ابن عسکر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌وحدت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
| عنوان = ابن عسکر
| عنوان = ابن عسکر
| تصویر =عالمان اهل سنت.jpg
| تصویر =عالمان اهل سنت.jpg
| نام = یوسف بن یحیی بن عیسی ابن عبدالرحمان تادلی
| نام = ابوعبدالله محمد بن علی بن عمر بن حسين بن مصباح حسنی سريفی
| نام‌های دیگر = ابن عسکر، ابوعبدالله
| نام‌های دیگر = ابن عسکر، ابوعبدالله
| سال تولد =  936 ق
| سال تولد =  936 ق
خط ۱۹: خط ۱۹:
}}
}}


'''ابن‌ عسکر''' (ابوعبدالله محمد بن علی بن عمر بن حسين بن مصباح حسنی سريفی)،  قاضی‌، مورخ‌ و صوفی‌ [[مراکش|مراکشی‌]] است.  
'''ابوعبدالله محمد بن علی بن عمر بن حسين بن مصباح حسنی سريفی''' معروف به '''ابن‌ عسکر''' ،  قاضی‌، مورخ‌ و صوفی‌ [[مراکش|مراکشی‌]] است.  


== تولد ==
== تولد ==
وی‌ در سال 936 هجری در شفشاون‌ (شهری‌ در جنوب‌ تطوان‌ در شمال‌ مراکش‌) تولد یافت<ref>‌ II/677)؛ GAL,S, نک: 246</ref> و در زادگاه‌ خویش‌ به‌ فراگیری‌ دانش‌ پرداخت‌.  
وی‌ در سال 936 هجری در شفشاون‌ (شهری‌ در جنوب‌ تطوان‌ در شمال‌ مراکش‌) تولد یافت و در زادگاه‌ خویش‌ به‌ فراگیری‌ دانش‌ پرداخت‌.  


== تعلیم ==
== تعلیم ==
در 964 ق‌، به‌ [[فاس]] رفت‌ و در آنجا نزد محمد بن‌ عمر مختاری‌ [[فقه‌]] آموخت‌ <ref>تازی‌، 2/512</ref>. وی‌ در 967ق‌ از سوی‌ مولای‌ عبدالله‌ حسنی‌ پادشاه‌ بنی‌ سعد مغربی‌ به‌ سمت‌ قضا و افتاء قصبه کتامه‌ منصوب‌ گردید و سپس‌ به‌ مسافرت‌ در شهرهای‌ [[مراکش‌]] پرداخت‌. در 969 ق‌ به‌ جنوب‌ مراکش‌ سفر کرد و مدتی‌ طولانی‌ در آنجا اقامت‌ نمود و اوقات‌ خود را وقف‌ مطالعه‌ در تصوف‌ ساخت‌ <ref>GAL,S,II/678) ; 2 EI</ref>
در 964 ق‌، به‌ [[فاس]] رفت‌ و در آنجا نزد محمد بن‌ عمر مختاری‌ [[فقه‌]] آموخت‌ . وی‌ در 967ق‌ از سوی‌ مولای‌ عبدالله‌ حسنی‌ پادشاه‌ بنی‌ سعد مغربی‌ به‌ سمت‌ قضا و افتاء قصبه کتامه‌ منصوب‌ گردید و سپس‌ به‌ مسافرت‌ در شهرهای‌ [[مراکش‌]] پرداخت‌. در 969 ق‌ به‌ جنوب‌ مراکش‌ سفر کرد و مدتی‌ طولانی‌ در آنجا اقامت‌ نمود و اوقات‌ خود را وقف‌ مطالعه‌ در تصوف‌ ساخت‌  


