احمد بن حمدان بن احمد ورسنانی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌وحدت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
| سال تولد =  
| سال تولد =  
| تاریخ تولد =  
| تاریخ تولد =  
| محل تولد = [[شهرری]]
| محل تولد = [[ری|شهرری]]
| سال درگذشت = 322 ق
| سال درگذشت = 322 ق
| تاریخ درگذشت =  
| تاریخ درگذشت =  
خط ۱۵: خط ۱۵:
| مذهب = شیعه
| مذهب = شیعه
| آثار = کتاب الجامع • کتاب الزینه فی تفسیر • الالفاظ المتداوله • کتاب الاصلاح اعلام النبوه
| آثار = کتاب الجامع • کتاب الزینه فی تفسیر • الالفاظ المتداوله • کتاب الاصلاح اعلام النبوه
| فعالیت‌ها = تبلیغ مذهب اسماعیلیان
| فعالیت‌ها = تبلیغ مذهب [[اسماعیلیه|اسماعیلیان]]
| وبگاه =  
| وبگاه =  
}}
}}

نسخهٔ ‏۲۴ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۵۴

احمد بن حمدان بن احمد ورسنانی
نام کاملاحمد بن حمدان بن احمد ورسنانی
اطلاعات شخصی
محل تولدشهرری
سال درگذشت322 ق، ۳۱۳ ش‌، ۹۳۴ م
محل درگذشتآذربایجان
دیناسلام، شیعه
شاگردانابویعقوب اسحاق بن احمد سجزی • ابوعبدالله محمد بن احمد نسفی
آثارکتاب الجامع • کتاب الزینه فی تفسیر • الالفاظ المتداوله • کتاب الاصلاح اعلام النبوه
فعالیت‌هاتبلیغ مذهب اسماعیلیان

احمد بن حمدان بن احمد ورسنانی، (000 – 322ق)ابوحاتم رازی. متکلم، فیلسوف و از داعیان بزرگ اسماعیلی در ایران. محل ولادت او در فشافویه در جنوب شهر‌ری و وفات او در سال 322هجری در آذربایجان اتفاق افتاد. گفتاری شیرین و کلامی بلیغ داشت که توانست امرا و عامه مردم را به مذهب اسماعیلی نزدیک کند. در علم لغت، شعر و حدیث دستی داشت و مقام علمی او در حدی بود که مأموریت اصلاح خطاها و برقراری سازش و هماهنگی میان معتقدات جوامع مختلف اسماعیلی به او واگذار شد. آثار متعدد و ارزشمندی از خود بر جای نهاده است. مهم‏ترین اثر او کتاب «اعلام النبوه» است که یکی از پرارزش‏ترین آثار دینی، کلامی و فلسفی در جهان اسلام است و چندین بار به چاپ رسیده است.

معرفی اجمالی

احمد بن حمدان بن احمد ورسنانی، ابوحاتم رازی. متکلم، فیلسوف و از داعیان بزرگ اسماعیلی در ایران. محل ولادت او در «فشافویه» در جنوب ری بود ولی زمان آن معلوم نیست. وفات او در سال 322هجری در آذربایجان اتفاق افتاد. به گفته شیخ صدوق: «وی اهل فضل و ادب و آشنا به لغت بود و احادیث بسیار شنیده و تصانیف متعددی تألیف کرده است، اما در یک هنگام گمراه شد و از دعاة اسماعیلی گشت و بزرگان زیادی را نیز گمراه نمود». درباره زندگی و چگونگی تحصیل او اطلاعی در دست نیست. شواهد موجود نشان می‏دهد که وی در زادگاهش نشو و نما پیدا کرد و در آنجا ضمن تحصیل علوم حدیث، فلسفه و کلام، در اوایل عمر خود وارد سلسله مراتب اسماعیلی گشت و در دستگاه آنان، فعالیت جدی داشت. از زندگی او پیش از پیوستنش به تشکیلات اسماعیلیان اطلاع چندانی نداریم، تنها این احتمال هست که در مدرسه دعات یمن تعلیم دیده و از آنجا به ری گسیل شده باشد.

