تصوف در صربستان، مونته‌نگرو، مقدونیه و کوزوو

از ویکی‌وحدت

این پژوهش با هدف توصیف تصوف در مرزهای امروزی جمهوری صربستان، جمهوری مونته‌نگرو، جمهوری مقدونیه، استان خود مختار کوزوو و طریقت‌های مختلفی که در این کشور در یک دوره زمانی طولانی فعال بوده‌اند و یا هنوز در حال فعالیت هستند، و هم چنین نفوذ این پدیده مذهبی در فرهنگ جامعه بالکان، به ویژه در بخش هنر و ادبیات نگاشته شده است. تلاش بر این بوده است که تأثیر تصوف و طریقت‌های آن به مثابه نیروی محرکی برای گسترش دین اسلام در صربستان و دیگر سرزمین‌های مجاور که بعداً توسط امپراطوری عثمانی اشغال شدند نشان داده شود.

در طول قرن‌های گذشته، تعداد زیادی از مکتب‌های عرفانی در منطقه ایجاد شده است که شبکه گسترده‌ای از خانقاه‌ها را تأسیس و در آن دراویش به فعالیت‌های آموزشی و عملی صوفیانه پرداخته‌اند و هم چنین آثار ادبی ارزشمند مانند اشعار و غزل‌های اصیل و هم چنین تفاسیر بخش‌های مهم از تصوف را منتشر نموده‌اند. آن‌ها رسوم سنتی یادگیری زبان تمدن اسلامی قرون وسطی که عربی، فارسی و ترکی عثمانی بوده است را در خانقاه‌ها و کتابخانه‌های سراسر منطقه بالکان توسعه داده‌اند. امروزه تعداد زیادی از خانقاه‌های اهل تصوف در منطقه فعال هستند و اسناد و مدارک موجود حاکی از فعالیت نه طریقت در منطقه است، اگر چه برخی از آنان پیروان قابل توجهی ندارند.

آشنایی با تصوف

پیدایش

از دیدگاه منابع متصوفه در بالکان، ظهور تصوف مربوط به سده های 8 و 9 میلادی در محافل فرهنگی عراق و ایران می‌شود. این مکتب در کم‌ترین مدت از ویژگی‌های عرفان برخوردار شد. ظاهراً ابو هاشم عارف نیمه دوم سده هشتم میلادی از کوفه اولین کسی بود که نام صوفی را انتخاب کرد. تصوف از قرن یازدهم میلادی به یک جنبش مردمی و مذهب قشری تبدیل می‌گردد و از آن زمان به بعد طریقت‌های عرفانی مختلف آن اعلام وجود می‌کنند.

ماهیت

پروفسور ندیم فیلیپویچ در کار مطالعاتی خویش تحت عنوان (تصوف ـ عرفان اسلامی) ثابت می‌کند که عرفان اسلامی نوعی عمل معنوی مجزا و منزوی نیست، بلکه ریشه در اسلام و تمدن آن دارد. بنا به اعتقاد او تصوف در مسیر رشد خود، محکم ترین تکیه گاه خویش را در قرآن یافت و به شکل یک دکترین در جناح اسلام تسنن و جناح اسلام تشیع رشد کرد.