او در این‌ مسافرتها دانشمندان‌ بسیاری‌ را ملاقات‌ نمود و نزد آنان‌ به‌ کسب‌ دانش‌ پرداخت‌. و از سیدی‌ یوسف‌ فجیجی‌ اجازه نامه شیوخ‌ سلسله [[نورانیه‌]] را دریافت‌ کرد و از سیدی‌ عبدالوارث‌ یالصوتی‌ رسالة ابن‌ ابی‌ زید، ارجوزة طبی‌ ابن‌ سینا و رائیة شریشی‌ را فراگرفت‌ و بیش‌ از 7 سال‌ نزد او به‌ دانش‌ اندوزی‌ پرداخت‌ و آنگاه‌ علم‌ [[کلام‌]] و فنون‌ [[تصوف]] را از سیدی‌ عبدالله‌ هبطی‌ و تاریخ‌ را از ابوالعباس‌ احمد شاعر یجمی‌ فراگرفت‌ و از سیدی‌ عبدالعزیز سجلماسی‌ و کسانی‌ دیگر اجازه روایت‌ یافت‌ <ref>مراکشی‌، 4/174- 175</ref>.
او در این‌ مسافرتها دانشمندان‌ بسیاری‌ را ملاقات‌ نمود و نزد آنان‌ به‌ کسب‌ دانش‌ پرداخت‌. و از سیدی‌ یوسف‌ فجیجی‌ اجازه نامه شیوخ‌ سلسله [[نورانیه‌]] را دریافت‌ کرد و از سیدی‌ عبدالوارث‌ یالصوتی‌ رسالة ابن‌ ابی‌ زید، ارجوزة طبی‌ ابن‌ سینا و رائیة شریشی‌ را فراگرفت‌ و بیش‌ از 7 سال‌ نزد او به‌ دانش‌ اندوزی‌ پرداخت‌ و آنگاه‌ علم‌ [[کلام‌]] و فنون‌ [[تصوف]] را از سیدی‌ عبدالله‌ هبطی‌ و تاریخ‌ را از ابوالعباس‌ احمد شاعر یجمی‌ فراگرفت‌ و از سیدی‌ عبدالعزیز سجلماسی‌ و کسانی‌ دیگر اجازه روایت‌ یافت‌  


== درگذشت ==
== درگذشت ==
ابن‌ عسکر در 975 ق‌ بار دیگر به‌ عنوان‌ قاضی‌ شهر شفشاون‌ و ترغه‌ و بلاد غماره‌ انتخاب‌ گردید و پس‌ از مرگ‌ مولای‌ عبدالله، ‌ ابن‌ عسکر به‌ فرزند او محمد بن‌ عبدالله‌ که‌ در 981ق‌ به‌ جانشینی‌ پدر رسیده‌ بود، پیوست‌ و دیری‌ نپایید که‌ محمد از عبدالملک‌ شکست‌ خورد و همراه‌ با ابن‌ عسکر به‌ طنجه‌ رفت‌. محمد برای‌ جنگ‌ برضد عموی‌ خود از دُن‌ سباستیان‌ پرتقالی‌ پادشاه‌ مسیحی‌ استمداد کرد و او با این‌ شرط که‌ سواحل‌ مغرب‌ به‌ مسیحیان‌ واگذار شود به‌ یاری‌ او شتافت‌. سباستیان‌ با سپاهی‌ که‌ شمار آن‌ را بین‌ 60 تا 125 هزار نفر نوشته‌اند، همراه‌ محمد و یارانش‌ که‌ حدود 300 نفر بودند به‌ سواحل‌ مغرب‌ حمله‌ بردند و به‌ قتل‌ و غارت‌ پرداختند. عبدالملک‌ به‌ مقابله‌ پرداخت‌ و در جنگی‌ که‌ میان‌ آنان‌ در وادی‌ المخازن‌ به‌ وقوع‌ پیوست‌، سباستیان‌ و محمد و ابن‌ عسکر کشته‌ شدند و عبدالملک‌ نیز در حین‌ جنگ‌ جان‌ سپرد و برادرش‌ احمد به‌ پادشاهی‌ رسید. چون‌ مسلمانان‌ جسد ابن‌ عسکر را بین‌ کشته‌های‌ مسیحیان‌ یافتند، درباره موضع‌ وی‌ در این‌ جنگ‌ و عقیده او به‌ شک‌ افتادند و او را گنهکار شمردند، ولی‌ محمد بن‌ عبدالله‌ هبطی‌ فرزند استاد وی‌، در منظومه‌ای‌ که‌ درباره این‌ جنگ‌ سروده‌ با اینکه‌ او را مقصّر شمرده‌، از اعتقاد ابن‌ عسکر دفاع‌ کرده‌ است‌ <ref>همو، 4/175؛ وفرانی‌، 73-76؛ قس‌:، GAL,S همانجا؛ 2 EI</ref>.
ابن‌ عسکر در 975 ق‌ بار دیگر به‌ عنوان‌ قاضی‌ شهر شفشاون‌ و ترغه‌ و بلاد غماره‌ انتخاب‌ گردید و پس‌ از مرگ‌ مولای‌ عبدالله، ‌ ابن‌ عسکر به‌ فرزند او محمد بن‌ عبدالله‌ که‌ در 981ق‌ به‌ جانشینی‌ پدر رسیده‌ بود، پیوست‌ و دیری‌ نپایید که‌ محمد از عبدالملک‌ شکست‌ خورد و همراه‌ با ابن‌ عسکر به‌ طنجه‌ رفت‌.  


