اذان

از ویکی‌وحدت، دانشنامۀ مجازی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مسجد


هر دولتی در هر عصر و زمانی برای برانگیختن عواطف و احساسات ملت خود و دعوت آنها به وظایف فردی و اجتماعی از شعارهایی استفاده می‌کند. مسیحیان در گذشته و امروز با نواختن صدای ناموزون ((ناقوس)) پیروان خود را به کلیسا دعوت می‌کنند، ولی در اسلام برای این دعوت از شعار ((اذان)) استفاده می‌شود که به مراتب رساتر و موثرتر است.

جذابیت این شعار اسلامی به قدری است که به قول نویسنده ((تفسیر المنار)): بعضی از مسیحیان متعصب، هنگامی که اذان اسلامی را می‌شنوند، به عمق و عظمت تإثیر آن در روحیه شنوندگان اعتراف می‌کنند.[۱] اذان یک دعوت زنده است که ندای آن از سراسر جهان آفرینش به گوش می‌رسد.

انسان از لحظه‌ای که صدای اذان به گوشش می‌رسد گویی نماز را آغاز می‌کند. این ندا زمین و آسمان را به هم پیوند داده و تواضع مخلوق را با عظمت خالق درهم می‌آمیزد.

چه شعاری از این رساتر که با نام خدای بزرگ آغاز می‌شود و با گواهی به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اکرم، اوج می‌گیرد و با دعوت به رستگاری و عمل نیک فرود می‌آید. با کلمه ((الله)) شروع می‌شود و با آن پایان می‌پذیرد.

صدای اذان همانند ندای آزادی و نسیم حیات بخش استقلال و عظمت، گوش‌های مسلمانان راستین را نوازش می‌دهد و بر جان بدخواهان اضطراب می‌افکند. یکی از رمزهای بقای اسلام است; چنان که ((گلادستون)) ـ یکی از رجال معروف انگلستان ـ در برابر جمعی از مسیحیان اظهار داشت: ((تا زمانی که نام محمد صلی الله علیه و آله در مإذنه‌هابلند است و کعبه پابرجاست و قرآن رهنما و پیشوای مسلمانان است، امکان ندارد که پایه‌های سیاست ما در سرزمین‌های اسلامی استوار و برقرار گردد.))[۲]

تشریع اذان

پس از هجرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به مدینه، مهاج ر و انصار، کم کم در اطراف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اجتماع کرده و حکومت اسلامی را برپا نمودند; مسجد ساختند و نماز جماعت برپا نمودند.

روز به روز بر عظمت و شکوه دین اسلام افزوده شد. بنابراین نیازمند وسیله‌ای شدند تا مردم را هنگام نماز آگاه سازند. لذا پیشنهادهای مختلفی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله داده شد، اما ایشان هیچ کدام را نپذیرفت، زیرا بعضی از پیشنهادها رسم یهودیان بود. به همین خاطر در اولین سال هجرت، اذان به فرمان خداوند از سوی جبرئیل بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل گردید. [۳] از امام صادق ‌علیه‌السلام روایت شده: هنگامی که جبرئیل اذان را بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل کرد، سر مبارک آن حضرت در دامان علی ‌علیه‌السلام بود. پس جبرئیل جملات اذان و اقامه را بیان کرد، وقتی حضرت بیدارشد، فرمود: ای علی! آیا شنیدی؟ گفت: آری! فرمود: آن را از بر کردی؟ گفت: آری! فرمود: بلال را صدا کن. علی ‌علیه‌السلام نیز بلال را صدا زد. وقتی آمد:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اذان را به او تعلیم داد[۴] و دستور داد در اوقات نماز ـ با صدای بلند و رسایی که داشت ـ اذان بگوید و او اولین کسی است که در تاریخ اسلام به مقام مؤذن مفتخر گردید. حال اگر ملت‌های دیگر با نواختن ناقوس‌ها و یا وسایل دیگر، مردم را به معابد دعوت می‌کنند در آیین اسلام، اذان مؤذن رمز اجتماع مسلمین برای پرستش خدا در مساجد است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نه تنها الفاظ اذان را به بلال تعلیم داد، بلکه اوقات آن را هم به وی یاد داد و به مردم گفت: بلال یک مرد وقت شناس است، هر موقع اذان بگوید، نماز بخوانید.[۵] لذا هرگاه آهنگ ملکوتی اذان به موقع از سینه پرسوز بلال به گوش می‌رسید، همچون روحی بود که در کالبد مرده مردم دمیده می‌شد و آن‌ها را زنده می‌کرد.[۶] اگرچه در آن روزگار، کسانی بودند که صوتی دل نشین تر و لهجه‌ای فصیح‌تر از بلال داشتند، اما پاک دلی، ایمان و خلوص بلال او را تا آن منزلت رفیع بالا برد. از آن پس بلال همواره همراه پیامبر اکرم بود و اذان می‌گفت.

