شام (شامات)

از ویکی‌وحدت، دانشنامۀ مجازی
(تغییرمسیر از شام)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
شام
نام کشورها ومناطق قبرس اردن لبنان فلسطین سوریه اسراییل ترکیه
مساحت شهر
جمعیت ۴۴٬۵۵۰٬۹۲۶
نام قدیم
نام اهلیت شامی
زبان ها لهجه شامی، عبری، آرامی, عربی، ارمنی، سرکسی، یونانی، کردی، لادینو، ترکی

شام لفظی است تاریخی جغرافیایی که به منطقه نسبتاً گسترده‌ای از خاورمیانه اطلاق می‌شود که در جنوب رشته‌کوههای توروس، شمال صحرای عرب، غرب میانرودان (بین‌النهرین) و در جوار کرانهٔ شرقی دریای مدیترانه قرار دارد. این منطقه دربرگیرنده سرزمین‌هایی است که کشورهای کنونی سوریه، اردن، لبنان، فلسطین و اسرائیل برآن بنا شده هستند. گاهی بخش‌هایی از غرب عراق[۱] را نیز جزو سرزمین شام به شمار می‌آورند.

شام خود بخشی از خاور نزدیک به‌شمار می‌آید و اصطلاحی که در زبان‌های اروپایی برای شام استفاده می‌شود Levant است که واژه‌ای فرانسوی و به معنای طلوع‌کننده است. در زبان‌های خاورمیانه برای اشاره به Levant عبارت شرق طالع نیز به کار رفته است.

از شهر‌های مهم ناحیه شام می‌توان به دمشق، انطاکیه و حلب اشاره کرد. این سرزمین در زمان ابوبکر ضمیمه قلمرو اسلام گشت و بعد از خلفای راشدین، تا زمان عباسیان، موقعی که امویان حاکم بر بلاد اسلام بودند مرکز خلافت اسلامی در این خطه قرار داشت.

نامگذاری شام

شام را از دو جهت به این نام خوانده اند. نخست اینکه شام به معنای شمال است و دلیل این نام گذاری قرار گرفتن آن در سمت شمال قبله می باشد. همچنان که یمن به معنای راست است و از آن جهت که در سمت راست قبله قرار دارد به آن یمن گفته‏‌اند. علت دیگری که برای نام گذاری شام گفته‏‌اند آن است که: سام بن نوح بر آن سرزمین حکومت می‌کرده و هنگام برگرداندن آن به لغت عربی به شام تبدیل شده است.[۲]

تاریخچه سرزمین شام

منطقه شامات پیش از آن که تحت سلطه مسلمانان درآید در تصرف امپراتوری روم شرقی بود. قبل از اسلام قبایل بزرگ عربی از جزیرة العرب به این دیار کوچیده بودند که مهمترین آن قبایل عبارت بودند از قضاعه، جذام، لخم، کلب، تَنوخ، سلیح، و بهراء. آنان به دلیل زندگی طولانی در جوار رومیان، غالباً به کیش نصرانی درآمده و آداب و رسوم آنها را پذیرفته بودند.

پس از بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دو جنگ به نامهای سریه موته و غزوه تبوک بر ضد رومیان در منطقه شامات درگرفت. پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شام در سال چهاردهم هجرت در عصر خلافت ابوبکر فتح شد و باقی مناطق نیز به مرور زمان در عصر خلافت عمر تصرف شد.

پس از فتح شام حکومت آنجا به معاویه بن ابی سفیان واگذار شد. وی از آن تاریخ تا سال ۳۵ قمری از سوی خلفای سه گانه حاکم بود تا این که در آن سال با آغاز خلافت امام علی علیه السلام از حکمرانی شام عزل شد ولی او زیربار نرفت و این نزاع به جنگ صفین منتهی شد.

پس از شهادت امام علی علیه السلام معاویه با نیرنگ به حکومت رسید و شام را مرکز حکومت امویان قرار داد و تا سال ۱۲۷ قمری پایتخت باقی ماند.

از آن پس عباسیان، همدانیان، فاطمیان مصر، سلاجقه و عثمانیان بر آن دیار حکومت کردند تا این که در قرون اخیر با سلطه غربیان به ویژه پس از جنگ جهانی اول، این سرزمین از هم متلاشی و به چند کشور عربی تقسیم شد.[۳]

شام سرزمین پیامبران

شام در گذشته دور به منطقه نسبتاً بزرگتر و وسیع تر گفته می‌شد و شامل فلسطین، اردن، لبنان و سوریه فعلی بوده است. سرزمین شام، خاستگاه پیامبران و محل ظهور برانگیخته‌های الهی و ادیان توحیدی است و لذا برای همه خداپرستان و موحدان و پیروان آیین‌های آسمانی همواره سرزمینی مقدس و خاطره انگیز می‌باشد. شام سرزمینی است که مسجد الاقصی در آن قرار دارد و رسول خدا(ص) از آنجا به معراج رفته ودر آسمان‌ها سیر فرموده است.

