) در ابتدای دعوت آشکار خود، خطاب به مردم [[مکه]] بیان کرده است. <ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، نشر دار صادر، ج۲، ص۲۴.</ref>نمایندگان پیامبر (ص) از جمله [[معاذ بن جبل]] که برای تبلیغ اسلام به سرزمین‌های مختلف می‌رفتند، همواره مردم را به پذیرش یکتایی خداوند دعوت می‌کردند. <ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، نشر دار صادر، ج۲، ص۷۶ و ۸۱.</ref>
 
برخی از عالمان مسلمان با تکیه بر جایگاه ویژه و مهم آموزه توحید در اسلام، مسلمانان را «اهل التوحید» خوانده‌اند.<ref>طارمی‌راد، توحید، ص۴۰۶.</ref>و آن را نشانه مسلمانی قلمداد کرده‌اند.<ref> مصباح یزدی، خداشناسی (مجموعه کتب آموزشی معارف قرآن ۱)، ۱۳۹۴ش، ص۱۸۰</ref>امام علی(ع)، اعتقاد به توحید و یگانگی خداوند را پایه معرفت خدا دانسته است. <ref>نهج‌البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبه اول، ص۳۹.</ref> ملاصدرا هدف اصلی قرآن کریم را اثبات توحید خدا می‌داند. <ref>ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، سال ۱۳۶۶شمسی، ج۴، ص۵۴.</ref>
هر چند واژه توحید در [[قرآن]] نیامده است، اما آیات فراوانی از آن درباره اثبات توحید و نفی [[شرک]] است.<ref> با استفاده از رمضانی، حسن، «مبحث توحید»، سایت دانشنامه موضوعی قرآن</ref>و به تصریح قرآن، پیام تمامی [[پیامبران]]، اعتقاد به توحید بوده است.<ref>همان</ref>  
این واژه با تعابیر و عبارات مختلف، بارها در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته است؛ از جمله در سوره توحید که خداوند «احد» یعنی یگانه خوانده شده است. <ref>« شریعتمداری، توحید از دیدگاه قرآن و [[نهج البلاغه]]، ص۴۸.</ref> نفی خدایان دیگر، یکی بودن خدا، یک خدا برای همگان، خدای همه عالم، نکوهش معتقدان به وجود خدایان، تأکید بر نفی اعتقاد به چند خدا، رد ادعای قائلان به [[تثلیث]] و [[سه‌گانه‌باوری]]، و همچنین نفی هر گونه مثل و مانند برای خدا، از جمله مفاهیم مرتبط با توحید است که در قرآن کریم آمده است.<ref>طارمی‌راد، «توحید»، ص۴۰۶و۴۰۷.</ref>شهادت بر یکتایی خدا و پرهیز از شرک، اولین اقدامی است که پیامبر اسلام ص در ابتدای دعوت آشکار خود، خطاب به مردم [[مکه]] بیان کرده است. <ref>یعقوبی، [[تاریخ الیعقوبی]]،‌[[دار صادر]]، ج۲، ص۲۴.</ref>نمایندگان پیامبر ص از جمله [[معاذ بن جبل]] که برای تبلیغ اسلام به سرزمین‌های مختلف می‌رفتند، همواره مردم را به پذیرش یکتایی خداوند دعوت می‌کردند. <ref>همان، ج۲، ص۷۶ و ۸۱.</ref>
برخی از عالمان مسلمان با تکیه بر جایگاه ویژه و مهم آموزه توحید در اسلام، مسلمانان را «[[اهل التوحید]]» خوانده‌اند.<ref>طارمی‌راد، «توحید»، ص۴۰۶.</ref>و آن را نشانه مسلمانی قلمداد کرده‌اند.<ref>[[مصباح یزدی]]، خداشناسی (مجموعه کتب آموزشی معارف قرآن ۱)، ۱۳۹۴ش، ص۱۸۰</ref>امام علی(ع)، اعتقاد به توحید و یگانگی خداوند را پایه معرفت خدا دانسته است. <ref>نهج البلاغه، تحقیق [[صبحی صالح]]، خطبه اول، ص۳۹.</ref> ملاصدرا هدف اصلی قرآن کریم را اثبات توحید خدا می داند. <ref>ملاصدرا، [[تفسیر القرآن الکریم]]، ۱۳۶۶ش، ج۴، ص۵۴.</ref>
 
==جایگاه توحید در تعالیم اسلام==
 
در مباحث خداشناسی، توحید به معنای [[یکتاپرستی]] یكى از [[اصول اعتقادى اسلام]] و همه [[ادیان ابراهیمى]] است. اهمیت این اصل به این دلیل است که به نظر بسیاری از متکلمان مسلمان؛ دیگر [[اصول دین]] اسلام مبتنی بر اصل توحید می باشد. به همین دلیل است که امام علی علیه السلام در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که "التوحید نصف الدین" یعنی توحید نیمی از دین است.<ref> شیخ صدوق، التوحید، قم نشر جامعه مدرسین، چاپ اول، ص 68، ح 24.</ref>و یا شخصی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و پرسید اساس علم چیست؟ حضرت فرمودند: «معرفة الله حق معرفته» <ref>همان، ص 285</ref> یعنی [[شناخت خدا]] آن چنان كه شایسته اوست. آن شخص دوباره پرسید حق [[معرفت خدا]] چیست؟ حضرت فرمودند: این كه بدانی او نه مثلی دارد و نه شبیهی و او را معبود واحد خالق و قادر و اول و آخر و ظاهر و باطن بشناسی كه مثل و مانندی ندارد این است حق معرفت خداوند.
 