== آثار ==
محمد برای‌ جنگ‌ برضد عموی‌ خود از دُن‌ سباستیان‌ پرتقالی‌ پادشاه‌ مسیحی‌ استمداد کرد و او با این‌ شرط که‌ سواحل‌ مغرب‌ به‌ مسیحیان‌ واگذار شود به‌ یاری‌ او شتافت‌. سباستیان‌ با سپاهی‌ که‌ شمار آن‌ را بین‌ 60 تا 125 هزار نفر نوشته‌اند، همراه‌ محمد و یارانش‌ که‌ حدود 300 نفر بودند به‌ سواحل‌ مغرب‌ حمله‌ بردند و به‌ قتل‌ و غارت‌ پرداختند. عبدالملک‌ به‌ مقابله‌ پرداخت‌ و در جنگی‌ که‌ میان‌ آنان‌ در وادی‌ المخازن‌ به‌ وقوع‌ پیوست‌، سباستیان‌ و محمد و ابن‌ عسکر کشته‌ شدند و عبدالملک‌ نیز در حین‌ جنگ‌ جان‌ سپرد و برادرش‌ احمد به‌ پادشاهی‌ رسید.
از ابن‌ عسکر رساله کوتاهی‌ به‌ نام‌ دوحة الناشر لمحاسن‌ من‌ کان‌ بالمغرب‌ من‌ مشایخ‌ القرن‌ العاشر باقی‌ مانده‌ است‌ که‌ فهرست‌ گونه‌ای‌ درباره مشایخ‌ او و نیز گزارشی‌ از احوال‌ برخی‌ از بزرگان‌ مغرب‌ در قرن‌ 10ق‌ است‌ <ref>مراکشی‌، 4/174</ref>. این‌ کتاب‌ شامل‌ اطلاعات‌ فراوانی‌ درباره زادگاه‌ خود اوست‌، گرچه‌ از حوادث‌ سیاسی‌ آنجا بحثی‌ نکرده‌ است‌، اما این‌ کتاب‌ در مراکش‌ از قدر و منزلت‌ بسیاری‌ برخوردار بوده‌ است‌ <ref> 2 EI</ref>.  


گویا این‌ اثر نخستین‌ تاریخ‌ مریدان‌ اولیه جزولی‌ شیخ‌ بزرگ‌ آن‌ دوران‌ است‌ <ref>نک: 2 EI</ref>. کتاب‌ دوحة الناشر بعدها مورد استفاده مورخان‌ مغربی‌ قرار گرفته‌، افرادی‌ چون‌ احمد بن‌ خالد ناصری‌ سلاوی‌ در الاستقصاء <ref>4/194</ref> و ابوالقاسم‌ سعدالله‌ در کتاب‌ تاریخ‌ الجزائر الثقافی‌ <ref>2/47، 85، 99، 100، 142، 307، 338، 372</ref> از آن‌ نقل‌ و به‌ آن‌ استناد کرده‌اند. در این‌ کتاب‌ چنانکه‌ ابوالقاسم‌ سعدالله‌ <ref>2/142</ref> تصریح‌ کرده‌، ابن‌ عسکر نام‌ بسیاری‌ از شیوخ‌ متصوفه‌ را آورده‌ است‌.
چون‌ [[مسلمانان‌]] جسد ابن‌ عسکر را بین‌ کشته‌های‌ مسیحیان‌ یافتند، درباره موضع‌ وی‌ در این‌ جنگ‌ و عقیده او به‌ شک‌ افتادند و او را گنهکار شمردند، ولی‌ محمد بن‌ عبدالله‌ هبطی‌ فرزند استاد وی‌، در منظومه‌ای‌ که‌ درباره این‌ جنگ‌ سروده‌ با اینکه‌ او را مقصّر شمرده‌، از اعتقاد ابن‌ عسکر دفاع‌ کرده‌ است‌ .