شهر بصری پذیرای پیامبر در نوجوانی و‌از بلاد شام است. پیام محمد (ص) به امپراطور روم در فلسطین به دست او رسیده است. بسیاری از مشاهد انبیاء و مقامات متبرک و مقدس در شام قرار دارد. مانند مشهد الخلیل و هجرتگاه او، شهر ایوب و چاه او، محراب داود و درگاه او، شگفتی‌های سلیمان و شهر او، قبر اسحاق و مادرش، بیت لحم زادگاه عیسی مسیح و گهواره اش، ده طالوت و نهر او، قتلگاه جالوت و ده او، طور سینا، قبة الصخره ربوه، صخره موسی و تپه عیسی، وادی مقدس، این همه در بلاد شام قرارداد و جملگی مورد تقدیس و احترام مسلمانان و اهل کتاب می‌باشد.

شام پس از اسلام

ریشه پیوندهای خاص این سرزمین با تاریخ اسلام به سالهای پیش از فتح دمشق باز می‌گردد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در دوران نوجوانی و جوانی به همراه عمویش، ابوطالب، به آن سرزمین سفر کرد، ولی هنوز به مقصد نرسیده بود که رویدادی برای ابوطالب رخ داد و مجبور شد سفرش را نیمه کاره رها سازد و به مکه باز گردد. آن رویداد، خبری بود که بُحیری، راهب نصرانی درباره پیامبریِ محمد دوازده ساله به ابوطالب داد و او را از خطر گزند رساندن یهودیان به پیامبر آخرالزمان، برحذر داشت.[۴]

محل و محدوده

در گذشته، سوریه کنونى بخش عمده‌‏اى از سرزمین شام بوده و این سرزمین، شامل کشورهاى کنونىِ سوریه، لبنان، فلسطین و اردن مى‌‏شده است. الشأْم و الشَأم و الشآم نامى بوده که جغرافى‌‏دانان عرب بر این منطقه نهاده‌‏اند. منطقه‌‏اى که از طرف غرب به دریاى روم (مدیترانه امروزی) و از طرف شرق به بیابانی کشیده‌شده از منطقه أیله تا فرات‏ و از سوى دیگراز فرات تا مرز روم ‏منتهى مى‌‏شود. بدین‏ صورت، سرزمین‏‌هاى روم در شمال، مرز مصر و بیابان بنى‌‏اسرائیل در جنوب آن واقع شده و آخرین محدوده آن ‏در سمت مصر رَفَحْ و سمت روم الثغور است.[۵]

مناطق مهم شام

در سرزمین شام قبل از اسلام، مناطق وجود داشت که دارای اهمیت بودند. برخی از این مناطق در دوران پس از اسلام نیز اهمیت خویش را حفظ کردند و برخی از مناظق نیز دیگر دارای اهمیت نیستند. مناطق حائز اهمیت در سرزمین شام قبل از اسلام عبارتند از:

دمشق

دمشق از قدیمى‌‏ترین شهرهاى آباد جهان و از مهم‌‏ترین پایتخت‏‌هاى تمدّنى قدیم محسوب مى‏‌شود و پیشینه تاریخى آن، به حدود پنج هزار سال قبل مى‏‌رسد و از لحاظ قدمت، بعد از «اریحا» (در قدس) است. امّت‌‏ها و ملت‏‌هاى زیادى در این شهر ساکن شده‏‌اند؛ مانند: لودى‌‏ها، آرامى‌‏ها، فینیقى‌‏ها، حیثون، عبرانیان، آشوریان، بابلى‌‏ها، میدیون، (مادهاایرانیان) یونانى‌‏ها، رومى‌‏ها، اعراب و اقوام دیگرى چون ترک‏ها، کردها و ....این شهر پس از اسلام و دوران اموی پایتخت حکومت بوده است.

جولان

جولان منطقه‌ای است که در آخرین نقطه غرب و شمال غربی استان حوران قرار دارد و از لحاظ تقسیمات کنونی ایالتی سوریه، جزو استان قنیطره است. جولان از مناطق مشهور و قدیمی شام بوده و در دوران قدیم به آن «تراکونیت» می‌گفتند. این منطقه در گذشته از دامنه جبل شیخ تا وادی یرموک امتداد مییافته و شهر کنونی قنیطره یکی از شهرهای آن بوده است. در عصر حاضر جولان تنها به تپه‌هایی اطلاق می‌شود که در این منطقه به اشغال اسرائیل درآمده است.