==توحید در نگاه مذاهب اسلامی==
 
مسئله توحید و مباحث مربوط به آن، معرکه آرای [[مذاهب اسلامی]] (ا[[مامیه]]، [[معتزله]]، [[اشاعره]] و [[اهل حدیث]]) است. با این حال تمامی مذاهب  یاد شده در باره [[توحید ذاتی]] و [[توحید در عبادت]] مناقشه ای ندارند. علاوه در میان مکاتب اسلامی، توحید ذاتی و توحید در عبادت مورد قبول قطعی همه گرایش های فکری بوده است، ولی در مورد [[توحید صفاتی]] و [[توحید افعالی]] اختلافاتی وجود دارد. اشاعره، منكر توحید صفاتى‌ و معتزله منکر توحید افعالی اند. شهید [[مرتضی مطهری]] در این زمینه می گوید: «توحید جزء [[اصول پنجگانه معتزله]] نیز بود، همچنانكه جزء اصول‌ اشاعره نیز هست، با این تفاوت كه توحید مورد نظر معتزله كه مشخصه مكتب آنها به شمار می‌رود، توحید صفاتی است كه مورد انكار اشاعره است و توحید مورد نظر اشاعره كه مشخصه مكتب آنها به شمار می‌رود توحید افعالی‌ است كه مورد انكار معتزله است.مرتضی مطهری، <ref>[[آشنایی با علوم اسلامی]] ص 35</ref>


==توحید در نگاه امامیه==
== جایگاه توحید در تعالیم اسلام ==
در مباحث خداشناسی، توحید به معنای [[یکتاپرستی]] یکی از [[اصول اعتقادی اسلام]] و همه ادیان ابراهیمی است. اهمیت این اصل به این دلیل است که به نظر بسیاری از متکلمان مسلمان؛ دیگر [[اصول دین]] اسلام مبتنی بر اصل توحید می‌باشد. به همین دلیل است که امام علی(ع) در روایتی از رسول خدا (ص) نقل می‌کند که "التوحید نصف الدین" یعنی توحید نیمی از دین است.<ref> شیخ صدوق، التوحید، قم، نشر جامعه مدرسین، چاپ اول، ص 68، ح 24.</ref>و یا شخصی از رسول خدا(ص) پرسید اساس علم چیست؟ حضرت فرمودند: «معرفة الله حق معرفته» <ref>همان، ص 285</ref> یعنی [[شناخت خدا]] آن چنان که شایسته اوست. آن شخص دوباره پرسید حق معرفت خداوند چیست؟ حضرت فرمودند: این که بدانی او نه مثلی دارد و نه شبیهی و او را معبود واحد خالق و قادر و اول و آخر و ظاهر و باطن بشناسی که مثل و مانندی ندارد. این است حق معرفت خداوند.


متکلمان امامیه در باره توحید نظر وسیعی دارند.  در نگاه ایشان توحید علاوه بر این که شامل  توحید ذاتی و توحید در عبادت می شود؛توحید صفاتی و افعالی را نیز در بر می گیرد. با این حال نگاه امامیه در توحید صفاتی با نگاه معتزله متفاوت است، همان گونه که نگاه امامیه با نگاه اشاعره نسبت به توحید افعالی متفاوت است، زیرا معتزله ذات الهی را خالی از هر گونه صفتی می دانند، ولی امامیه صفات الهی را عین ذات الهی می دانند. <ref>مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی: ص 35.</ref>  
== توحید در نگاه مذاهب اسلامی ==
مسئله توحید و مباحث مربوط به آن، معرکه آرای مذاهب اسلامی امامیه، [[معتزله]]، اشاعره و اهل حدیث است. با این حال تمامی مذاهب یاد شده درباره توحید ذاتی و توحید در عبادت مناقشه ای ندارند. علاوه، در میان مکاتب اسلامی، توحید ذاتی و توحید در عبادت مورد قبول قطعی همه گرایش‌های فکری بوده است، ولی در مورد توحید صفاتی و توحید افعالی اختلافاتی وجود دارد. اشاعره، منکر توحید صفاتی‌ و معتزله منکر توحید افعالی اند. شهید [[مرتضی مطهری]] در این زمینه می‌گوید: «توحید جزء [[اصول پنجگانه معتزله]] نیز بود، همچنانکه جزء اصول‌ اشاعره نیز هست، با این تفاوت که توحید مورد نظر معتزله که مشخصه مکتب آنها بشمار می‌رود، توحید صفاتی است که مورد انکار اشاعره است و توحید مورد نظر اشاعره که مشخصه مکتب آنها بشمار می‌رود، توحید افعالی‌ است که مورد انکار معتزله است. <ref> مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ص 35</ref>


== توحید در نگاه امامیه ==
متکلمان امامیه درباره توحید نظر وسیعی دارند. در نگاه آنان، توحید علاوه بر این که شامل توحید ذاتی و توحید در عبادت می‌شود؛ توحید صفاتی و افعالی را نیز در بر می‌گیرد. با این حال نگاه امامیه در توحید صفاتی با نگاه معتزله متفاوت است، همان گونه که نگاه امامیه با نگاه اشاعره نسبت به توحید افعالی متفاوت است، زیرا معتزله ذات الهی را خالی از هر گونه صفتی می‌دانند، ولی امامیه صفات الهی را عین ذات الهی می‌دانند. <ref> مطهری مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی: ص 35.</ref>


=مرز بین شرک و توحید از دیدگاه شهید مطهری=  
=مرز بین شرک و توحید از دیدگاه شهید مطهری=  
توحید و شرک مبنای نخستین اعتقادی مسلمانان است. تمام احكام و معارف شریعت بر اساس این اصل اساسی و زیربنایی تشریع گردیده و هر نوع تفسیری از آن در سلوک فكری و عملی معتقدین به آن تاثیر بسزایی خواهد داشت. [[وهابیت]] با تفسیر نادرست آن بیشتر مسلمانان را تكفیر نموده و خودشان را موحدین حقیقی می‌دانند. در نوشتار ذیل دیدگاه [[شهید مطهری]] در زمینه توحید و مرز آن با شرک، محل نزاع وهابیت با سائر مسلمین در این مساله تبیین گردیده است.  
توحید و شرک مبنای نخستین اعتقادی مسلمانان است. تمام احکام و معارف شریعت بر اساس این اصل اساسی و زیربنایی تشریع گردیده و هر نوع تفسیری از آن در سلوک فکری و عملی معتقدین به آن تاثیر بسزایی خواهد داشت. [[وهابیت]] با تفسیر نادرست آن بیشتر مسلمانان را تکفیر نموده و خودشان را موحدین حقیقی می‌دانند. در نوشتار ذیل دیدگاه شهید مطهری در زمینه توحید و مرز آن با شرک، محل نزاع وهابیت با سائر مسلمین در این مساله تبیین گردیده است.  