جایگاه اذان در تبلیغات

اذان یکی از ابزارهای تبلیغ است که در دعوت به اسلام سهم مهمی‌دارد. اذان مشتمل است بر مسائلی مانند: تکبیر، توحید، شهادت به یگانگی و عظمت خداوند، گواهی به رسالت پیامبر اکرم، توصیه به نماز و رستگاری و بهترین اعمال و بالاخره با ((لا اله الا الله)) تمام می‌شود.

نکته قابل توجه در اذان، تکرار جملات است و این تکرار خود یکی از عوامل مؤثر در جلب توجه مخاطبان به اهمیت موضوع است. همان گونه که مبلغان نیز معتقدند، تکرار یک پیام از جمله عواملی است که در اقناع، تصدیق و ترغیب مخاطب تإثیر فراوان دارد. اذان همیشه به عنوان جزیی از عبادت و شعار جاودانه اسلام و گل بانگ توحید مطرح بوده و خواهد بود که دارای دو ویژگی است:

الف ـ سرکوبی دائم کافران و منافقان.

ب ـ دعوت انسان‌های مسلمان به حق و رستگاری و کلاس پاک سازی و به سازی است.[۷] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می‌فرماید: ((ان الشیطان اذا سمع الندإ هرب;[۸] هرگاه شیطان صدای اذان را می‌شنود، فرار می‌کند.)) و ((ان إهل السمإ لایسمعون من اهل الارض شیئا الا الاذان;[۹] همانا اهل آسمان از اهل زمین چیزی جز اذان نمی‌شنوند.))

طبق این دو روایت باید اذان به گونه‌ای در صحنه باشد که از یک سو موجب طرد شیطان و نابودی مظاهر شیطانی گردد و از سوی دیگر انسان را در ملکوت اعلی سیر دهد و روحیه عرفانی و معنوی او را آن چنان به معراج ببرد که گویی آسمان‌هاندای او را می‌شنوند و از آن ندا لذت برده و به شور و شوق می‌افتند.

احکام فقهی اذان

همه مذاهب اسلامی، اذان گفتن را ((مستحب مؤکد)) می‌دانند، به جز حنبلی‌هاکه می‌گویند: ((واجب کفایی)) است. دایره المعارف جامع اسلامی، حسینی دشتی، ج 2، ص 62. اذان بر دو قسم است: اذان اعلام و اذان نماز (اقامه) که اذان اعلام بایستی اول وقت گفته شود و اذان نماز، متصل به آن ادا شود; هرچند آخر وقت باشد.

اذان در نمازهای واجب یومیه مستحب است، اما در عصر عرفه و جمعه و عشای مزدلفه ساقط می‌باشد. برخی گفته‌اند: علت سقوط اذان در این سه مورد آن است که جمع بین دو نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا مستحب است. لذا با توجه به این که اصل اذان برای اعلام است، در صورتی که همگان آماده نماز دوم هستند، دیگر نیازی به اذان نیست. البته اذان برای هر نماز دوم که با نماز اول جمع شود هم ساقط است.[۱۰] مستحب است که بعد از تولد کودک یا پیش از نام گذاری او در گوش راستش ((اذان)) و در گوش چپش ((اقامه)) گفته شود، تا به روح بلند او مطالب دل‌نشین القا شده و در نفس او بذر حقایق پاشیده شود و در دوران کودکی و نوجوانی با همان بذرها بزرگ شده و با پاکیزگی کامل، انسانی مهذب به بار آید.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حضرت علی ‌علیه‌السلام فرمود: ((یا علی اذا ولد لک غلام إو جاریه فاذن فی إذنه الیمنی و اقم فی الیسری فانه لایضره الشیطان إبدا;[۱۱] علی جان هر وقت صاحب پسر یا دختری شدی در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه بخوان که هرگز شیطان به او زیان نخواهد رساند.)) همچنین مسئله ((صدای زن در اذان)) در برخی از مباحث فقهی مورد توجه قرار گرفته و گفته‌اند: آیا گفتن اذان و اقامه برای زن نیز مستحب است؟ و آیا زن می‌تواند با صدای بلند اذان و اقامه بگوید و مردان نامحرم صدای او را بشنوند، یا فقط می‌تواند در جمع زنان اذان و اقامه بگوید؟