حلب

حلب یکی از مشهورترین مناطق شام است که از سی قرن قبل از میلاد دارای تمدن بوده است. این شهر در طول تاریخ شاهد سکونت اقوام حیثون، آشوریها، مصریها، یونانیها و رومیها بوده است. در قرون اسلامی این شهر به «حلب الشهبا» معروف بوده و اکنون نیز گاهی این نام در تحقیقات جدید به کار میرود. حلب در سال هفدهم هجری توسط اباعبیدة بن جراح و به فرماندهی عیاض بن غنم فهری به صلح فتح شد. [۶]

اسیران کربلا در شام

بیشتر تاریخ نویسان بر این عقیده اند که اهل بیت علیهم السلام در روز اول ماه صفر وارد شام شده‌اند، ولی شهید مطهری رحمه الله تاریخ ورود اسیران را به دمشق، روز دوم ماه صفر می داند.[۷]

یزید دستور می‌دهد که دروازه ها را به روی اسیران بسته و سه روز شهر را آذین بندی کنند.[۸]

با چنین اوصافی، هنگام ورود اسیران به شام، آنان را از شلوغ ترین دروازه شهر، به نام دروازه ساعات وارد می‌کنند؛[۹] در شهر، شادی عمومی اعلام شده و مردم لباسهای نو پوشیده و صدای هلهله و شادی بلند است. زنان دف می زدند و اسیران از میان شلوغیها، می گذرند.

ساربانان برای سوزاندن دل اهل بیت علیهم السلام، سرها را پیشاپیش محملها می برند. جلوتر از همه، سر علمدار کربلا جلوه گری می کند و بنابر بعضی نقلها، سر مقدس امام حسین علیه السلام را پشت سر محملها وارد می‌کنند تا مردم به اشتباه بیفتند و احدی از دوست داران، اهل بیت علیهم السلام را نشناسد و عیش مردم را بر هم نزند. هتاکیها شروع می شود؛ پیرزنی به سر بریده حضرت سنگ می زند و مردم که مست هوسرانی و ولنگاری هستند، از او تقلید می‌کنند.

امام سجاد علیه السلام می‌فرماید: «در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا پایان بی سابقه بود؛ ساربانان با کعب نی و تازیانه، ما را از میان جمعیت مطرب گذراندند. نیزه داران با سرها بازی می‌کردند و نیزه هایشان را در هوا می چرخاندند. گاهی سرها از بالای نیزه ها روی زمین و زیر دست و پای مردم و مرکبها می افتاد. زنان شامی از بالای بامها روی سر ما آتش و خاکستر داغ می ریختند که تکه ای از آن روی عمامه ام افتاد و چون دستهایم را با زنجیر به گردنم بسته بودند، عمامه ام سوخت و آتش به سرم رسید. از طلوع آفتاب تا غروب ما را در کوچه ها می‌گردانیدند و می‌گفتند: «این نامسلمانها را بکشید!» ما را با یک رشته طناب به هم بسته بودند و از دهلیز خانه یهودیان و مسیحیان می گذراندند و به آنان می‌گفتند: اینها قاتلان پدران و فرزندان شما هستند، انتقام خودتان را بگیرید! آنان همگی در این لحظه به سوی ما سنگ و چوب پرتاب کردند.

افزون بر آن، ما را به بازار برده فروشان برده و ما را در معرض فروش قرار دادند. همچنین ما را در خرابه ای جای دادند که روزها از گرما و شبها از سرما آسایش نداشتیم.»[۱۰]

امام رضا علیه السلام در توضیح رفتار یزید با اسیران سرفراز کربلا در مجلس او فرموده است: «وقتی سر مقدس حضرت حسین بن علی علیهماالسلام را به شام آوردند، یزید دستور داد سفره غذا بگسترند. ابتدا به همراه اطرافیان خود، مشغول خوردن غذا و نوشیدن شراب شد. سپس دستور داد تا سر مقدس امام را داخل تشتی از طلا بگذارند و بیاورند. او سر امام را زیر تختی که بر آن نشسته بود قرار داد. وی همچنان شراب می نوشید. پس از مدتی دستور داد تا شطرنج بیاورند. آنگاه مشغول بازی با شطرنج شد و شروع به مسخره کردن امام حسین علیه السلام، پدر و جدش رسول خدا نمود و در همین حین هر گاه از حریف خود در بازی می بُرد، جامی از شراب سر می کشید و ته مانده آن را داخل تشت می ریخت. پس بر شیعیان ماست که از شراب و شطرنج (قمار) دوری کنند و هر گاه شراب و شطرنج می بینند، [مصایب] امام حسین علیه السلام را به یاد آرند و بر دشمنان او؛ یزید و آل زیاد لعنت فرستند تا خداوند متعال، گناهان آنان را بیامرزد حتی اگر به تعداد ستارگان آسمان باشد.»[۱۱]