این‌ کتاب‌ نخستین‌ بار در فاس (1309ق‌/1891م‌) ضمن‌ مجموعه‌ای‌ به‌ چاپ‌ رسید و پس‌ از آن‌ چند بار تجدید چاپ‌ گردید <ref>[[ابن‌ سوده‌]]، 300</ref>. کتاب‌ دوحة الناشر نخست‌ به‌وسیله ویر باعنوان‌ «شیوخ‌ مراکش‌ در قرن‌ شانزدهم‌» به‌ انگلیسی‌ ترجمه‌ و در 1904م‌ در ادینبورگ‌ منتشر شد، سپس‌ مستشرق‌ فرانسوی‌ گرول‌ آن‌ را به‌ فرانسه‌ ترجمه‌ کرد و تعلیقات‌ و حواشی‌ بسیاری‌ بر آن‌ نوشت‌ و در 1913م‌ به‌ چاپ‌ رسانید <ref>همانجا</ref>. چاپ‌ انتقادی‌ آن‌ به‌ کوشش‌ محمد حجی‌ در رباط در 1976م‌ و تجدید چاپ‌ آن‌ در 1977م‌ در دارالبیضاء انجام‌ گرفته‌ است‌ <ref>حجی‌، 419</ref>. بعدها مورخان‌ مراکشی‌ تکمله‌هایی‌ بر آن‌ نوشته‌اند که‌ می‌توان‌ از کتاب‌ صفوة ما انتشر من‌ اخبار علماء القرن‌ الحادی‌ عشر محمد وفرانی‌ و کتاب‌ نشر المثانی‌ ابن‌ طیب‌ قادری‌ نام‌ برد <ref> 2 EI</ref>.
== آثار ==
از ابن‌ عسکر رساله کوتاهی‌ به‌ نام‌ دوحة الناشر لمحاسن‌ من‌ کان‌ بالمغرب‌ من‌ مشایخ‌ القرن‌ العاشر باقی‌ مانده‌ است‌ که‌ فهرست‌ گونه‌ای‌ درباره مشایخ‌ او و نیز گزارشی‌ از احوال‌ برخی‌ از بزرگان‌ مغرب‌ در قرن‌ 10ق‌ است‌ . این‌ کتاب‌ شامل‌ اطلاعات‌ فراوانی‌ درباره زادگاه‌ خود اوست‌، گرچه‌ از حوادث‌ سیاسی‌ آنجا بحثی‌ نکرده‌ است‌، اما این‌ کتاب‌ در مراکش‌ از قدر و منزلت‌ بسیاری‌ برخوردار بوده‌ است‌.  


کتاب‌ دیگری‌ را به‌ نام‌ دیوان‌ الشّرفاء نیز به‌ او نسبت‌ داده‌اند <ref>ابن‌ سوده‌، 115</ref>.
گویا این‌ اثر نخستین‌ تاریخ‌ مریدان‌ اولیه جزولی‌ شیخ‌ بزرگ‌ آن‌ دوران‌ است‌ . کتاب‌ دوحة الناشر بعدها مورد استفاده مورخان‌ مغربی‌ قرار گرفته‌، افرادی‌ چون‌ احمد بن‌ خالد ناصری‌ سلاوی‌ در الاستقصاء  و ابوالقاسم‌ سعدالله‌ در کتاب‌ تاریخ‌ الجزائر الثقافی‌  از آن‌ نقل‌ و به‌ آن‌ استناد کرده‌اند. در این‌ کتاب‌ چنانکه‌ ابوالقاسم‌ سعدالله‌ تصریح‌ کرده‌، ابن‌ عسکر نام‌ بسیاری‌ از شیوخ‌ متصوفه‌ را آورده‌ است‌.


