سید بدرالدین حوثی

از ویکی‌وحدت
سید بدرالدین حوثی
سید بدرالدین حوثی .jpg
نام کاملسید بدرالدین حوثی
نام‌های دیگربدرالدین بن امیرالدین بن حسین حوثی
اطلاعات شخصی
سال تولد1926 م، ۱۳۰۴ ش‌، ۱۳۴۴ ق
محل تولدیمن، صعده
سال درگذشت2010 م، ۱۳۸۸ ش‌، ۱۴۳۰ ق
دیناسلام، شیعه، زیدیه
فعالیت‌هارهبر جنبش انصارالله یمن

سید بدرالدین حوثی، از عالمان زیدی و رهبر معنوی جنبش انصارالله یمن است. و از مراجع دینی مذهب زیدیه جارودیه به‌شمار می‌رود. او پدر سید حسین حوثی، بنیان‌گذار جنبش انصارالله بود. پس از کشته‌شدن سید حسین، سید عبدالملک حوثی فرزند دیگر بدرالدین، رهبری این جنبش را به عهده گرفت. بدرالدین ‎حوثی از حامیان انقلاب اسلامی ایران، طرفداران وحدت اسلامی و از مدافعان فلسطین بود. ایشان آثار متعددی تألیف کرده است از جمله کتاب «التیسیر فی التفسیر» است. وی دربارۀ وهابیت نیز قلم زده است که حاصل آن در مجموعۀ «السلسلةُ الذَهَبیه فی الرَّد علی الوَهابیه» تدوین شده است.

زندگی‌نامه

بدرالدین بن امیرالدین بن حسین حوثی در ۱۷ جمادی‌الاولی سال ۱۳۴۵ ق، برابر با ۳ نوامبر ۱۹۲۶ م، در منطقۀ ضَحیان در استان صعدۀ یمن به دنیا آمد. او یکی از بنیان‌گذاران حزب الحق یمن و همچنین رهبر معنوی جنبش انصارالله بود. بدرالدین حوثی پدر عبدالملک حوثی و حسین حوثی بود و پس از مرگ حسین در سال ۲۰۰۴ م،‌ برای مدت کوتاهی رهبری جنبش حوثی را در یمن بر عهده داشت. نسب او را به حسن مُثَنّیٰ فرزند امام حسن (علیه‌السلام) رسانده‌اند. نسب خاندان حوثی ساکن در صعده، به حسین بن محمد برمی‌گردد که از شهر حوث به ضَحیان مهاجرت کرده‌اند.

تحصیل

حوثی دوران تحصیل خود را در صعده نزد پدرش امیرالدین حسین حوثی و عموی خود حسن بن حسین حوثی سپری کرد. او همچنین از عبدالعزیز غالبی و یحیی بن حسین حوثی بهره برد. بدرالدین از برخی عالمان اجازۀ اجتهاد دریافت کرد که اسامی آنها در مِفتاح اسانید الزیدیة ذکر شده است.

فعالیت‌ها

فعالیت‌های علمی

تعداد تألیفات ایشان حدود ۱۰۰ اثر است. بخشی از تألیفات وی به وهابیت و پاسخ به شبهات مطرح‌ شده ازسوی آنها اختصاص یافته که در مجموعه‌ای با عنوان «السلسلة الذهبیة فی الرّد علی الوهابیة» به چاپ رسیده است.

آثار

آثار بدرالدین حوثی2.jpg

برخی از آثار بدرالدین حوثی به شرح ذیل است:

  1. ﺗﺤﺮﻳﺮ ﺍﻷﻓﻜﺎﺭ ﻋﻦ ﺗﻘﻠﻴﺪ ﺍﻷﺷﺮﺍﺭ؛
  2. ﺍﻹﻳﺠﺎﺯ فی ﺍﻟﺮﺩ ﻋﻠﻰ ﻓﺘﺎﻭﻯ ﺍﻟﺤﺠﺎﺯ؛
  3. ﺷﺮﺡ اﻣﺎلی ﺍلإﻣﺎﻡ اﺣﻤﺪ ﺑﻦ ﻋﻴﺴﻰ؛
  4. ﻃﺮﻕ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺍﻟﻘﺮآﻥ؛
  5. ﻛﺸﻒ ﺍﻟﻐﻤﺔ فی ﻣﺴﺄﻟﺔ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺍﻷﻣﺔ؛
  6. ﺍﻟﺤﺴﺎﻡ ﺍﻟﻘﺎﺿﺐ ﺍﻟﺨﺎﻓﺾ ﻟﻬﺎﻣﺎﺕ ﺍﻟﻨﻮﺍﺻﺐ؛
  7. ﺍﻟﺘﺤﺬﻳﺮ ﻣﻦ ﺍﻟﻔﺮﻗﺔ؛
  8. الذریة المبارکه؛
  9. اﺣﺎﺩﻳﺚ ﻣﺨﺘﺎﺭﺓ فی ﻓﻀﺎﺋﻞ ﺁﻝﺍﻟﺒﻴﺖ؛
  10. اﺭﺷﺎﺩ ﺍﻟﻄﺎﻟﺐ اﻟﻰ اﺣﺴﻦ ﺍﻟﻤﺬﺍﻫﺐ؛
  11. اﻳﻀﺎﺡ ﺍﻟﻤﻌﺎﻟﻢ فی ﺍﻟﺮُّقی ﻭ ﺍﻟﺘّﻤﺎﺋﻢ؛
  12. حدیث الاصطفاء؛
  13. ﺑﻴﺎﻥ ﺍﻟﺒﺮﻫﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﻟﻘﺮآﻥ ﻋﻠﻰ ﺗﺨﻠﻴﺪ اﻭﻟﻴﺎﺀ ﺍﻟﺸﻴﻄﺎﻥ فی ﺍﻟﻨﻴﺮﺍﻥ؛
  14. بیان سبیل الله؛
  15. ﺍﻟﺘﺒﻴﻴﻦ ﻓﻲ ﺍﻟﻀﻢ ﻭ ﺍﻟﺘﺄﻣﻴﻦ؛
  16. ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﻟﻴﺴﻮﺍ ﻛﻞ ﺍﻷﻣﺔ؛
  17. ﺍﻟﺠﻮﺍﺏ ﻋﻠﻰ حافظ بن احمد ﺍﻟﺤﻜمی؛
  18. الجواب علی مسائل شَدِّ الرحال؛
  19. ﺍﻟﺰﻳﺪﻳﺔ فی ﺍﻟﻴﻤﻦ؛
  20. السهم الثاقب فی ابطال دعایات النواصب؛
  21. ﺍﻟﻔﺮﻕ ﺑﻴﻦ ﺍﻟﺴَّﺐّ ﻭﺍﻟﻘﻮﻝ ﺍﻟﺤﻖ؛
  22. فضائل آل‌محمد علیهم‌السلام؛
  23. توصیات لامین القعود؛
  24. حاشیة مفصله علی ما اجمل الامام القاسم فی الاعتصام؛
  25. ﻣَﻦْ ﻫُﻢُ ﺍﻟﺮﺍﻓﻀﺔ؛
  26. ﻣﻦ ﻫﻢ ﺍﻟﻮﻫﺎﺑﻴﺔ؛
  27. ﺍﻟﻤُﻄَﺮَّﻓﻴﺔ؛
  28. آیة المودة؛
  29. بنات الرسول لا ربائبه؛
  30. مفتاح اسانید الزیدیه؛
  31. ﺍﻟﻨﺼﻴﺤﺔ ﺍﻟﻤﻔﻴﺪﺓ؛
  32. تفسیر الثقلین؛
  33. شرح الصدور فی زیارة القبور؛
  34. الجواب الوجیز؛
  35. الافاده لاهل الانصاف؛
  36. الاجاده فی دفع الاسراف؛
  37. التیسیر فی التفسیر؛
  38. ﺍﻟﻤﺠﻤﻮﻋﺔ ﺍﻟﻮﺍﻓﻴﺔ فی ﺍﻟﻔﺌﺔ ﺍﻟﺒﺎﻏﻴﺔ ؛
  39. ﺍﻟﻐﺎﺭﺓ ﺍﻟﺴﺮﻳﻌﺔ فی ﺍﻟﺮﺩ ﻋﻠﻰﺍﻟﻄﻠﻴﻌﺔ؛
  40. الزُهری احادیثه و سیرته؛
  41. ارشاد السائل الی اهم المسائل.