==دیدگاه شهید مطهری در تبیین توحید و شرک==
== دیدگاه شهید مطهری در تبیین توحید و شرک ==
   
   
اصول دیدگاه شهید مطهری در زمینه توحید و شرک عبارت است از:‌
اصول دیدگاه شهید مطهری در زمینه توحید و شرک عبارت است از:‌


===1 - مراتب و درجات توحید===  
===1 - مراتب و درجات توحید ===  


:‌ایشان می فرماید از قرآن كریم بدست می‌آید كه توحید و شرک هر یک دارای مراتبی است:‌
ایشان می‌فرماید: از قرآن کریم بدست می‌آید که توحید و شرک هر یک دارای مراتبی است:‌


توحید، درجات و مراتب دارد، همچنان كه شرک نیز كه مقابل توحید است مراتب و درجات دارد. تا انسان همه مراحل توحید را طى نكند، موحد واقعى نیست. آنگاه در تبیین مراتب توحید پرداخته و می‌فرماید:‌
توحید، درجات و مراتب دارد، همچنان که شرک نیز که مقابل توحید است مراتب و درجات دارد. تا انسان همه مراحل توحید را طی نکند، موحد واقعی نیست. آنگاه در تبیین مراتب توحید پرداخته و می‌فرماید:‌


===1- توحید ذاتى‏===
===1- توحید ذاتی‏===
توحید ذاتى یعنى شناختن ذات حق به وحدت و یگانگى. توحید ذاتى یعنى این حقیقت «دویى» بردار و تعدّدپذیر نیست، مثل و مانند ندارد لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ ، در مرتبه وجود او موجودى نیست‏ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ.... جهان نه از اصل‌هاى متعدّد پدید آمده و نه به اصل‌هاى متعدّد بازمی‌‏گردد، از یک اصل و از یک حقیقت پدید آمده‏ قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَیْ‏ءٍ و به همان اصل و همان حقیقت بازمی‌گردد أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ و به تعبیر دیگر، جهان هستى، یک قطبى و یک كانونى و تک محورى است.
توحید ذاتی یعنی شناختن ذات حق به وحدت و یگانگی. توحید ذاتی یعنی این حقیقت «دویی» بردار و تعدّدپذیر نیست، مثل و مانند ندارد لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ، در مرتبه وجود او موجودی نیست‏ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ.... جهان نه از اصل‌های متعدّد پدید آمده و نه به اصل‌های متعدّد بازمی‌‏گردد، از یک اصل و از یک حقیقت پدید آمده‏ قُلِ اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ و به همان اصل و همان حقیقت بازمی‌گردد أَلا إِلَی اللَّهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ و به تعبیر دیگر، جهان هستی، یک قطبی و یک کانونی و تک محوری است.


===2- توحید صفاتى‏===
===2- توحید صفاتی‏===
ایشان در معنای توحید صفاتی می‌فرماید:‌
ایشان در معنای توحید صفاتی می‌فرماید:‌
توحید صفاتى یعنى درک و شناسایى ذات حق به یگانگى عینى با صفات و یگانگى صفات با یكدیگر. توحید ذاتى به معنى نفى ثانى داشتن و نفى مثل و مانند داشتن است و توحید صفاتى به معنى نفى هرگونه كثرت و تركیب از خود ذات است... براى وجود لایتناهى همچنان كه دومى قابل تصور نیست، كثرت و تركیب و اختلاف ذات و صفات نیز متصور نیست.
توحید صفاتی یعنی درک و شناسایی ذات حق به یگانگی عینی با صفات و یگانگی صفات با یکدیگر. توحید ذاتی به معنی نفی ثانی داشتن و نفی مثل و مانند داشتن است و توحید صفاتی به معنی نفی هرگونه کثرت و ترکیب از خود ذات است... برای وجود لایتناهی همچنان که دومی قابل تصور نیست، کثرت و ترکیب و اختلاف ذات و صفات نیز متصور نیست.


===3- توحید افعالى‏===  
===3- توحید افعالی‏===  
توحید افعالى یعنى درک و شناختن اینكه جهان، با همه نظامات و سنن و علل و معلولات و اسباب و مسبّبات، فعل او و كار او و ناشى از اراده اوست. موجودات عالم همچنان كه در ذات استقلال ندارند و همه قائم به او و وابسته به او هستند و او به تعبیر قرآن «قیوم» همه عالم است، در مقام تأثیر و علّیت نیز استقلال ندارند، و در نتیجه خداوند همچنان كه در ذات شریک ندارد در فاعلیّت نیز شریک ندارد. هر فاعل و سببى، حقیقت خود و وجود خود و تأثیر و فاعلیّت خود را از او دارد و قائم به اوست. همه حولها و قوّه‏ها «به او» است (ما شاء اللّه و لا قوّة الّا به، لا حول و لا قوّة الّا باللّه).
توحید افعالی یعنی درک و شناختن اینکه جهان، با همه نظامات و سنن و علل و معلولات و اسباب و مسبّبات، فعل او و کار او و ناشی از اراده اوست. موجودات عالم همچنان که در ذات استقلال ندارند و همه قائم به او و وابسته به او هستند و او به تعبیر قرآن «قیوم» همه عالم است، در مقام تأثیر و علّیت نیز استقلال ندارند، و در نتیجه خداوند همچنان که در ذات شریک ندارد در فاعلیّت نیز شریک ندارد. هر فاعل و سببی، حقیقت خود و وجود خود و تأثیر و فاعلیّت خود را از او دارد و قائم به اوست. همه حول ها حول‌ها و قوّه‌ها «به او» است (ما شاء اللّه و لا قوّة الّا به، لا حول و لا قوّة الّا باللّه).