== پانویس ==
این‌ کتاب‌ نخستین‌ بار در فاس (1309ق‌/1891م‌) ضمن‌ مجموعه‌ای‌ به‌ چاپ‌ رسید و پس‌ از آن‌ چند بار تجدید چاپ‌ گردید . کتاب‌ دوحة الناشر نخست‌ به‌وسیله ویر باعنوان‌ «شیوخ‌ مراکش‌ در قرن‌ شانزدهم‌» به‌ انگلیسی‌ ترجمه‌ و در 1904م‌ در ادینبورگ‌ منتشر شد، سپس‌ مستشرق‌ فرانسوی‌ گرول‌ آن‌ را به‌ فرانسه‌ ترجمه‌ کرد و تعلیقات‌ و حواشی‌ بسیاری‌ بر آن‌ نوشت‌ و در 1913م‌ به‌ چاپ‌ رسانید. چاپ‌ انتقادی‌ آن‌ به‌ کوشش‌ محمد حجی‌ در رباط در 1976م‌ و تجدید چاپ‌ آن‌ در 1977م‌ در دارالبیضاء انجام‌ گرفته‌ است‌ . بعدها مورخان‌ مراکشی‌ تکمله‌هایی‌ بر آن‌ نوشته‌اند که‌ می‌توان‌ از کتاب‌ صفوة ما انتشر من‌ اخبار علماء القرن‌ الحادی‌ عشر محمد وفرانی‌ و کتاب‌ نشر المثانی‌ ابن‌ طیب‌ قادری‌ نام‌ برد. کتاب‌ دیگری‌ را به‌ نام‌ دیوان‌ الشّرفاء نیز به‌ او نسبت‌ داده‌اند.
{{پانویس}}


== منابع ==
== منابع ==
خط ۵۲: خط ۵۱:
# مراکشی‌، عباس‌، الاعلام‌ بمن‌ حل‌ّ مراکش‌، فاس، 1356ق‌/1937م‌
# مراکشی‌، عباس‌، الاعلام‌ بمن‌ حل‌ّ مراکش‌، فاس، 1356ق‌/1937م‌
# وفرانی‌، محمد الصغیر، نزهة الحادی‌ باخبار ملوک‌ القرن‌ الحادی‌، به‌ کوشش‌ هوداس‌، رباط، 1888م‌
# وفرانی‌، محمد الصغیر، نزهة الحادی‌ باخبار ملوک‌ القرن‌ الحادی‌، به‌ کوشش‌ هوداس‌، رباط، 1888م‌
#GAL,S
#WNGD.


{{علمای اسلام}}
[[رده:عالمان]]  
[[رده:عالمان]]  
[[رده:عالمان اهل سنت]]
[[رده:عالمان اهل سنت]]
[[رده:تاریخ‌نگاران]]
[[رده:صوفیه]]
[[رده:صوفیه]]
[[رده:مراکش]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۹:۴۲

ابن عسکر
عالمان اهل سنت.jpg
نام کاملابوعبدالله محمد بن علی بن عمر بن حسين بن مصباح حسنی سريفی
نام‌های دیگرابن عسکر، ابوعبدالله
اطلاعات شخصی
سال تولد936 ق، ۹۰۸ ش‌، ۱۵۳۰ م
محل تولدشفشاون‌، مراکش
سال درگذشت981 ق، ۹۵۲ ش‌، ۱۵۷۴ م
محل درگذشتمراکش
دیناسلام، سنی
استادانمحمد بن‌ عمر مختاری‌
آثاردوحة الناشر لمحاسن‌ من‌ کان‌ بالمغرب‌ من‌ مشایخ‌ القرن‌ العاشر

ابوعبدالله محمد بن علی بن عمر بن حسين بن مصباح حسنی سريفی معروف به ابن‌ عسکر ، قاضی‌، مورخ‌ و صوفی‌ مراکشی‌ است.

تولد

وی‌ در سال 936 هجری در شفشاون‌ (شهری‌ در جنوب‌ تطوان‌ در شمال‌ مراکش‌) تولد یافت و در زادگاه‌ خویش‌ به‌ فراگیری‌ دانش‌ پرداخت‌.

