تهافت الفلاسفه (کتاب)

از ویکی‌وحدت
(تغییرمسیر از تهافت فلاسفه (کتاب))
تهافت الفلاسفه (کتاب)
کتاب تهافت الفلاسفه.jpg
پدیدآورانابوحامد محمد غزالی
زبانعربی‌
موضوعتناقض گویی فیلسوفان

کتاب تهافت الفلاسفه یا تناقض‌گویی فیلسوفان کتابی است نوشته ابوحامد محمد غزالی دانشمند، عارف، متفکر و فقیه معروف قرن پنجم که در آن به شدت به فلسفه انتقاد شده و تا حد زیادی به رد آرای فیلسوفان اسلامی مخصوصاً فلسفه فارابی و ابن سینا (فلسفه مشّاء) پرداخته شد.

معرفی اجمالی

کتاب تهافت الفلاسفه یا تناقض گویی فیلسوفان کتابی است نوشته ابوحامد محمد غزالی دانشمند، عارف، متفکر و فقیه معروف قرن پنجم که در آن به شدت به فلسفه انتقاد شده و تا حد زیادی به رد آرای فیلسوفان اسلامی مخصوصاً فلسفه فارابی و ابن سینا (فلسفه مشّاء) پرداخته شد.
ابوحامد محمد غزالی که نگرش کاملاً عرفانی داشت استدلال فیلسوفان را به شدّت رد می‌کرد و به اعتقاد او آنچه باعث معرفت و یقین می‌شود عقل محض نست بلکه بیشتر ناشی از وجدان و دل است.
غزالی با تألیف کتاب تهافت الفلاسفه در اندیشه مبارزه محکم با هرگونه افکار غیر دینی بود و از نظر او افکار ابن سینا و فارابی که با عقل استدلال می‌شد ناشی از سستی ایمان و وجدان است.

تَهافُتُ‌التَهافُت، از بزرگ‌ترین آثار کلامی ـ فلسفی ابن رشد در جواب به تهافت‌الفلاسفه غزالی نوشته شد.

ساختار کتاب

این کتاب مشتمل بر 4 مقدمه، 20 مسأله و 1 خاتمه است. غزالی در کتاب تهافت التهافت بیست مسأله به شرح زیر را در ابتدای کتاب بیان کرد:

  1. باطل دانستن راه و روش آنان (یعنی فیلسوفان) دربارهٔ ازلی بودن جهان؛
  2. باطل ساختن راه و روش آنان دربارهٔ ابدی بودن جهان؛
  3. آشکار ساختن ریاکاری آنان در این سخنشان که خدا آفریدگار جهان است و جهان آفریدهٔ اوست؛
  4. در نمایاندن ناتوانی فلاسفه از اثبات وجود آفریدگار؛
  5. در نمایاندن ناتوانی ایشان از آوردن دلیل بر محال بودن هستی دو خدا؛
  6. در باطل ساختن راه و روش آنان در نفی صفات؛
  7. در باطل ساختن سخن ایشان که «ذات نخستین به واسطهٔ جنس و فصل تقسیم نمی‌پذیرد»؛
  8. در باطل ساختن سخن ایشان که نخستینْ موجود بسیط و بدون ماهیت است؛
  9. در نمایاندن ناتوانی ایشان در تبیین جسم نبودن نخستین؛
  10. در بیان اینکه باور به دهر و نفی آفریدگار از لوازم عقیدهٔ ایشان است؛
  11. در نمایاندن ناتوانی ایشان در این سخن که «نخستین به غیر خود علم دارد»؛
  12. در نمایاندن ناتوانی ایشان در اینکه او [نخستین] به ذات خود علم دارد؛
  13. در باطل ساختن اعتقادشان که نخستین به جزئیات علم ندارد؛
  14. دربارهٔ عقیده به اینکه آسمان زنده و متحرک ارادی است؛
  15. در باطل ساختن آنچه آن را غرض حرکت آسمان دانسته‌اند؛
  16. در باطل ساختن سخنشان در اینکه نفسهای آسمانی بر همهٔ جزئیات علم دارند؛
  17. در باطل ساختن اعتقادشان دربارهٔ محال بودن خرق عادت (که رد اصل علیت فیلسوفان است.)
  18. دربارهٔ عقیده به اینکه نفس انسان جوهر قائم به خویش است و جسم و عرض نیست؛
  19. دربارهٔ اعتقادشان به بقای نفس انسانی؛
  20. باطل کردن اینکه ایشان انگیختگی بدن‌ها و ادراک لذت و رنج جسمانی را در بهشت و جهنم انکار می‌کنند.

پانویس