عبدالله ابن عباس

از ویکی‌وحدت
(تغییرمسیر از عبدالله بن عباس)
عبدالله ابن عباس
عبدالله ابن عباس.jpg
نام کاملعبداللّه بن عباس بن عبدالمطلب
نام‌های دیگرابوالعباس، ابن عباس، حبرالامه، بحر
اطلاعات شخصی
محل تولدشعب ابی‌طالب
محل درگذشتطائف
دیناسلام، شیعه
آثار
  • تفسیر ابن عباس
  • تفسیر جلودی کتاب
  • التنزیل کتاب القرائات
  • الناسخ و المنسوخ
  • غریب القرآن
  • مسائل نافع بن ازرق
فعالیت‌ها
  • از یاران امام علی و امام حسن و امام حسین
  • استاندار بصره

عبدالله بن عباس معروف به ابن‌عباس پسر عموی پیامبر گرامی اسلام است که مورد احترام شیعه و اهل‌سنت بوده و سخنان او در متون تفسیری و کلامی فریقین به طور فراوان دیده می­شود. ابن‌عباس بیشترین زمان از عمر خود را با امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) بوده است، با وجود این، همو مشاور و امین عمر بن خطاب خلیفه دوم نیز به شمار می‌­آمده است. وی روایات تفسیریِ فراوانی داشته، شاگرد و مشاور امام علی (علیه‌السلام) بوده است. محدث، مفسر و فقیه صدر اسلام و از اصحاب کم سن و سال آن حضرت بود. او تا زمان امام سجاد (علیه‌السلام) زنده بود و در زمره اصحاب ائمه علیهم‌السلام بود.

دودمان ابن‌عباس

عبداللّه بن عباس بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف، پسر عموی پیامبر بوده و مادرش لبابه دختر حارث بوده و کنیه‌اش ابوالعباس می‌باشد[۱].

ولادت ابن‌عباس

در تاریخ ولادت وی اختلاف است، ولی مشهور این است که ابن‌عباس سه سال قبل از هجرت در شعب ابی‌طالب به دنیا آمد[۲].

دوران پیامبر

ذهبی می‌نویسد: «عبدالله بن عباس بیش از سی ماه همراه پیامبر بوده است[۳]

طبق نقل‌های تاریخی، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد عبدالله بن عباس دعای خیر فرمود؛ چنانچه در کتب حدیثی و تاریخی آمده که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به ابن‌عباس فرمود: «اللهم علّمه الحکمةَ[۴]

در جای دیگر چنین فرمود: «الّلهمّ بارِکْ فیه و انْشُرْ مِنْه[۵]

هم‌چنین نقل شده پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دست مبارک خود را بر سر ابن‌عباس گذارده و فرمود: «اللهم اَعْطِهِ الحکمة و عَلِّمْهُ التأویل[۶]

سنّ ابن‌عباس هنگام رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در کتب تاریخی بین 10 تا 15 سال نقل شده است[۷]

ایمان به دوازده امام

عطا می‌گوید: «ما سی تن از بزرگان طائف در بیماری دم مرگ عبداللّه بن عباس بر او وارد شدیم، او ناتوان شده بود، سلام کردیم و نشستیم. ابن‌عباس از من پرسید: عطا اینها چه کاره‌اند؟ گفتم: آقا! اینها بزرگان شهرند و عبداللّه بن سلمة بن حضرمی طائفی، عمارة بن ابی الاجلح و ثابت بن مالک در میان آنهایند.