===4- توحید در عبادت===
===4- توحید در عبادت ===
ایشان در ذیل تفسیر آیه (ایّاکَ نَعْبُدُ) که بیانگر توحید عبادی است می‌نویسد:‌ و اما توحید در عبد بودن و در عبادت به معنی این است که در مقابل هیچ موجود دیگر و هیچ فرمان دیگری این حالت را نداشته باشد، بلکه نسبت به غیر خدا حالت عصیان و تمرد داشته باشد.
ایشان در ذیل تفسیر آیه (ایّاكَ نَعْبُدُ) كه بیانگر توحید عبادی است می‌نویسد:‌ و اما توحید در عبد بودن و در عبادت به معنى این است كه در مقابل هیچ موجود دیگر و هیچ فرمان دیگرى این حالت را نداشته باشد، بلكه نسبت به غیر خدا حالت عصیان و تمرد داشته باشد.


پس همواره انسان باید دو حالت متضاد داشته باشد: تسلیم محض خدا، و عصیان محض غیر خدا. این است معنى‏ (ایّاكَ نَعْبُدُ) خدایا تنها تو را می‌پرستیم و غیر تو را نمی‌‏پرستیم. <ref>مجموعه ‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏26، ص:101- 102</ref>
پس همواره انسان باید دو حالت متضاد داشته باشد: تسلیم محض خدا، و عصیان محض غیر خدا. این است معنی‏ (ایّاکَ نَعْبُدُ) خدایا تنها تو را می‌پرستیم و غیر تو را نمی‌‏پرستیم. <ref>مطهری مرتضی، مجموعه ‏آثار، ج‏26، ص:101- 102</ref>


ایشان در بیان فرق بین مراتب سه گانه با مرتبه اخیر – توحید در عبادت – می‌فرماید:‌
ایشان در بیان فرق بین مراتب سه گانه با مرتبه اخیر – توحید در عبادت – می‌‌نویسد:‌


مراتب سه‌‏گانه توحید ذاتی صفاتی و افعالی، توحید نظرى و از نوع شناختن است، اما توحید در عبادت، توحید عملى و از نوع «بودن» و «شدن» است. آن مراتب توحید، تفكر و اندیشه راستین است و این مرحله از توحید، «بودن» و «شدن» راستین. توحید نظرى بینش كمال است و توحید عملى جنبش در جهت رسیدن به كمال. توحید نظرى پى بردن به «یگانگى» خداست و توحید عملى «یگانه شدن» انسان است. توحید نظرى «دیدن» است و توحید عملى «رفتن».<ref>همان ص 103-99</ref>  
مراتب سه‌‏گانه توحید ذاتی صفاتی و افعالی، توحید نظری و از نوع شناختن است، اما توحید در عبادت، توحید عملی و از نوع «بودن» و «شدن» است. آن مراتب توحید، تفکر و اندیشه راستین است و این مرحله از توحید، «بودن» و «شدن» راستین. توحید نظری بینش کمال است و توحید عملی جنبش در جهت رسیدن به کمال. توحید نظری پی بردن به «یگانگی» خداست و توحید عملی «یگانه شدن» انسان است. توحید نظری «دیدن» است و توحید عملی «رفتن».<ref>مطهری مرتضی، مجموعه ‏آثار، ج‏26، ص 103-99</ref>  


2- پرستش لازمه شناخت خدای یگانه:‌  
2- پرستش لازمه شناخت خدای یگانه:‌  


شناخت خداى یگانه به عنوان كامل‌ترین ذات با كامل‌ترین صفات، منزه از هر گونه نقص و كاستى، و شناخت رابطه او با جهان كه آفرینندگى و نگهدارى و فیاضیت، عطوفت و رحمانیت است، عكس العملى در ما ایجاد می‌‏كند كه از آن به «پرستش» تعبیر می‌‏شود. <ref>مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (جهان‌‏بينى توحيدى)، ج‏2، ص:-97 96</ref>
شناخت خدای یگانه به عنوان کامل‌ترین ذات با کامل‌ترین صفات، منزه از هر گونه نقص و کاستی، و شناخت رابطه او با جهان که آفرینندگی و نگهداری و فیاضیت، عطوفت و رحمانیت است، عکس‌العملی در ما ایجاد می‌‏کند که از آن به «پرستش» تعبیر می‌‏شود. <ref>مطهری مرتضی، مجموعه آثار، جهان‌‏بینی توحیدی، ج‏2، ص:-97 96</ref>


3- معنای پرستش :‌
3- معنای پرستش:‌
   
   
ایشان در معنای پرستش می‌فرماید :‌ پرستش نوعى رابطه خاضعانه و ستایشگرانه و سپاسگزارانه است كه انسان با خداى خود برقرار می‌كند. این نوع رابطه را انسان تنها با خداى خود می‌تواند برقرار كند و تنها در مورد خداوند صادق است، در مورد غیر خدا نه صادق است نه جایز. <ref>همان</ref>
ایشان در معنای پرستش می‌نویسد:‌ پرستش نوعی رابطه خاضعانه و ستایشگرانه و سپاسگزارانه است که انسان با خدای خود برقرار می‌کند. این نوع رابطه را انسان تنها با خدای خود می‌تواند برقرار کند و تنها در مورد خداوند صادق است، در مورد غیر خدا نه صادق است نه جایز. <ref>مطهری مرتضی، مجموعه آثار، جهان‌‏بینی توحیدی، ج‏2، ص:-97 96</ref>  
 
4- قرآن كریم تأكید و اصرار زیاد دارد بر اینكه عبادت و پرستش باید مخصوص خدا باشد، هیچ گناهى مانند شرک به خدا نیست. <ref>همان </ref>
 
5- از منظر ایشان توحید در عبادت انگاه محقق می گردد كه انسان عبادتگر بداند :‌ ...جز او كامل مطلق نیست، جز او هیچ ذاتى منزه از نقص نیست، جز او كسى منعم اصلى و منشأ اصلى نعمت‌ها كه همه سپاس‌ها به او برگردد نیست، جز او هیچ موجودى استحقاق مطاع محض بودن و تسلیم محض در برابر او شدن را ندارد.
 