برخی از فقها گوش دادن به صدای زن نامحرم را حرام دانسته[۱۲] و شرط استحباب اذان و اقامه را مرد بودن دانسته‌اند،[۱۳] مگر این که برای زنان اذان و اقامه بگوید.

برخی نیز گفتن اذان و اقامه را برای زن جایز دانسته‌اند. البته برخی با اعتقاد به این که ((اذان، اقامه، نماز جمعه و جماعت بر زن واجب نیست)) استحباب اذان و اقامه را نفی کرده‌اند، که معلوم نیست بتواند علت نفی ((حرمت صدای زن)) باشد. [۱۴]

عمرو بن ابی نصر گوید: به امام صادق ‌علیه‌السلام عرض کردم: آیا مؤذن می‌تواند بدون وضو اذان بگوید؟ فرمود: آری، ولی اقامه را با وضو بگوید. عرض کردم: نشسته می‌تواند اذان بگوید؟ فرمود: آری، ولی اقامه را ایستاده بگوید.[۱۵]

تصرف خلیفه در اذان

اذان دارای هیجده جمله است که بدون کم و زیاد توسط جبرئیل نازل شد که در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله، ابوبکر و آغاز خلافت عمر به همین شکل گفته می‌شد، ولی اهل تسنن (شافعی، حنبلی، حنفی و مالکی) اذان را پانزده جمله می‌دانند، یعنی جمله ((حی علی خیر العمل)) جزء اذان نیست. جمله ((لا اله الا الله)) نیز یک بار گفته می‌شود.[۱۶]

طبق روایات شیعه عبارت: ((حی علی خیر العمل)) در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله جزء اذان بود، ولی عمر آن را برداشت و به جای آن ((الصلوه خیر من النوم)) ابداع کرد. شخصی از عمر پرسید: به چه دلیل؟ عمر گفت: ((اذا سمع عوام الناس ان الصلوه خیر العمل تهاونوا بالجهاد و تخلفوا عنه;[۱۷] هرگاه عوام مردم بشنوند که نماز بهترین عمل است، در مورد جهاد سستی می‌کنند و در نتیجه از رفتن به میدان جهاد سرپیچی می‌نمایند.))

لذا مسلمانانی که بعد از عمر آمدند ـ به غیر از خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و پیروان ایشان ـ از عمر پیروی نموده و ((حی علی خیر العمل)) را از اذان و اقامه حذف کردند! در صورتی که این جمله در طول تاریخ شعار اهل بیت علیهم السلام و پیروان آنها بوده و جزء بدیهیات مذهب شیعه به شمار می‌رفته تا جایی که شهید فخ در زمان هادی، خلیفه عباسی قیام کرد و دستور داد که مؤذن در اذان خود ((حی علی خیر العمل)) بگوید. ابن ابی عمیر از امام کاظم ‌علیه‌السلام پرسید: چرا جمله ((حی علی خیرالعمل)) در اذان ترک شد؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: علت ظاهری آن را می‌خواهی یا علت باطنی را؟

عرض کرد: هر دو را.