تعلیم

در 964 ق‌، به‌ فاس رفت‌ و در آنجا نزد محمد بن‌ عمر مختاری‌ فقه‌ آموخت‌ . وی‌ در 967ق‌ از سوی‌ مولای‌ عبدالله‌ حسنی‌ پادشاه‌ بنی‌ سعد مغربی‌ به‌ سمت‌ قضا و افتاء قصبه کتامه‌ منصوب‌ گردید و سپس‌ به‌ مسافرت‌ در شهرهای‌ مراکش‌ پرداخت‌. در 969 ق‌ به‌ جنوب‌ مراکش‌ سفر کرد و مدتی‌ طولانی‌ در آنجا اقامت‌ نمود و اوقات‌ خود را وقف‌ مطالعه‌ در تصوف‌ ساخت‌

او در این‌ مسافرتها دانشمندان‌ بسیاری‌ را ملاقات‌ نمود و نزد آنان‌ به‌ کسب‌ دانش‌ پرداخت‌. و از سیدی‌ یوسف‌ فجیجی‌ اجازه نامه شیوخ‌ سلسله نورانیه‌ را دریافت‌ کرد و از سیدی‌ عبدالوارث‌ یالصوتی‌ رسالة ابن‌ ابی‌ زید، ارجوزة طبی‌ ابن‌ سینا و رائیة شریشی‌ را فراگرفت‌ و بیش‌ از 7 سال‌ نزد او به‌ دانش‌ اندوزی‌ پرداخت‌ و آنگاه‌ علم‌ کلام‌ و فنون‌ تصوف را از سیدی‌ عبدالله‌ هبطی‌ و تاریخ‌ را از ابوالعباس‌ احمد شاعر یجمی‌ فراگرفت‌ و از سیدی‌ عبدالعزیز سجلماسی‌ و کسانی‌ دیگر اجازه روایت‌ یافت‌

درگذشت

ابن‌ عسکر در 975 ق‌ بار دیگر به‌ عنوان‌ قاضی‌ شهر شفشاون‌ و ترغه‌ و بلاد غماره‌ انتخاب‌ گردید و پس‌ از مرگ‌ مولای‌ عبدالله، ‌ ابن‌ عسکر به‌ فرزند او محمد بن‌ عبدالله‌ که‌ در 981ق‌ به‌ جانشینی‌ پدر رسیده‌ بود، پیوست‌ و دیری‌ نپایید که‌ محمد از عبدالملک‌ شکست‌ خورد و همراه‌ با ابن‌ عسکر به‌ طنجه‌ رفت‌.

محمد برای‌ جنگ‌ برضد عموی‌ خود از دُن‌ سباستیان‌ پرتقالی‌ پادشاه‌ مسیحی‌ استمداد کرد و او با این‌ شرط که‌ سواحل‌ مغرب‌ به‌ مسیحیان‌ واگذار شود به‌ یاری‌ او شتافت‌. سباستیان‌ با سپاهی‌ که‌ شمار آن‌ را بین‌ 60 تا 125 هزار نفر نوشته‌اند، همراه‌ محمد و یارانش‌ که‌ حدود 300 نفر بودند به‌ سواحل‌ مغرب‌ حمله‌ بردند و به‌ قتل‌ و غارت‌ پرداختند. عبدالملک‌ به‌ مقابله‌ پرداخت‌ و در جنگی‌ که‌ میان‌ آنان‌ در وادی‌ المخازن‌ به‌ وقوع‌ پیوست‌، سباستیان‌ و محمد و ابن‌ عسکر کشته‌ شدند و عبدالملک‌ نیز در حین‌ جنگ‌ جان‌ سپرد و برادرش‌ احمد به‌ پادشاهی‌ رسید.

چون‌ مسلمانان‌ جسد ابن‌ عسکر را بین‌ کشته‌های‌ مسیحیان‌ یافتند، درباره موضع‌ وی‌ در این‌ جنگ‌ و عقیده او به‌ شک‌ افتادند و او را گنهکار شمردند، ولی‌ محمد بن‌ عبدالله‌ هبطی‌ فرزند استاد وی‌، در منظومه‌ای‌ که‌ درباره این‌ جنگ‌ سروده‌ با اینکه‌ او را مقصّر شمرده‌، از اعتقاد ابن‌ عسکر دفاع‌ کرده‌ است‌ .

