ابویعقوب نهرجوری: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌وحدت
جز (جایگزینی متن - 'ي' به 'ی')
جز (جایگزینی متن - 'ك' به 'ک')
خط ۱۲: خط ۱۲:
</div>
</div>


'''إسْحَاق بن مُحَمَّد النهرجوری''' کنیه اش ابو یعقوب و یکی از علمای برجسته [[اهل سنت]] و [[صوفی]] قرن چهارم هجری بود<ref>طبقات الصوفیة، أبو عبد الرحمن السلمی، ص286-289، دار الكتب العلمیة، ط2003</ref>.
'''إسْحَاق بن مُحَمَّد النهرجوری''' کنیه اش ابو یعقوب و یکی از علمای برجسته [[اهل سنت]] و [[صوفی]] قرن چهارم هجری بود<ref>طبقات الصوفیة، أبو عبد الرحمن السلمی، ص286-289، دار الکتب العلمیة، ط2003</ref>.
سالهای متمادی در [[مکه مکرمه]] اقامت داشت تا در سال330 درگذشت.
سالهای متمادی در [[مکه مکرمه]] اقامت داشت تا در سال330 درگذشت.


خط ۲۷: خط ۲۷:
=اساتید=
=اساتید=


او شاگردی افرادی همچون [[جنید بغدادی|الجُنَیْد]]، [[عمرو بن عثمان|عَمْرو بن عُثْمَان الْمَكِّیّ]] وَ أَبا یَعْقُوب السُّوسِی و بزرگان دیگری از مشایخ تصوف را انجام داده است.
او شاگردی افرادی همچون [[جنید بغدادی|الجُنَیْد]]، [[عمرو بن عثمان|عَمْرو بن عُثْمَان الْمَکِّیّ]] وَ أَبا یَعْقُوب السُّوسِی و بزرگان دیگری از مشایخ تصوف را انجام داده است.


=وفات=
=وفات=

نسخهٔ ‏۱۰ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۵:۰۶

حسن بصری
نام إسْحَاق بن مُحَمَّد النهرجوری
نام‎های دیگر ابو یعقوب
درگذشت 378ق

إسْحَاق بن مُحَمَّد النهرجوری کنیه اش ابو یعقوب و یکی از علمای برجسته اهل سنت و صوفی قرن چهارم هجری بود[۱]. سالهای متمادی در مکه مکرمه اقامت داشت تا در سال330 درگذشت.

نظر بزرگان تصوف

ابوعثمان مغربی

من شیوخی از مشایخ تصوف را نورانی‌تر از ابویعقوب نهرجوری ندیده ام در حالی که در جلالت کمتر از أبی الحسن بن الصائغ نبود.

شمس الدین ذهبی

او را با عنوان استاد عارف یاد کرده است[۲].

اساتید

او شاگردی افرادی همچون الجُنَیْد، عَمْرو بن عُثْمَان الْمَکِّیّ وَ أَبا یَعْقُوب السُّوسِی و بزرگان دیگری از مشایخ تصوف را انجام داده است.

وفات

او در سال 330 درگذشت و در حالی که از شدت مریضی رنجور بود علی بن محمد المزین می گوید به او گفتم بگو لااله الا الله به من لبخندی زد و گفت می فهمی چه می گویی؟! او چنان عزیز است که مرگ او را درنمی یابد و این عزت فاصله بین من و اوست و ساعتی بعد در گذشت المزین محاسنش را به دست می گرفت و می گفت شخصی مثل من شهادتین را به اولیای خدا می آموزد؟ واخجالتا.

گفتار

صداقت، موافقت حق در نهان و آشکار است و حقیقت صدق، گفتن حقیقت در مکان های خطرناک است.

هر که از غذا سیر شود گرسنه است و هر که دارای مال باشد فقیر است و هر که به خلقت نیاز داشته باشد محروم است و هر که از غیر خدا کمک بخواهد باز هم شکست خورده است.

اگر پروردگارم از من بخواهد که مقداری از حق خود را که بر من داشته است ادا کنم، آن وقت غم و اندوه من است، و اگر حاجت من را روا سازد چون او دارای فضل و جود است و من به عنوان عبد ناتوان و ضعیفم[۳].

پانویس

  1. طبقات الصوفیة، أبو عبد الرحمن السلمی، ص286-289، دار الکتب العلمیة، ط2003
  2. سیر أعلام النبلاء، الذهبی، ج15، ص232
  3. أبو یعقوب النهرجوری