ایشان فرمود: ((علت ظاهری آن این بود که مبادا مردم با تکیه به نماز، جهاد را رها کنند اما علت باطنی آن این بود که عبارت ((خیرالعمل)) ولایت امامان (علیهم السلام) بر حق است))[۱۸] لذا کسی که دستور داد تا جمله ((حی علی خیر العمل)) در اذان حذف شود، (عمر) به این منظور بود که مردم به سوی ولایت امام حق توجه نکرده و احساساتشان به نفع ولایت تحریک نشود.

آثار و فواید اذان

اذان عبادتی است که دارای ابعاد مختلفی بوده و هر یک از جملات آن دارای آثار و فواید تربیتی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی‌ای است که مهم‌ترین آنها بدین شرح است:

1. وقت نماز را برای بندگان تعیین می‌کند.

2. مفاهیم عالی اعتقادی را تعلیم می‌دهد.

3. مردم را به عبادت تشویق می‌کند.

4. سبب بیداری غافلان است.

5. مردم را به وحدت و یکپارچگی دعوت می‌کند.

6. مسلمانان را به وقت شناسی و نظم در کارها دعوت می‌کند.

7. دافع شیطان است; چنان که امام صادق ‌علیه‌السلام فرمود: هرگاه در تنهایی وحشت زده شدید و پنداشتید که شیاطین از جن می‌خواهند سر راه شما را بگیرند، اذان بگویید.[۱۹]

8. زمینه را برای تربیت معنوی کودکان آماده می‌کند.

9. اذان موجب غم زدایی است.

10. اگر اذان از روی ایمان و اخلاص گفته شود، خداوند گناهان گوینده آن را می‌بخشد: ((من اذن فی سبیل الله صلوه واحده ایمانا و احتسابا تقربا الی الله. غفر الله له سلف من ذنوبه;[۲۰] کسی که برای خدا، اذان یک نماز را از روی ایمان و اخلاص بگوید، خداوند گناهان گذشته او را می‌بخشد.))

11. روزی را زیاد می‌کند. سلیمان بن عقیل گفت: به حضرت موسی بن جعفر ‌علیه‌السلام عرض کردم: چرا انسان باید همراه با مؤذن اذان بگوید؟ فرمود: این کار موجب افزایش روزی می‌شود.[۲۱]

12. گواهی به ولایت و امامت حضرت علی ‌علیه‌السلام می‌دهد. از آن جا که بنی امیه و بنی مروان، گستاخی را به جایی رساندند که (العیاذ بالله) لعن و سب حضرت علی ‌علیه‌السلام را جزء اذان و اقامه قرار دادند، و با صدای بلند اعلام می‌نمودند و منکر اسلام و ایمان حضرت علی ‌علیه‌السلام شدند در حالی که آن حضرت نخستین کسی بود که اسلام را پذیرفت.

بنابراین شهادت به ولایت حضرت علی ‌علیه‌السلام در اذان، انسان را در مسیر ((صراط مستقیم)) ثابت قدم نگاه می‌دارد.

پانویس

  1. تفسیر نمونه، ج 4، ص 437.
  2. داعی السمإ، عباس محمود عقاد، ص 437 و 438.
  3. سیره ابن هشام، ج 1، ص 154.
  4. وسایل الشیعه، حر عاملی، ج 4، ص 612.
  5. مجله مکتب اسلام، سال 9، شماره 5، ص 20.
  6. بحارالانوار، ج 22، ص 245.
  7. اهمیت اذان و اقامه، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی، ص 25.
  8. کنز العمال، متقی هندی، حدیث 20951.
  9. میزان الحکمه، ری شهری، ج 1، ص 82.
  10. همان، ص 65 و 66.
  11. تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص 14.
  12. جواهر الکلام، شیخ حسن نجفی، ج 29، ص 97.
  13. مجله پیام زن، سال 9، شماره 10، دی ماه 1379، ص 27 به نقل از شرایع الاسلام محقق حلی.
  14. همان، ص 25.
  15. دایره المعارف جامع اسلامی، ج 2، ص 66.
  16. الفقه علی المذاهب الخمسه، محمد جواد مغنیه، ص 119.
  17. بحارالانوار، ج 84، ص 156.
  18. اهمیت اذان و اقامه، ص 37.
  19. من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 1، ص 195.
  20. بحارالانوار، ج 84، ص 157.
  21. همان، ص 177.