ایشان در توسعه معنای توحید عبادی می فرماید:‌ هر اطاعتى مانند اطاعت پیامبر و امام و حاكم شرعى اسلامى و پدر و مادر یا معلم باید به اطاعت از او و رضاى او منتهى شود وگرنه جایز نیست.این است عكس العملى كه شایسته یک بنده در مقابل خداى بزرگ است و جز در مورد خداى یگانه در مورد هیچ موجودى دیگر نه صادق است نه جایز. <ref>همان  ص 99-98</ref>
 


6- توحید ذاتى و توحید در عبادت جزء اصول اولیه اعتقادى اسلامى است.  
4- قرآن کریم تأکید و اصرار زیاد دارد بر اینکه عبادت و پرستش باید مخصوص خدا باشد، هیچ گناهی مانند شرک به خدا نیست. <ref>مطهری مرتضی، مجموعه آثار، جهان‌‏بینی توحیدی، ج‏2، ص:-97 96 </ref>


یعنى اگر كسى در اعتقادش به یكى از این دو اصل خللى باشد جزء مسلمین محسوب نمی‌گردد. احدى از مسلمین با این دو اصل مخالف نیست. <ref>مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى ؛ ج‏3 ؛ ص71</ref>
5- از منظر ایشان توحید در عبادت آنگاه محقق می‌گردد که انسان عبادتگر بداند که جز او کامل مطلق نیست، جز او هیچ ذاتی منزه از نقص نیست، جز او کسی منعم اصلی و منشأ اصلی نعمت‌ها که همه سپاس‌ها به او برگردد نیست، جز او هیچ موجودی استحقاق مطاع محض بودن و تسلیم محض در برابر او شدن را ندارد.  


7- نزاع اصلی [[وهابيت|وهابیت]] با مسلمین صغروی است:‌ ایشان معتقد است در مفهوم توحید و پرستش بین عالمان دینی اعم از وهابی و غیر وهابی اختلافی نیست اختلاف در مصادیق پرستش است :‌
شهید مطهری در توسعه معنای توحید عبادی می‌نویسد:‌ هر اطاعتی مانند اطاعت پیامبر و امام و حاکم شرعی اسلامی و پدر و مادر یا معلم باید به اطاعت از او و رضای او منتهی شود وگرنه جایز نیست. این است عکس‌العملی که شایسته یک بنده در مقابل خدای بزرگ است و جز در مورد خدای یگانه در مورد هیچ موجودی دیگر نه صادق است نه جایز. <ref>مطهری مرتضی، مجموعه آثار، جهان‌‏بینی توحیدی، ج‏2، ص:-97 96</ref>
‌ اختلاف وهابیّه با سایر مسلمین در این نیست كه آیا یگانه موجود شایسته پرستش، خداوند است یا غیر خداوند، مثلًا انبیا و اولیا نیز شایسته پرستش‏‌اند؛ در این جهت تردید نیست كه غیر خدا شایسته پرستش نیست، اختلاف در این است كه آیا [[استشفاعات]] و [[توسلات‏]]، عبادت است یا نه؟ پس نزاع فیما بین، صغروى است نه كبروى. <ref>همان</ref>


6- توحید ذاتی و توحید در عبادت جزء اصول اولیه اعتقادی اسلامی است.


یعنی اگر کسی در اعتقادش به یکی از این دو اصل خللی باشد جزء مسلمین محسوب نمی‌گردد. احدی از مسلمین با این دو اصل مخالف نیست. <ref>مطهری مرتضی، مجموعه آثار، ج‏3، ص71</ref>


==پانویس==
7- نزاع اصلی [[وهابیت|وهابیت]] با مسلمین صغروی است:‌ ایشان معتقد است در مفهوم توحید و پرستش بین عالمان دینی اعم از وهابی و غیر وهابی اختلافی نیست اختلاف در مصادیق پرستش است:‌
{{پانویس|2}}
‌ اختلاف وهابیّه با سایر مسلمین در این نیست که آیا یگانه موجود شایسته پرستش، خداوند است یا غیر خداوند، مثلًا انبیا و اولیا نیز شایسته پرستش‏‌اند؛ در این جهت تردید نیست که غیر خدا شایسته پرستش نیست، اختلاف در این است که آیا استشفاعات و توسلات‏، عبادت است یا نه؟ پس نزاع فیما بین، صغروی است نه کبروی. <ref>مطهری مرتضی، مجموعه آثار، ج‏3، ص71</ref>


== پانویس ==
{{پانویس}}


[[رده: مفاهیم اسلامی]]
[[رده:مفاهیم و اصطلاحات اسلامی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ نوامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۵:۳۵

توحید از بنیادی‌ترین ارکان اصول دین و به معنای یگانگی خداوند است. اعتقاد به توحید، نگاه عبد را نسبت به معبود تغییر می‌دهد و او را تسلیم موجودی می‌کند که هستی در سیطره فرمان اوست. توحید از هر منظری قله عرفان است. این مسئله حتی در دیگر ادیان خصوصا ادیان ابراهیمی نیز به عنوان اصلی بنیادی شناخته شده است. به طوری که به انسان‌های توحید گرا، موحد می‌گویند. توحید از منظر فلسفه و کلام به توحید ذاتی، توحید صفاتی، توحید افعالی و توحید در عبادت تقسیم می‌شود.

بحثی در معنا‌شناسی توحید

توحید از نظر معنا‌شناسی به سه قسم عرفانی، فلسفی و کلامی تقسیم می‌شود. توحید عرفانی مبتنی بر شهود و وصول به وحدانیت خداوند است. توحید فلسفی مبتنی بر باور عقلی به وحدانیت خداوند است و توحید کلامی مبتنی بر پذیرش احدیت خداوند است. [۱]

معنای لغوی توحید

واژه «توحید» مصدر باب «تفعیل» و به معنای «یگانه دانستن» است. ریشه این کلمه از «وحد» و به معنای انفراد است و از این رو «واحد» به چیزی اطلاق می‌شود که جزء ندارد.[۲] و باز تعریف کرده‌اند که توحید در لغت، یه معنای حکم به یکی بودن و علم به یکتایی چیزی است. [۳]

معنای اصطلاحی توحید

توحید در اصطلاح کلامی، اقرار به یگانگی خداوند و شریک نداشتن در صفات او است. [۴]

اقسام توحید

توحید ذاتی توحید ذاتی به معنای نفی شریک، شبیه و جزء از ذات خداوند است. توحید ذاتی به معنای یگانه بودن ذات خداوند است که مثل و مانندی ندارد و و هر چه غیر اوست مخلوق اوست. آیات کریمه «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ».[۵] و «وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ»[۶] مشعر به توصیف توحید ذاتی است.

