کشمیر

از ویکی‌وحدت


کشمیر
کشمیر
نام کشمیر
منطقه‌ جغرافیایی شمال غربی شبه‌قاره هند
تحت کنترل کشور هند
وسعت حدود ۱۰۱٬۴۳۷ کیلومتر مربع
جمعیت بیش از ۱۲ میلیون نفر
مذهب شیعه * چک‌ها
شهرهای شیعه نشین کارگیل * سرینگر * بدگام * بلتستان * گلگت

کشمیر منطقه‌ای در شمال غربی شبه‌قاره هند است که از ایالت جامو و کشمیر تحت کنترل هند، ایالت گلگت-بلتستان و کشمیر آزاد تحت کنترل پاکستان و منطقه اقصی چین تحت کنترل جمهوری خلق چین تشکیل می‌شود. این منطقه عمدتاً کوهستانی است و رشته‌کوه قراقروم شامل قله کی۲ دومین نقطه مرتفع کره زمین و چندین قله مرتفع دیگر در آن قرار دارند.

سابقه تاریخی حضور تشیع در کشمیر به سده هشتم بازمی‌گردد. در این دوران برخی از صوفیان و علمای شیعه ایرانی و گروهی از سادات به این منطقه مهاجرت کردند. گسترش تشیع با تأسیس سلسله چک‌ها در کشمیر به اوج خود رسید.

تاریخچه کشمیر

ایالت کشمیر (قبل از تقسیم) از پنج بخش دره کشمیر، جامو، لداخ، بلتستان، پونچ و گیلگت تشکیل شده بود. جمعیت کشمیر در سال ۱۹۴۱میلادی/ ۱۳۲۰ش. ۴۰۲۱۶۱۶ نفر بود که از آن میان ۷۷ درصد مسلمان، ۲۰ درصد هندو و ۳% سیک و اقلیت‌های دیگر بودند. [۱]

در سال ۱۸۴۶ بر اساس معاهده امرتسر، انگلستان حکومت کشمیر را به گلاب سینگ فروخت و او سلسله دُگرا را در این منطقه تأسیس کرد. در دوران حکومت سلسله دگرا مسلمانان به‌شدت سرکوب شدند و تبعیض شدیدی بین مسلمانان و هندو‌ها وجود داشت. [۲]

با اعلام استقلال پاکستان، تصمیم بر آن بود که امیران ایالاتی که تحت نظارت بریتانیا حکومتی نیمه‌مستقل داشتند، بر اساس سه معیار مذهب ساکنان ایالت، خواست مردم و وضع جغرافیایی، درباره پیوستن به پاکستان یا هند تصمیم گیرند.[۳]

بر این اساس ایالت کشمیر که بیشتر ساکنان آن مسلمان بودند باید به پاکستان می‌پیوست اما مهاراجه هاری سینگ علاقه داشت استقلال خود را حفظ کند و از پیوستن به هند یا پاکستان خودداری کرد. مسلمانان پاکستان که از مدتی پیش علیه تبعیض‌ها و محدودیت‌های موجود به اعتراض پرداخته بودند، از پیوستن به پاکستان حمایت می‌کردند. در سال ۱۹۴۸ مهاراجه تصمیم گرفت به هند بپیوندد تا بتواند از کمک هند در سرکوب مخالفان بهره گیرد. [۴] این تصمیم آغاز جنگ‌های پاکستان و هند بر سر کشمیر بود و درنهایت تقسیم این منطقه را بین دو کشور در پی داشت. [۵]

در اکتبر سال ۱۹۴۷م. بین دو کشور هند و پاکستان جنگی رخ داد که تا ژانویه سال ۱۹۴۹ ادامه داشت. سرانجام با میانجیگری سازمان ملل متحد دو کشور با آتش‌بس موافقت کردند و قرار شد سرنوشت کشمیر با مراجعه به آرای مردم آن سرزمین تعیین شود، اما این همه‌پرسی هرگز برگزار نشد.

هنگام برقراری آتش‌بس سال ۱۹۴۹، حدود یک سوم از سرزمین کشمیر - که پاکستان آن را کشمیر آزاد می‌نامد - در تصرف پاکستان باقی ماند و هند نیز در سال ۱۹۵۴ انضمام رسمی بخش تحت کنترل خود - موسوم به جامو و کشمیر - را به خاک خود اعلام کرد. در سال ۱۹۶۵ جنگ دیگری بین دو کشور آغاز شد که سرانجام با میانجیگری روسیه در ژانویه ۱۹۶۶ خاتمه یافت. جنگ سوم، در سال ۱۹۷۱ و در پی حمایت هند از شورش استقلال‌طلبان پاکستان شرقی آغاز شد که نهایتاً به تشکیل کشور مستقل بنگلادش منتهی شد؛ آتش‌بس سال ۱۹۷۲ و شناسایی بنگلادش توسط پاکستان در سال ۱۹۷۴، به این بحران خاتمه داد. [۶]

دولتمردان پاکستان اعلام می‌کنند که کشمیر باید در سال ۱۹۴۷ به پاکستان می‌پیوست چراکه بیشتر ساکنان آن مسلمانان‌اند. اما دولتمردان هند نظر دیگری دارند و معتقدند که کشمیر بخشی از هند است. [۷]


پانویس

  1. اسپوزیتو، دایره المعارف جهان نوین اسلام، ج۳، ص۷۱۴
  2. حسین، کشمیر بهشت زخم‌خورده، ص۹۰-۹۲
  3. رضوی، بحران کشمیر، ص۴۱
  4. رضوی، بحران کشمیر، ص۴۴-۴۵
  5. اسپوزیتو، دایره المعارف جهان نوین اسلام، ج۳، ص۷۱۴
  6. بحران کشمیر روزنه‌هایی به سوی صلح
  7. دایره المعارف جهان نوین اسلام، ج۳، ص۷۱۵؛ [بحران کشمیر روزنه‌هایی به سوی صلح]