خلیل ابو غضیب

از ویکی‌وحدت
نسخهٔ تاریخ ‏۱۰ سپتامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۴:۲۹ توسط Javadi (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «<div class="references" style="margin: 0px 0px 10px 0px; max-height: 300px; overflow: auto; padding: 3px; font-size:95%; background: #FFA50...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
Ambox clock.svg


نویسنده این صفحه در حال ویرایش عمیق است.

یکی از نویسندگان مداخل ویکی وحدت مشغول ویرایش در این صفحه می باشد. این علامت در اینجا درج گردیده تا نمایانگر لزوم باقی گذاشتن صفحه در حال خود است. لطفا تا زمانی که این علامت را نویسنده کنونی بر نداشته است، از ویرایش این صفحه خودداری نمائید.
آخرین مرتبه این صفحه در تاریخ زیر تغییر یافته است: ۱۴:۲۹، ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۲؛


احمد قضاة
احمد قضاة
نام خلیل أبو غضیب
زاده 1905 میلادی / مصر
درگذشت 1974 میلادی / مصر
دین و مذهب اسلام، تسنن
فعالیت‌ها همکاری با اخوان‌المسلمین

خلیل حافظ أبو غضیب در شهر نابلس که مرکز شمال کرانه باختری است علاوه بر مرکز استان نابلس که شامل 56 روستا می شود، خلیل حافظ یا غدیب در سال 1922 میلادی به دنیا آمد و به همراه عموهای خود برای زندگی در بیسان نقل مکان کرد. پس از فوت پدرش در سن هشت سالگی و پس از سه سال به نابلس بازگشت تا در سال 1938 دوباره به بیسان بازگردد تا به کار مشغول شود.

پس از تجاوزات رژیم صهیونیستی به اعراب و اشغال بقیه فلسطین بزرگ در ژوئن 1967، وی در اردوگاه عسکر قدیم در نزدیکی نابلس سکونت داشت و عضو کمیته زکات اردوگاه فلسطین با 10000 نفر جمعیت بود. .

او تا زمان مرگش رئیس خاندان ابوغدیب بود که حدود 500 نفر بودند.خاندان ابوغدیب در شهر نابلس، اردوگاه قدیمی عسکر و مسکن های مردمی توزیع شده اند. او تعداد زیادی پسر و پسر دارد.

حاج خلیل (ابو حافظ) با پشتکار و پشتکار در یک پمپ بنزین و سپس در دفتر یک تاجر فلسطینی در نابلس مشغول به کار شد و در تربیت پسران و دختران خود که اکثراً لیسانس گرفتند کار کرد. و یکی از آنها پسرش عمار، دکترای مهندسی عمران گرفت.

دکتر می گوید. کمال ابراهیم علونه، استاد علوم سیاسی درباره وی گفت: حاج خلیل ابوغدیب یکی از شخصیت های منعطف اسلامی بود که پیوند خویشاوندی و شرکت در مراسم و اعیاد اسلامی برای همه مسلمانان داشت.

با حاج خلیل ابوغدیب مرحوم انشاءالله در اسفند 1365 آشنا شدم و به ویژه در اعیاد اسلامی و دیگر مناسبت های اجتماعی تا زمان رحلت ایشان مرتب به دیدار ایشان می رفتم. آن مرد مسلمان فرهیخته ای را که دو بار به حج مکرمه مکرمه رفت و یکی از شخصیت های بزرگواری که با نشاط و محبت و برادری مرتب از میهمانان و زائران پذیرایی می کرد، اعم از اسلامی، ملی، حرفه ای را در وجود ایشان لمس کردم. و شخصیت های اجتماعی و جایگاه ویژه ای در اردوگاه عسکر قدیم دارد. او مورد احترام همه کسانی بود که او را می شناختند.

او در زندگی اسلامی متجدد و با تدبیر و منعطف است و به حزب خاصی متعصب نیست و راست می گوید و از سرزنش ملامت کننده در خداوند هراسی ندارد. وقتی از فوتش مطلع شدم، برای نماز میت در مسجد صلاحی بزرگ، پسرم هلال و برادرم کاید به نماز میت رفتم و از مرگ او متاثر شدم و با اشک پنهان در قبرستان گریستم و چند عکس گرفتم. برای تشییع جنازه و در جریان مداحی اسلامی برای وی توسط یک شخصیت اسلامی، نصوح الرامینی، که توسط دکتر عبدالرحیم الحنبلی، رئیس کمیته صحبت شد، زکات در نابلس از او و زندگی شریف اسلامی او قدردانی کرد.

برای عیادت سریع به خانه اش رفتیم... فکر می کردیم سلامتی او بعد از گذشت هشتاد و پنج سال بیشتر از یک احوالپرسی اجازه نمی دهد، خوش گذشت و ما را به جایی رساندیم که خاطرات داغ و تاریخ فراموش شده با شکوه ما را به حضرت البناء برد و سید ما را به مسابقات اخوان در سال 48 برد.. ..به اولین هسته اخوت در سرزمین الاسراء.. بین بیسان و حیفا ما را گشت. ما را به نابلس برگرداند. چند بار سخن گفت و چه چیزی او را پاکیزه کرد، با صحبت های او از قدمت دعوت احساس کردیم و قدیمی ترین ما در آن وابستگی حافظه ای آهنین دارد،

او ده ها مطلب برای ما گفت و ده ها داستان با ریزترین جزییات برایمان تعریف کرد و با دقیق ترین رازهایش از ما کوتاهی نکرد و با او به سینماهای حیفا و بیسان و شراب های آن و به روستاهای جوانان رفتیم. در اورشلیم و چگونه جوانان در فلسطین راه مساجد را نمی دانستند. پیشاهنگان الکل و اخوان شروع به شکار پسران جوان باشگاهی کردند و آنها را با آسودگی و محبت به مساجد خالی منتقل کردند. خانه ای در بیسان یا حیفا بدون اخوان باقی نماند. فراخوانی برای ورود به آن، و فراخوان اخوان به قوی ترین.. بلکه تنها رابط سیاسی در فلسطین تبدیل شد.

شیخ در مورد خود می گوید: «پدرم در هشت سالگی فوت کرد که با عموهایم به بیسان رفتم و پس از سه سال به نابلس برگشتم، اما در سال 1938 دوباره به بیسان بازگشتم، اما این بار. برای کار؛ او شانزده ساله است.

منبع

  • ر.ک: مدخل خلیل حافظ أبو غضیب در ویکی‌اخوان؛ ikhwanwiki.com..