کاربر:Hoosinrasooli/صفحه تمرین

از ویکی‌وحدت
عصام العطار
عصام العطار.webp
نام کاملعصام العطار
اطلاعات شخصی
سال تولد1927 م، ۱۳۰۵ ش‌، ۱۳۴۵ ق
محل تولدسوریه
روز درگذشت2024
محل درگذشتآلمان
دیناسلام، اهل‌سنت
آثار
  • ثورة الحق
  • أزمة روحية
  • من بقايا الأيام
  • و ...
فعالیت‌ها

عصام العطار، مبلغ اسلامی، نویسنده ادبی، شاعر، متفکر، مربی، نماینده مجلس سوریه و رهبر سابق اخوان‌المسلمین سوریه است. وی برادر دکتر نجاح العطار معاون فرهنگی و رسانه‌ای رئیس جمهور سوریه و همسرش واعظ و نویسنده بنان الطنطاوی دختر شیخ علی الطنطاوی و نوه اش مرحوم هدی عبدین، فعال حقوق بشر است.

معرفی اجمالی

او در سال 1927 در دمشق، به دنیا آمد و متعلق به خانواده‌ای بود که از نظر مذهبی شافعی بودند و در دمشق به عنوان اهل علم و حدیث شناخته می‌شوند؛ که ده‌ها سال در مسجد اموی دمشق کرسی حدیث و موعظه در اختیار داشتند. وی برادر نجاح العطار وزیر اسبق فرهنگ رئیس جمهور سوریه و همسر بنان الطنطاوی دختر شیخ علی الطنطاوی است که در سال 1981، افرادی ناشناس بنان را در آخن آلمان با پنج گلوله ترور کردند که نقطه عطفی در زندگی عطار بود.

فعالیت‌ها

اولین گامهای العطار برای ورود به سازمان اخوان المسلمین با پیوستن به گروه "شباب محمد" بود که از جمله انجمن های اخوان المسلمین به شمار می رفت. اعضای گروه شباب محمد که مبانی اسلامِ اخوانی را تدریس می کردند، برای ایراد خطبه جمعه ها به روستاها می رفتند و شاید از اینجا بود که عطار ایده این گروه را پسندید و به آن پیوست.

عطار یکی از بنیانگذاران اخوان المسلمین در سوریه هست و اولین مسئولیت سازمانی خود را در سال 1955 در قرن گذشته زمانی که کنفرانسی در دمشق در حضور شیوخ اصلی سوریه برگزار شد، برعهده گرفت.

عطار از منبر مسجد دانشگاه دمشق، در حضور هزاران دانشجو و استاد، عقاید خود را بیان می کرد و به نقد و حمله علیه حاکمیت وقت و دولت اسد تا آخرین روزهای عمر ادامه داد.

عصام العطار در سال 1951 به حکومت رئیس جمهور ادیب شیشکلی حمله کرد و قبل از اینکه نزدیکانش به او توصیه کنند به مصر برود، حکم بازداشت او صادر شد. زمانی که عطار پس از سفر حج به سوریه بازگشت، از حضور وی در سوریه ممانعت به عمل آمد و عطار بین لبنان، اردن، کویت و بلژیک در سفر بود تا اینکه در شهر آخن آلمان فرود آمد. زمانی که بیماری مصطفی السباعی شدید شد، عطار در سال 1964 به عنوان جانشین و رهبر گروه در سوریه انتخاب شد و تا سال 1973 رهبر این گروه در سوریه باقی ماند.

ترور

عطار مورد سوء قصدهای متعددی قرار گرفت که اولین آنها در سال 1963 بود که در خانه طنطاوی حضور داشت، اما این تلاش با شکست مواجه شد. او در آلمان دائماً در حرکت بود زیرا دولت آلمان به او گفته بود که افراد مسلح او را تعقیب می کنند و می خواهند او را بکشند.

عطار یک سال و نیم به همین منوال ماند و در آلمان رفت و آمد کرد تا اینکه همسرش بنان (دختر طنطاوی) در 17 مارس 1981 ترور شد که تأثیر زیادی بر او گذاشت.