من یک به یک از آنها نام بردم و آنان نزد او رفتند و گفتند: ای پسر عموی رسول خدا! تو پیامبر خدا را دیده و سخن او را شنیده‌ای، ایشان پیرامون اختلاف این امت چه گفتند؛ گروهی علی را بر دیگران مقدم دانسته‌اند و گروهی دیگر او را پس از سه تن قرار دادند؟

ابن‌عباس نفسی کشید و گفت: از رسول خدا شنیدم که فرمود: «علی با حق است و حق با علی است. او امام و جانشین پس از من است؛ هر کس به او تمسّک جوید، رستگار می‌شود و نجات می‌یابد و هر کس از فرمانش سرپیچی کند، گمراه شود. آری، او مرا کفن می‌کند و غسل می‌دهد و قرضم را ادا می‌کند. او پدر دو سبط من، حسن و حسین است و امامان 9 گانه از نسل حسین هستند و مهدی این امت، از ماست».

عبداللّه بن سلمة بن حضرمی‌ گفت: ای پسر عموی رسول خدا! چرا پیش‌تر اینها را به ما نگفتید؟ گفت: به خدا سوگند! من آنچه را شنیده بودم، بازگفتم و شما را نصیحت کردم لیکن شما نصیحت‌کنندگان را دوست ندارید!

سپس گفت: ای بندگان خدا! تقوای الهی پیشه کنید همانند تقوای کسی که از این موضوع عبرت نمی‌گیرد...پیش از رسیدن مرگ برای آخرت کاری بکنید و به ریسمان محکم عترت پیامبرتان چنگ زنید که من از او شنیدم که می‌فرمود: «هرکس پس از من به خاندانم تمسّک جوید، از رستگاران است.»

آنگاه به شدت گریست و حاضران گفتند: آیا با این جایگاهی که نسبت به رسول خدا داری، می‌گریی؟ رو به من کرد و گفت: ای عطا! من برای دو چیز می‌گریم؛ ترس از قیامت و جدایی دوستان!

سپس مردم پراکنده شدند و ابن‌عباس به من گفت: ای عطا! دستم را بگیر و مرا به صحن خانه ببر، آنگاه دست‌ها را به آسمان بلند کرد و گفت: پروردگارا! من به وسیله محمد و آل محمد به تو تقرّب می‌جویم. پروردگارا! من به وسیله آقایم علی بن ابی‌طالب به تو تقرّب می‌جویم. و این عبارت را آن قدر تکرار کرد تا بر زمین افتاد. ما پس از ساعتی درنگ، او را بلند کردیم و دیدیم که چشم از جهان فرو بسته است[۸]

جایگاه علمی ابن‌عباس

در برخی احادیث آمده که پیامبر، ضمن دعا برای ابن‌عباس، از خدا خواسته است که علم تأویل قرآن را به وی بیاموزد[۹].

ابن‌عباس مشهورترین مفسر قرآن در قرن اول هجری است. او می‌گوید: من علم تفسیر را مدیون علی بن ابی‌طالب هستم. آنچه من می‌دانم در برابر علم او چونان قطره‌ای در برابر اقیانوس است[۱۰]. جایگاه علمی او چنان بود که در میان صحابه و تابعین هنگام اختلاف در تفسیر قرآن سخن وی را مقدم می‌داشتند[۱۱].

مجاهد روش تفسیری ابن‌عباس را مکتب تفسیری مکه می‌نامد[۱۲]. وی اول کس بود که برای توضیح مفردات قرآن شواهدی از اشعار کهن عرب م‌یآورد[۱۳]. ذهبی او را از بزرگان منابع فقه، حدیث، تفسیر معرفی کرده است[۱۴].

به گفته ذهبی و زرکلی ابن‌عباس ۱،۶۶۰ حدیث نقل کرده است[۱۵]. که بخاری ۱۲۰ حدیث و مسلم ۹ حدیث از وی نقل کرده‌اند. بخش بزرگی از روایات پیش‌بینی خلافت بنی‌عباس به او منسوب است[۱۶].