وی گفتاری شیرین و کلامی بلیغ داشت که توانست امرا و عامه مردم را به مذهب اسماعیلی نزدیک کند. وی در علم لغت، شعر و حدیث دستی داشت و مقام علمی او در حدی بود که مأموریت اصلاح خطاها و برقراری سازش و هماهنگی میان معتقدات جوامع مختلف اسماعیلی به او واگذار شد. دعوت او در عهد مهدی بالله (حکومت: 297 تا322ق) پایه‌‏گذار دولت فاطمی، تأثیری خاص در امور سیاسی طبرستان و دیلمستان و دیگر مناطق دیگر ایران داشت. وی نخست جانشین «غیاث نامی» گردید که داعی ری بود. سپس داعیانی به اطراف فرستاد و امیر ری، «احمدبن علی» دعوتش را اجابت کرد، و در ادامه فعالیت‌‏هایش افرادی همچون اسفاربن شیرویه، مردآویج زیاری و «سیاه چشم جستانی» را به مذهب اسماعیلی درآورد و در پی آن «یوسف بن ابی الساج» را چندان به تعالیم اسماعیلی معتقد ساخت که یوسف بر آن شد تا خلافت عباسی را براندازد و به طاعت فاطمیان گردن سپارد. ابوحاتم به مردم دیلم وعده داد که: «امامی در آینده نزدیک خواهد آمد و من به مذهب و گفتار او آگاهم». اما چون وعده سرآمد و امامی نیامد وی را متهم به دروغ‏گویی کردند و ستاره اقبالش در دیلمان و طبرستان به ‏زودی افول کرد. وی که جان خویش را در خطر دید به آذربایجان گریخت و میانه راه یا در آن دیار درگذشت. پس از مرگ ابوحاتم، اسماعیلیان ایران دچار هرج و مرج شدند و بسیاری از آنان آیین خویش را رها کردند. با این‏حال ابوحاتم در میان مذاهب و فرق اسلامی از اهمیت خاصی برخوردار است و آراء او مورد توجه پیروان مذهب اسماعیلی است. وی که از رهبران و صاحب‏ نظران اسماعیلی در دوره ستر محسوب می‏‌شود، رجعت محمدبن اسماعیل بن جعفر علیه‌السلام را باور داشت. وی همچنین درباره مبدأ ستر و مبدأ ظهور، توجیهات جدید آورد و نظریات اسماعیلیان را دراین‌باره با نظم نوینی آراست.

درباره اساتید و شاگردان او چیزی در منابع ذکر نشده است. احتمالاً دوست او «ابویعقوب اسحاق بن احمد سجزی» از شاگردان و هم‏‌کیشان وی بوده است. همچنین محتمل است «ابوعبدالله محمد بن احمد نسفی» که جانشین او در ماوراءالنهر بود، نزد وی شاگردی نموده باشد. از معاصران او «ابوطاهر جنابی» است که با او مکاتباتی داشته است. همچنین از معاصران و هم‌‏بحثان معروف او «محمدبن زکریا رازی»(م311ق) است که با او مناظرات متعددی در ری داشته است. وی آثار متعدد و ارزشمندی از خود بر جای نهاده است. از آثار او «کتاب الجامع» است که موضوعات فقهی و غیره رادر بر دارد. «کتاب الزینه فی تفسیر الالفاظ المتداوله» یکی دیگر از تألیفات اوست که در علم لغت و آخر آن در فرهنگ اصطلاحات کلامی است. در بخشی از این کتاب سیر تاریخی لفظ «شیعه» نیز بررسی شده است. به گفته ابن‏‌ندیم کتاب مذکور بسی بزرگ و در چهارصد ورقه نوشته شده است. اثر دیگر او «کتاب الاصلاح» است که در رد کتاب المصلح نوشته نخشبی، و در اصلاح نظریات ابویعقوب سجزی نوشته شده است.

شاگردان

درباره اساتید و شاگردان او چیزی در منابع ذکر نشده است ولی احتمال داده شده که ابویعقوب اسحاق بن احمد سجزی و ابوعبدالله محمد بن احمد نسفی نزد وی شاگردی نموده باشند.

آثار

آثار متعدد و ارزشمندی از خود بر جای نهاده است. از جمله کتاب الجامع، کتاب الزینه فی تفسیر، الالفاظ المتداوله، کتاب الاصلاح و اعلام النبوه مهم‏ترین اثر او کتاب اعلام النبوه است که یکی از پرارزش‏‌ترین آثار دینی، کلامی و فلسفی در جهان اسلام است و چندین بار به چاپ رسیده است. این کتاب در رد عقایدی است‏ که به زکریای رازی درباره ابطال شرایع و نبوات نسبت داده می‌‏شود.

منابع

  1. اعلام الاسماعیلیه، مصطفی غالب، صفحات متعدد؛
  2. الاعلام، زرکلی، ج1ص119؛
  3. التبصیر فی الدین، اسفراینی، قاهره، 1374ق، صص124، 125 و اطراف آن؛
  4. دائره المعارف بزرگ اسلامی، بجنوردی، ج5ص307؛
  5. دائره المعارف تشیع، ج1ص396؛ الذریعه، ج10صص223 و252، و ذیل عناوین کتاب‌ها؛
  6. فهرست ابن ندیم، تحقیق رضا تجدد، ص240؛
  7. لسان المیزان، ابن حجر، ج1ص164 شماره 524؛
  8. معجم المؤلفین، ج1ص211.