درگذشت

عصام العطار، رهبر سابق اخوان المسلمین سوریه و مخالف جدی دولت اسد، سحرگاه جمعه ۱۴ اردیبهشت پس از یک بیماری طولانی،در سن 97 سالگی در شهر آخن آلمان درگذشت.

فعالیت سیاسی

العطار راه خود را در وکالت و کار اسلامی با انجمن «جوانان ما مولای محمد» آغاز کرد و اولین ارتباطش با اخوان المسلمین بود، زیرا یکی از انجمن هایی بود که بعدها این گروه را به همراه «دارال» تأسیس کرد. -ارقم در حلب و الانصار در دیرالزور و اخوان المسلمین در حماه که همگی جنبش هایی هستند که اخوان المسلمین را در سال 1945 توسط مصطفی السباعی تأسیس کردند.

العطار به دلیل گشاده رویی خود نسبت به همه جنبش ها و گروه هایی که ممکن بود با اخوان المسلمین موافق یا مخالف باشند شناخته شده بود و هدف او گرد هم آوردن مردم سوریه و متحد کردن صفوف آنها به خاطر کشور بود.

در مورد او نیز شناخته شده بود که از صاحبان قدرت نمی ترسید، بنابراین افکار خود را آنطور که می خواست بیان می کرد و این امر از دو جهت بر او تأثیر می گذاشت، اول اینکه او شهرت پیدا کرد و افراد زیادی را تحت تأثیر قرار داد و جایگاه خود را در جامعه به دست آورد و دیگری این بود که بهای سخنانش را پرداخت. او در سال 1951 حکم دستگیری او را صادر کرد و مجبور شد به مصر پناه برد.

عزیمت او به مصر به توصیه نزدیکانش از جمله علی طنطاوی بود و در آنجا اخوان با حسن الهدیبی و عبدالقادر عوده آشنا شد و در کمیته راهبری گروه با آنها همکاری کرد. عطار همچنین با سید قطب، البشیر ابراهیمی، محمود شاکر و عبدالوهاب عزام ملاقات کرد.

او با اطلاع از بیماری پدرش در سال 1952 مجبور به بازگشت به دمشق شد و چند روز قبل از مرگش توانست او را ببیند. در سال 1954، العطار به عنوان دفتر اجرایی اخوان المسلمین انتخاب شد و تظاهراتی را رهبری کرد که در آن سال به اعدام واعظان اعتراض کردند.

سال بعد، او به عنوان دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی، که شامل شیوخ ارشد سوریه بود، انتخاب شد دفتر این گروه در دمشق، قبل از انتخاب نماینده و سخنگویی به نمایندگی از آن، در یک زمان مسئولیت کنترل کل و دفتر اجرایی را بر عهده گرفت.

فعالیت برای سوریه

العطار در سال 1957 تخمین زد که بهتر است اخوان المسلمین در انتخابات پارلمانی شرکت نکند، زیرا می دید که شرایط و واقعیت هایی که در آن زمان در کشور حاکم بود اجازه موفقیت این گروه را نمی دهد و انتظار داشت که نتایج انتخابات جعل می شد و نیروهای چپ مداخله می کردند که این اتفاق افتاد.

العطار از حامیان وحدت بین سوریه و مصر بود، اما او با جمال عبدالناصر در روش‌های وحدتی که خواستار آن بود، تفاوت داشت. انحلال احزاب، بنابراین الصبای سپس تصمیم به انحلال اخوان المسلمین گرفت.

العطار تصمیم انحلال این گروه را رد کرد، زیرا معتقد بود که وحدت باید بر اساس دموکراتیک، پارلمانی و تنها در سطوح نظامی و خارجی ایجاد شود و نه بر اساس انحلال احزاب "وحدت دیکتاتوری" بود، بنابراین او از امضای سند انحلال گروه خودداری کرد و سازمانش از او حمایت کرد.

عطار در پاسخ به سوالی درباره علت امتناع او از امضای سند جدایی، گفت: چگونه می‌خواهید به جنبشی که رویایی را که قرن‌هاست ساکنان آن ملت بوده، برکت بدهم؟ رژیم یک چیز است و پایبندی ما به وحدت یک چیز دیگر.»