ابن‌عباس از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، علی(علیه‌السلام)، عمر، معاذ بن جبل و ابوذر روایت کرده است[۱۷]. افراد بسیاری از او روایت کرده‌اند از جمله:

  • علی بن حسین
  • عبدالله بن عمر
  • انس بن مالک
  • ابوالطفیل
  • ابو امامه بن سهل بن حنیف
  • کثیر بن عباس
  • علی بن عبدالله بن عباس
  • عکرمه
  • وهب بن منبه
  • عروة بن زبیر
  • سعید بن مسیب
  • عمرو بن دینار
  • مجاهد
  • عبید بن عمیر
  • محمد بن کعب
  • عبیدالله بن عبدالله بن عتبة
  • سلیمان بن یسار و...[۱۸].

جایگاه ابن‌عباس در نقل احادیث

ابن‌عباس پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در طلب علم و جمع‌آوری احادیث ایشان بسیار کوشیده است. [۱۹] ذهبی می‌نویسد: «ابن‌عباس بیش از 1660 حدیث نقل کرده که بخاری 120 حدیث و مسلم فقط 9 حدیث از وی نقل کرده‌اند[۲۰]

رحلت ابن‌عباس

ابن‌عباس در اواخر عمر خود در مکه زندگی می‌کرد، که با نبرد عبدالله بن زبیر و عبدالملک بن مروان مواجه شد. عبدالله بن زبیر از وی بیعت خواست ولی ابن‌عباس سرباز زد؛ لذا ابن زبیر وی را از مکه بیرون کرد و روانه طائف ساخت[۲۱].

در تاریخ وفات ابن‌عباس، اختلاف است ولی مشهور این است که ابن‌عباس در سال 68 هجری و در 70 سالگی در شهر طائف بدرود حیات گفت و محمد بن حنفیه بر وی نماز خواند و جنازه وی را در همانجا دفن نمود[۲۲].

پانویس

  1. سیر اعلام النبلاء ج3، ص 332
  2. اسدالغابة، ابن حجر عسقلانی، ج3، ص 193
  3. سنن ابن ماجه ح166؛ حُلیة الاولیاء ج1، ص 315؛ طبرانی، المعجم الکبیر ج10، ص 293، ج11، ص 345؛ هندی، کنز العمال، ح 33586
  4. کتاب الثقات ج3، ص 207، ج 1، ص 315؛ صفة الصفوة، ج 1، ص 323
  5. حلیة الاولیاء، ج1، ص 316. ابن جوزی در نقل دیگر از پیامبر می‌نویسد:«اللهم فقّهه فی الدین و علّمهُ التأویل.» صفة الصفوة، ج 1، ص 233
  6. تاریخ خلیفة بن خیاط، ص 117؛ استیعاب ج3، ص 70؛ سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 353؛ شمس الدین ذهبی، العِبَر ج1، ص 30؛ الوافی بالوفیات، ج 17، ص 234
  7. صفة الصفوة، ج1،ص323؛اسدالغابة، ج3،ص193
  8. ابن خزاز قمی، کفایة الاثر، ص 10 ـ 22، ابو عمرو کشّی، اختیار معرفة الرجال، ص56، شماره 106؛ کتاب سلیم بن قیس هلالی، ص 231 ـ 238
  9. جفری، مقدمتان فی علوم القرآن، ص۵۳۵۴
  10. ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ۱۳۷۸ق٬ ج۱، ص۱۹
  11. ذهبی، التفسیر و المفسرون، ۱۴۰۷ق٬ ج۱، ص۵۱
  12. نوفل مجاهد، المفسر و التفسیر، ۱۴۱۱ق٬ ج۱، ص۲۷۲ـ۲۷۳
  13. عقیقی بخشایشی٬ طبقات مفسران شیعه، ۱۳۸۷ش٬ ص۷۹۲
  14. ذهبی، ج۳، ص۳۳۱
  15. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۴، ص۹۵
  16. بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۶۳
  17. أسدالغابة، ج‏۳، ص۱۸۸
  18. ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۸۸
  19. الاصابه، ج۴، ص۱۲۵
  20. سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 359
  21. تاریخ خلیفه بن خیاط، ص 110؛ سیر اعلام النبلاء، ج3، ص 353
  22. صفة الصفوة، ج1، ص 323