فعالیت‌های سیاسی

پس از شهادت فرزندش حسین، رهبری جنبش انصارالله را بر عهده گرفت. او با کمک برخی از عالمان زیدی حزب الحق را تأسیس کرد. حوثی از اعضای شاخص این حزب بود که به‌دلیل بروز اختلافات در این حزب، از آن جدا شد و حزب شَباب‌المؤمن را تأسیس نمود. بدرالدین حوثی پس از نفوذ آمریکا در یمن برای مقابله با نیروهای القاعده و دخالت کشورهای خارجی در امور داخلی یمن، شاگردان خود را به مبارزه علیه دولت دعوت کرد. در پی این اقدام، دولت یمن منزلش را هدف قرار داد و او مجبور به ترک کشورش شد. گفته می‌شود بدرالدین چندین بار هدف ترور نافرجام قرار گرفته است. در هدف‌ قراردادن او در روستای الخرب، تعدادی از افراد خانواده‌اش کشته شدند. همچنین عملیات ناموفق ترور او در سال ۲۰۰۵ م، موجب شروع جنگ دوم حوثی‌ها با دولت یمن شد و با تصور کشته‌شدن بدرالدین، جنگ متوقف گردید.

اندیشه و باورها

حمایت از فلسطین

ایشان به قضیۀ فلسطین و مقابلۀ با اسرائیل اهتمام داشت و حمایت از مستضعفان را لازم می‌‌دانست. او از موضع و اقدامات فرزندش حسین، در مقابلۀ با آمریکا از طریق سردادن شعار صرخه و تحریم کالاهای آمریکایی و اسرائیلی حمایت می‌کرد.

وحدت اسلامی

بدرالدین، وحدت اسلامی را برای مقابله با خطرات بزرگی که مسلمانان با آن مواجه هستند ضروری می‌دانست. او همچنین خواستار اتخاذ موضع مناسب در مواجهه با توطئه‌های آمریکا و اسرائیل و مقابلۀ با آن بود. افکار و اعتقادات حوثی را نزدیک به شیعه امامیه دانسته‌اند. او آن دسته از دشمنان حضرت علی (علیه‌السلام) که از حقانیت حضرت آگاه بودند؛ ولی به جنگ با او برخاستند را کافر می‌دانست.

انقلاب اسلامی ایران

از حامیان انقلاب اسلامی ایران بود. می‌گویند او موفقیت‌ نظامی ایران در جنگ ایران و عراق و جنگ‌های داخلی را با شلیک گلوله جشن می‌گرفت. همچنین خیزش فکری جنبش انصارالله که وی پدر معنوی آن به‌شمار می‌رود را الهام‌گرفته از انقلاب اسلامی ایران می‌دانند. سیاست‌های او و فرزندانش را نیز همسو با سیاست‌های ایران دانسته‌اند. بدرالدین در سال ۱۹۹۴ م، به‌همراه فرزندش حسین به ایران سفر کرد. برخی بازگشت وی به یمن را در سال ۲۰۰۲ م، عنوان کرده‌اند و برخی دیگر مدت اقامت وی در ایران را یک سال ذکر نموده‌اند. برخی مدعی شده‌اند که او و فرزندش در ایران تحت‌تأثیر مذهب شیعه اثناعشری قرار گرفتند. به همین دلیل انصارالله را جنبش شیعی دوازده‌امامی دانسته‌اند؛ اما حوثی‌ها این ادعا را رد کرده و بر زیدی‌بودن خود تأکید دارند.

درگذشت

سرانجام بدرالدین حوثی در سال ۲۰۱۰ م، در سن ۸۹ سالگی در نتیجۀ عوارض جانبی بیماری ریوی درگذشت[۱].

یادداشت

  • اجازۀ اجتهاد، اصطلاحی است که برای گواهی بر توانایی فقهی در استباط احکام شرعی از متون دینی در حوزه‌های علمیه است. اجازۀ اجتهاد از طرف استاد جامع‌الشرائط به شاگردان دارای قدرت اجتهاد داده می‌شود. در این زمان رسم است که هنگام رسیدن طلاب و محصل فقه به مقام شایسته‌ای از این علم، از سوی استاد یا استادان وی، تصدیقی غالباً به‌صورت کتبی و احیاناً به‌طور شفاهی صادر می‌گردد که رسیدن او را به درجۀ اجتهاد گواهی می‌دهد. این تصدیق و گواهی را اصطلاحاً «اجازه اجتهاد» می‌نامند. به گفته رسول جعفریان رواج اجازه اجتهاد مربوط به قرن سیزدهم چهاردهم قمری است که مفهوم اجتهاد به صورت جدی‌تر مطرح شد. به گفته وی اجازه اجتهاد برای تأیید و مقبولیت مجتهدانی که از نجف و کربلا به شهرهای دیگر اعزام می‌شدند، صادر می‌شد[۲].

جستارهای وابسته

پانویس

  1. الشرق الأوسط.
  2. رسول جعفریان؛ «یک اجازه‌نامه با امضای سه مرجع تقلید»، ص 22.

منابع