اخوان از هم پاشید و اسلام گرایان به کار حزبی بازگشتند و العطار به رهبری آن منصوب شد. این گروه به اتفاق آرا با نامزدی او برای انتخابات پارلمانی در سال 1961 موافقت کرد. سیاستمداران ارشد کشور خشم غیراسلام گرایان و مخالفان این گروه را برانگیخت و آنها شروع به هشدار نسبت به «رنسانس مردمی» کردند.

زمانی که العطار دبیرکل بلوک تعاون اسلامی در پارلمان سوریه شد، نامه ای را به ناظم القدسی، رئیس جمهور وقت جمهوری و معروف الدوالیبی نخست وزیر این کشور ارائه کرد که حاوی مطالباتی از جمله مطالباتی بود که در رابطه با آن وجود داشت. "توطئه صهیونیستی و استعماری" برای انحراف مسیر رود اردن و به جای انتقال، ایده بسیج ملت برای آزادسازی رود اردن را به دولت ارائه کرد.

کودتای 8 مارس

در 8 مارس 1963، بعثی‌های سوریه کودتای نظامی طراحی کردند و شورای ملی به رهبری سرلشکر لوای العطاسی منصوب شد. سپس رئیس دولت و نخست وزیرش دستگیر شدند و از عطار با 12 نفر دعوت شد تا در دریافت حکم شرکت کنند.

العطار از حضور در دولت امتناع کرد و گفت: من نمی توانم شرکت در زندگی ای را بپذیرم که می گوید دموکراتیک است اما با کودتای نظامی آمده است و این انتخابات تا زمانی که دوباره سرنگون نشود، چندان دوام نخواهد آورد.

العطار خواستار تشکیل یک دولت ائتلافی شد که در آن همه شرکت داشتند. قدرت کودتا چاره ای جز تسلیم و آزادی رئیس جمهور ناظم القدسی و بازگرداندن او به ریاست جمهوری نداشت.

یک سال بعد تصمیم گرفت برای ادای حج برود و سفرش یک طرفه بود و از ترس تداوم نفوذش در زندگی سیاسی مانع از ورودش به کشور شد و به لبنان رفت. در آنجا به بروکسل، جایی که در سال 1968 فلج شد، سپس به عنوان یک پناهنده سیاسی به آلمان رفت.

تبعید

الصبایی در سال 1964 درگذشت و عطار از ورود به سوریه و شرکت در تشییع جنازه رفیقش جلوگیری کرد، بنابراین تصمیم گرفت لبنان را به مقصد آلمان ترک کند و پس از آن به عنوان ناظر اخوان المسلمین در سوریه از تبعید انتخاب شد. و تا سال 1352 در سمت خود باقی ماند.

او چندین بار سعی کرد عذرخواهی کند و از سمت خود دست بکشد، اما نظرش تغییر کرد و گفت: «عملاً در اواخر دهه هفتاد از کار در گروه دوری کردم، اما وقتی قطعنامه 49 صادر شد و دستور اعدام اعضای گروه را صادر کرد. اخوان، من بیرون آمدم و خود را به عنوان کنترل کننده عمومی گروه معرفی کردم."

آثار

  1. بلادنا الإسلامية وصراع النفوذ. ( کشور اسلامی ما و مبارزه برای نفوذ).
  2. أزمة روحية. بحران روحی
  3. رأي الإسلام في التحالف مع الغرب. نظر اسلام در مورد اتحاد با غرب
  4. الإيمان وأثره في تربية الفرد والمجتمع. ایمان و تأثیر آن در تربیت فرد و جامعه.
  5. كلمات.کلمات
  6. ثورة الحق.انقلاب حقیقت
  7. من بقايا الأيام.از بقایای روزها
  8. رحيل، وهو كتاب شعري. عزیمت، کتاب شعر.

در طول جنگ جهانی اول، پدر العطار به استانبول تبعید شد و پس از آن او با تجربه میدانی به کشورش بازگشت و عصام نیز مانند پدرش بزرگ شد و به شعر نیز علاقه داشت.

خواهر وی نجاح العطار در سال 2006 معاون دوم رئیس جمهور سوریه بشار اسد و پیش از آن وزیر امور فرهنگی و رسانه ای بود.

جستارهای وابسته

منابع