توحید صفاتی توحید صفاتی‌ یعنی این که صفات خداوند مثل علم، قدرت، حیات، اراده، عین ذات خدا هستند و به ذات او بر می‌گردند. علی بن ابی طالب در‌این‌باره فرمود: «کل عزیز غیره ذلیل و کل قوی غیره ضعیف، و کل مالک غیره مملوک و کل عالم غیره متعلم و کل قادر غیره یقدر و یعجز یعنی هر چی غیر اوست، ذلیل است و هر قدرت‌مندی غیر او ناتوان است و هر مالکی جز او مملوک است و هر عالمی جز او نوآموز است و هر توانایی جز او گاه توانا و گاه ناتوان است» [۷] در این روایت تاکید شده است که اوصاف خداوند عین ذات او هستند و هیچ موجودی در آن شریک نخواهد بود.

توحید افعالی توحید افعالی یعنی این که خداوند خالق همه فعل و انفعالات نظام هستی از جمله افعال انسان است و همان طور که همه موجودات مخلوق خداوند هستند، افعال شان نیز مخلوق خداوند است و اصولا هیچ فاعل و موثری غیر از خداوند شناخته نمی‌شود. ملاصدرا در‌این‌باره می‌گوید:لا مؤثر فی الوجود إلا الله یعنی در هستی هیچ موثری (خالقی) جز خداوند شناخته نمی‌شود.[۸] البته این قسم از توحید معرکه آرای مذاهب اسلامی است و بحث‌های بسیاری درباره آن شده است و علاوه نظریات معروف امر بین الامرین، کسب و خلق افعال عباد که اولی مربوط به امامیه و دومی مربوط به اشاعره و ماتریدیه و سومی مربوط به اهل حدیث است، با این نوع توحید ارتباط دارد.

توحید در عبادت توحید در عبادت به این معنا است که جز خداوند هیچ موجود دیگری را نمی‌توان یافت که شایسته پرستش باشد. از امام علی ‌علیه‌السلام در تفسیر بخش‌هایی از اذان نقل شده است که فرمود: «اما قوله «اشهد ان لا اله الاالله» کانه یقول: اعلم انه لامعبود الا الله (عزوجل) و ان کل معبود باطل سوی الله» یعنی قول کسی که می‌گوید من شهادت می‌دهم که خداوندی جز او را نمی‌شناسم به این معنا است که معبودی جز خداوند وجود ندارد و هر معبودی به جز او باطل(غیر قابل پرستش) است.[۹]

جایگاه توحید در اسلام

هر چند واژه توحید در قرآن نیامده است، اما آیات فراوانی از آن درباره اثبات توحید و نفی شرک می‌باشد.[۱۰]و به تصریح قرآن، پیام تمامی پیامبران، اعتقاد به توحید بوده است.[۱۱] این واژه با تعابیر و عبارات مختلف، بارها در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته است؛ از جمله در سوره توحید که خداوند «احد» یعنی یگانه خوانده شده است. [۱۲] نفی خدایان دیگر، یکی بودن خدا، یک خدا برای همگان، خدای همه عالم، نکوهش معتقدان به وجود خدایان، تأکید بر نفی اعتقاد به چند خدا، رد ادعای قائلان به تثلیث و سه‌گانه‌باوری، و همچنین نفی هر گونه مثل و مانند برای خداوند، از جمله مفاهیم مرتبط با توحید است که در قرآن کریم آمده است.[۱۳]شهادت بر یکتایی خدا و پرهیز از شرک، اولین اقدامی است که پیامبر اسلام (ص) در ابتدای دعوت آشکار خود، خطاب به مردم مکه بیان کرده است. [۱۴]نمایندگان پیامبر (ص) از جمله معاذ بن جبل که برای تبلیغ اسلام به سرزمین‌های مختلف می‌رفتند، همواره مردم را به پذیرش یکتایی خداوند دعوت می‌کردند. [۱۵] برخی از عالمان مسلمان با تکیه بر جایگاه ویژه و مهم آموزه توحید در اسلام، مسلمانان را «اهل التوحید» خوانده‌اند.[۱۶]و آن را نشانه مسلمانی قلمداد کرده‌اند.[۱۷]امام علی(ع)، اعتقاد به توحید و یگانگی خداوند را پایه معرفت خدا دانسته است. [۱۸] ملاصدرا هدف اصلی قرآن کریم را اثبات توحید خدا می‌داند. [۱۹]

جایگاه توحید در تعالیم اسلام

در مباحث خداشناسی، توحید به معنای یکتاپرستی یکی از اصول اعتقادی اسلام و همه ادیان ابراهیمی است. اهمیت این اصل به این دلیل است که به نظر بسیاری از متکلمان مسلمان؛ دیگر اصول دین اسلام مبتنی بر اصل توحید می‌باشد. به همین دلیل است که امام علی(ع) در روایتی از رسول خدا (ص) نقل می‌کند که "التوحید نصف الدین" یعنی توحید نیمی از دین است.[۲۰]و یا شخصی از رسول خدا(ص) پرسید اساس علم چیست؟ حضرت فرمودند: «معرفة الله حق معرفته» [۲۱] یعنی شناخت خدا آن چنان که شایسته اوست. آن شخص دوباره پرسید حق معرفت خداوند چیست؟ حضرت فرمودند: این که بدانی او نه مثلی دارد و نه شبیهی و او را معبود واحد خالق و قادر و اول و آخر و ظاهر و باطن بشناسی که مثل و مانندی ندارد. این است حق معرفت خداوند.