آثار

از ابن‌ عسکر رساله کوتاهی‌ به‌ نام‌ دوحة الناشر لمحاسن‌ من‌ کان‌ بالمغرب‌ من‌ مشایخ‌ القرن‌ العاشر باقی‌ مانده‌ است‌ که‌ فهرست‌ گونه‌ای‌ درباره مشایخ‌ او و نیز گزارشی‌ از احوال‌ برخی‌ از بزرگان‌ مغرب‌ در قرن‌ 10ق‌ است‌ . این‌ کتاب‌ شامل‌ اطلاعات‌ فراوانی‌ درباره زادگاه‌ خود اوست‌، گرچه‌ از حوادث‌ سیاسی‌ آنجا بحثی‌ نکرده‌ است‌، اما این‌ کتاب‌ در مراکش‌ از قدر و منزلت‌ بسیاری‌ برخوردار بوده‌ است‌.

گویا این‌ اثر نخستین‌ تاریخ‌ مریدان‌ اولیه جزولی‌ شیخ‌ بزرگ‌ آن‌ دوران‌ است‌ . کتاب‌ دوحة الناشر بعدها مورد استفاده مورخان‌ مغربی‌ قرار گرفته‌، افرادی‌ چون‌ احمد بن‌ خالد ناصری‌ سلاوی‌ در الاستقصاء و ابوالقاسم‌ سعدالله‌ در کتاب‌ تاریخ‌ الجزائر الثقافی‌ از آن‌ نقل‌ و به‌ آن‌ استناد کرده‌اند. در این‌ کتاب‌ چنانکه‌ ابوالقاسم‌ سعدالله‌ تصریح‌ کرده‌، ابن‌ عسکر نام‌ بسیاری‌ از شیوخ‌ متصوفه‌ را آورده‌ است‌.

این‌ کتاب‌ نخستین‌ بار در فاس (1309ق‌/1891م‌) ضمن‌ مجموعه‌ای‌ به‌ چاپ‌ رسید و پس‌ از آن‌ چند بار تجدید چاپ‌ گردید . کتاب‌ دوحة الناشر نخست‌ به‌وسیله ویر باعنوان‌ «شیوخ‌ مراکش‌ در قرن‌ شانزدهم‌» به‌ انگلیسی‌ ترجمه‌ و در 1904م‌ در ادینبورگ‌ منتشر شد، سپس‌ مستشرق‌ فرانسوی‌ گرول‌ آن‌ را به‌ فرانسه‌ ترجمه‌ کرد و تعلیقات‌ و حواشی‌ بسیاری‌ بر آن‌ نوشت‌ و در 1913م‌ به‌ چاپ‌ رسانید. چاپ‌ انتقادی‌ آن‌ به‌ کوشش‌ محمد حجی‌ در رباط در 1976م‌ و تجدید چاپ‌ آن‌ در 1977م‌ در دارالبیضاء انجام‌ گرفته‌ است‌ . بعدها مورخان‌ مراکشی‌ تکمله‌هایی‌ بر آن‌ نوشته‌اند که‌ می‌توان‌ از کتاب‌ صفوة ما انتشر من‌ اخبار علماء القرن‌ الحادی‌ عشر محمد وفرانی‌ و کتاب‌ نشر المثانی‌ ابن‌ طیب‌ قادری‌ نام‌ برد. کتاب‌ دیگری‌ را به‌ نام‌ دیوان‌ الشّرفاء نیز به‌ او نسبت‌ داده‌اند.

منابع

  1. ابن‌ سوده‌، عبدالسلام‌، دلیل‌ مورخ‌ المغرب‌ الاقصی‌، تطوان‌، 1369ق‌/ 1950م‌
  2. تازی‌، عبدالهادی‌، جامع‌ القرویین‌، بیروت‌، 1973م‌
  3. حجی‌، محمد، فهرس‌ الخزانة العلمیة الصبیحیة، کویت‌، 1406ق‌/1985م‌
  4. سعدالله‌، ابوالقاسم‌، تاریخ‌ الجزائر الثقافی‌، الجزائر، 1401ق‌/1981م‌
  5. سلاوی‌، احمد، الاستقصاء، به‌ کوشش‌ جعفر بن‌ احمد ناصری‌ و محمد بن‌ احمد، دارالبیضاء، 1955م‌
  6. مراکشی‌، عباس‌، الاعلام‌ بمن‌ حل‌ّ مراکش‌، فاس، 1356ق‌/1937م‌
  7. وفرانی‌، محمد الصغیر، نزهة الحادی‌ باخبار ملوک‌ القرن‌ الحادی‌، به‌ کوشش‌ هوداس‌، رباط، 1888م‌