توحید در نگاه مذاهب اسلامی

مسئله توحید و مباحث مربوط به آن، معرکه آرای مذاهب اسلامی امامیه، معتزله، اشاعره و اهل حدیث است. با این حال تمامی مذاهب یاد شده درباره توحید ذاتی و توحید در عبادت مناقشه ای ندارند. علاوه، در میان مکاتب اسلامی، توحید ذاتی و توحید در عبادت مورد قبول قطعی همه گرایش‌های فکری بوده است، ولی در مورد توحید صفاتی و توحید افعالی اختلافاتی وجود دارد. اشاعره، منکر توحید صفاتی‌ و معتزله منکر توحید افعالی اند. شهید مرتضی مطهری در این زمینه می‌گوید: «توحید جزء اصول پنجگانه معتزله نیز بود، همچنانکه جزء اصول‌ اشاعره نیز هست، با این تفاوت که توحید مورد نظر معتزله که مشخصه مکتب آنها بشمار می‌رود، توحید صفاتی است که مورد انکار اشاعره است و توحید مورد نظر اشاعره که مشخصه مکتب آنها بشمار می‌رود، توحید افعالی‌ است که مورد انکار معتزله است. [۲۲]

توحید در نگاه امامیه

متکلمان امامیه درباره توحید نظر وسیعی دارند. در نگاه آنان، توحید علاوه بر این که شامل توحید ذاتی و توحید در عبادت می‌شود؛ توحید صفاتی و افعالی را نیز در بر می‌گیرد. با این حال نگاه امامیه در توحید صفاتی با نگاه معتزله متفاوت است، همان گونه که نگاه امامیه با نگاه اشاعره نسبت به توحید افعالی متفاوت است، زیرا معتزله ذات الهی را خالی از هر گونه صفتی می‌دانند، ولی امامیه صفات الهی را عین ذات الهی می‌دانند. [۲۳]

مرز بین شرک و توحید از دیدگاه شهید مطهری

توحید و شرک مبنای نخستین اعتقادی مسلمانان است. تمام احکام و معارف شریعت بر اساس این اصل اساسی و زیربنایی تشریع گردیده و هر نوع تفسیری از آن در سلوک فکری و عملی معتقدین به آن تاثیر بسزایی خواهد داشت. وهابیت با تفسیر نادرست آن بیشتر مسلمانان را تکفیر نموده و خودشان را موحدین حقیقی می‌دانند. در نوشتار ذیل دیدگاه شهید مطهری در زمینه توحید و مرز آن با شرک، محل نزاع وهابیت با سائر مسلمین در این مساله تبیین گردیده است.

دیدگاه شهید مطهری در تبیین توحید و شرک

اصول دیدگاه شهید مطهری در زمینه توحید و شرک عبارت است از:‌

1 - مراتب و درجات توحید

ایشان می‌فرماید: از قرآن کریم بدست می‌آید که توحید و شرک هر یک دارای مراتبی است:‌

توحید، درجات و مراتب دارد، همچنان که شرک نیز که مقابل توحید است مراتب و درجات دارد. تا انسان همه مراحل توحید را طی نکند، موحد واقعی نیست. آنگاه در تبیین مراتب توحید پرداخته و می‌فرماید:‌

1- توحید ذاتی‏

توحید ذاتی یعنی شناختن ذات حق به وحدت و یگانگی. توحید ذاتی یعنی این حقیقت «دویی» بردار و تعدّدپذیر نیست، مثل و مانند ندارد لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ، در مرتبه وجود او موجودی نیست‏ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ.... جهان نه از اصل‌های متعدّد پدید آمده و نه به اصل‌های متعدّد بازمی‌‏گردد، از یک اصل و از یک حقیقت پدید آمده‏ قُلِ اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ و به همان اصل و همان حقیقت بازمی‌گردد أَلا إِلَی اللَّهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ و به تعبیر دیگر، جهان هستی، یک قطبی و یک کانونی و تک محوری است.

2- توحید صفاتی‏

ایشان در معنای توحید صفاتی می‌فرماید:‌ توحید صفاتی یعنی درک و شناسایی ذات حق به یگانگی عینی با صفات و یگانگی صفات با یکدیگر. توحید ذاتی به معنی نفی ثانی داشتن و نفی مثل و مانند داشتن است و توحید صفاتی به معنی نفی هرگونه کثرت و ترکیب از خود ذات است... برای وجود لایتناهی همچنان که دومی قابل تصور نیست، کثرت و ترکیب و اختلاف ذات و صفات نیز متصور نیست.

3- توحید افعالی‏

توحید افعالی یعنی درک و شناختن اینکه جهان، با همه نظامات و سنن و علل و معلولات و اسباب و مسبّبات، فعل او و کار او و ناشی از اراده اوست. موجودات عالم همچنان که در ذات استقلال ندارند و همه قائم به او و وابسته به او هستند و او به تعبیر قرآن «قیوم» همه عالم است، در مقام تأثیر و علّیت نیز استقلال ندارند، و در نتیجه خداوند همچنان که در ذات شریک ندارد در فاعلیّت نیز شریک ندارد. هر فاعل و سببی، حقیقت خود و وجود خود و تأثیر و فاعلیّت خود را از او دارد و قائم به اوست. همه حول ها حول‌ها و قوّه‌ها «به او» است (ما شاء اللّه و لا قوّة الّا به، لا حول و لا قوّة الّا باللّه).

4- توحید در عبادت

ایشان در ذیل تفسیر آیه (ایّاکَ نَعْبُدُ) که بیانگر توحید عبادی است می‌نویسد:‌ و اما توحید در عبد بودن و در عبادت به معنی این است که در مقابل هیچ موجود دیگر و هیچ فرمان دیگری این حالت را نداشته باشد، بلکه نسبت به غیر خدا حالت عصیان و تمرد داشته باشد.

پس همواره انسان باید دو حالت متضاد داشته باشد: تسلیم محض خدا، و عصیان محض غیر خدا. این است معنی‏ (ایّاکَ نَعْبُدُ) خدایا تنها تو را می‌پرستیم و غیر تو را نمی‌‏پرستیم. [۲۴]

ایشان در بیان فرق بین مراتب سه گانه با مرتبه اخیر – توحید در عبادت – می‌‌نویسد:‌

مراتب سه‌‏گانه توحید ذاتی صفاتی و افعالی، توحید نظری و از نوع شناختن است، اما توحید در عبادت، توحید عملی و از نوع «بودن» و «شدن» است. آن مراتب توحید، تفکر و اندیشه راستین است و این مرحله از توحید، «بودن» و «شدن» راستین. توحید نظری بینش کمال است و توحید عملی جنبش در جهت رسیدن به کمال. توحید نظری پی بردن به «یگانگی» خداست و توحید عملی «یگانه شدن» انسان است. توحید نظری «دیدن» است و توحید عملی «رفتن».[۲۵]

2- پرستش لازمه شناخت خدای یگانه:‌

شناخت خدای یگانه به عنوان کامل‌ترین ذات با کامل‌ترین صفات، منزه از هر گونه نقص و کاستی، و شناخت رابطه او با جهان که آفرینندگی و نگهداری و فیاضیت، عطوفت و رحمانیت است، عکس‌العملی در ما ایجاد می‌‏کند که از آن به «پرستش» تعبیر می‌‏شود. [۲۶]

3- معنای پرستش:‌

ایشان در معنای پرستش می‌نویسد:‌ پرستش نوعی رابطه خاضعانه و ستایشگرانه و سپاسگزارانه است که انسان با خدای خود برقرار می‌کند. این نوع رابطه را انسان تنها با خدای خود می‌تواند برقرار کند و تنها در مورد خداوند صادق است، در مورد غیر خدا نه صادق است نه جایز. [۲۷]

4- قرآن کریم تأکید و اصرار زیاد دارد بر اینکه عبادت و پرستش باید مخصوص خدا باشد، هیچ گناهی مانند شرک به خدا نیست. [۲۸]

5- از منظر ایشان توحید در عبادت آنگاه محقق می‌گردد که انسان عبادتگر بداند که جز او کامل مطلق نیست، جز او هیچ ذاتی منزه از نقص نیست، جز او کسی منعم اصلی و منشأ اصلی نعمت‌ها که همه سپاس‌ها به او برگردد نیست، جز او هیچ موجودی استحقاق مطاع محض بودن و تسلیم محض در برابر او شدن را ندارد.

شهید مطهری در توسعه معنای توحید عبادی می‌نویسد:‌ هر اطاعتی مانند اطاعت پیامبر و امام و حاکم شرعی اسلامی و پدر و مادر یا معلم باید به اطاعت از او و رضای او منتهی شود وگرنه جایز نیست. این است عکس‌العملی که شایسته یک بنده در مقابل خدای بزرگ است و جز در مورد خدای یگانه در مورد هیچ موجودی دیگر نه صادق است نه جایز. [۲۹]

6- توحید ذاتی و توحید در عبادت جزء اصول اولیه اعتقادی اسلامی است.

یعنی اگر کسی در اعتقادش به یکی از این دو اصل خللی باشد جزء مسلمین محسوب نمی‌گردد. احدی از مسلمین با این دو اصل مخالف نیست. [۳۰]

7- نزاع اصلی وهابیت با مسلمین صغروی است:‌ ایشان معتقد است در مفهوم توحید و پرستش بین عالمان دینی اعم از وهابی و غیر وهابی اختلافی نیست اختلاف در مصادیق پرستش است:‌ ‌ اختلاف وهابیّه با سایر مسلمین در این نیست که آیا یگانه موجود شایسته پرستش، خداوند است یا غیر خداوند، مثلًا انبیا و اولیا نیز شایسته پرستش‏‌اند؛ در این جهت تردید نیست که غیر خدا شایسته پرستش نیست، اختلاف در این است که آیا استشفاعات و توسلات‏، عبادت است یا نه؟ پس نزاع فیما بین، صغروی است نه کبروی. [۳۱]

پانویس

  1. ر. ک، طباطبایی فاطمه، توحید شهودی از منظر امام خمینی، ص۱۰۴.
  2. کریمی، توحید از دیدگاه آیات و روایات، ۱۳۷۹ش، ص۱۹-۲۰.
  3. میر سید شریف جرجانی، التعریفات، ص 96، واژه التوحید
  4. قاضی عبدالجبار معتزلی، شرح الاصول الخمسه، ص 80
  5. سوره شوری آیه 11
  6. سوره اخلاص آیه 4
  7. نهج‌البلاغه، خطبه 65.
  8. صدرالمتالهین، الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه، ج‏6، ص387
  9. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 39.
  10. ر. ک، رمضانی، حسن، «مبحث توحید»، سایت دانشنامه موضوعی قرآن
  11. ر. ک، رمضانی، حسن، «مبحث توحید»، سایت دانشنامه موضوعی قرآن
  12. «شریعتمداری، توحید از دیدگاه قرآن و نهج‌البلاغه، ص۴۸.
  13. طارمی‌راد، توحید، ص۴۰۶و۴۰۷.
  14. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، نشر دار صادر، ج۲، ص۲۴.
  15. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، نشر دار صادر، ج۲، ص۷۶ و ۸۱.
  16. طارمی‌راد، توحید، ص۴۰۶.
  17. مصباح یزدی، خداشناسی (مجموعه کتب آموزشی معارف قرآن ۱)، ۱۳۹۴ش، ص۱۸۰
  18. نهج‌البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبه اول، ص۳۹.
  19. ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، سال ۱۳۶۶شمسی، ج۴، ص۵۴.
  20. شیخ صدوق، التوحید، قم، نشر جامعه مدرسین، چاپ اول، ص 68، ح 24.
  21. همان، ص 285
  22. مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ص 35
  23. مطهری مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی: ص 35.
  24. مطهری مرتضی، مجموعه ‏آثار، ج‏26، ص:101- 102
  25. مطهری مرتضی، مجموعه ‏آثار، ج‏26، ص 103-99
  26. مطهری مرتضی، مجموعه آثار، جهان‌‏بینی توحیدی، ج‏2، ص:-97 96
  27. مطهری مرتضی، مجموعه آثار، جهان‌‏بینی توحیدی، ج‏2، ص:-97 96
  28. مطهری مرتضی، مجموعه آثار، جهان‌‏بینی توحیدی، ج‏2، ص:-97 96
  29. مطهری مرتضی، مجموعه آثار، جهان‌‏بینی توحیدی، ج‏2، ص:-97 96
  30. مطهری مرتضی، مجموعه آثار، ج‏3، ص71
  31. مطهری مرتضی، مجموعه آثار، ج‏3، ص71