چه کسانی در شام مدفون هستند

حضرت زینب سلام الله علیها

آستانه حضرت زینب دختر امام علی(ع) در شهرک «السیدة زینب» در جنوب دمشق از مهم‌ترین زیارتگاه‌های شیعیان در حوزه دمشق و کشور سوریه به شمار می‌ آید و مورد توجه شیعیان از سراسر جهان قرار دارد. حضرت زینب(س) بنا بر قول معروف در 15 رجب سال 62 هجری قمری در سن 56 سالگی در شام از دنیا رفت. بانوی قهرمانی که پس از شهادت امام حسین، ارائه نهضت عاشورا را به دوش کشید و پرچمدار این قیام بود. بدن مطهر آن بانوی بزرگوار در جنوب دمشق دفن گردید. اقوال دیگری نیزدرباره چگونگی رحلت و مکان دفن حضرت زینب(س) وجود دارد که در ادامه بصورت مختصر به آن اشاره می کنیم. براساس برخی نوشته‌ها حضرت زینب(س) بعد از حادثه کربلا به مدینه آمدند و پس از ورود به مدینه پیوسته عزادار و گریان بودند تا این که پس از یک سال و نیم در همان مدینه (قبرستان بقیع) از دنیا رفتند و در همان جا دفن شدند. وبنا بر این قول اکنون از قبر آن بانوی محترمه، اثری در دست نیست. براساس احتمالات دیگر آن حضرت پس از ورود به مدینه، در مجالس و محافل سخن می‌گفت و مظالم و جنایات یزیدیان را بازگو می‌کرد. فرماندار مدینه ماجرا را به یزید نوشت و او دستور داد زینب را مخیر سازند تا هر شهری که می‌خواهد (غیر از مکه و مدینه) برود. حضرت زینب به شام رفت و در آن جا اقامت کرد و پس از چندی در همان جا از دنیا رفت.(قول معروف) در روایت دیگر آمده است، حضرت زینب(س) به علت افشاگری علیه دستگاه بنی امیه، مجبور به ترک مدینه شد. از این رو مصر را انتخاب کرد و پس از مدتی اقامت همان جا از دنیا رفت. سیده زینب در شهر قاهره هم اکنون زیارتگاه مجلل و با شکوهی است، البته گفته شده است این قبر متعلق به زینب بنت یحیی بن حسن الانور ابن زید ابن حسن ابن علی بن ابیطالب است که به دلیل تشابه اسمی با حضرت زینب(س) عقیله بنی هاشم، اشتباه گرفته شده است.

حضرت رقیه سلام الله علیها

یکی دیگر از زیارتگاه های مهم شیعیان در قلب دمشق قرار دارد و همچون بارگاه حضرت زینب(س) از توجه و اهمیت بالایی برخوردار است. آستانه حضرت رقیه دختر امام حسین(ع) در دمشق. معروف است دختری از دختران حضرت سیدالشهدا در کودکی در کربلا حضور داشت. ایشان روز پنجم ماه صفر سال 61 هجری قمری مظلومانه به شهادت رسید. ولادت آن حضرت در مدینه بود و در سن سه سالگی یا بیشتر در محرم 61 هجری با پدر بزرگوارش به کربلا آمد. قبل از روز عاشورا بارها مورد تفقد و دلجویی حضرت اباعبدالله(ع) قرار گرفت تا آنجا که آن حضرت به خواهرشان حضرت زینب(س) در مورد وی سفارش کردند. حضرت رقیه(س) بعد از شهادت امام حسین(ع)، اهل بیت(ع) و اصحاب ایشان در صحرای کربلا، همراه با عمه بزرگوارشان واسرا به کوفه[۱۲] و شام برده شد و در مسیر چهل منزل راه شهر شام، رنج‌های فراوانی دید. در شام بعد از دیدن سر نورانی پدر با پیشانی شکسته در خرابه، آن‌قدر ناله زد و گریست تا به ملکوت اعلا پیوست و بدن شریف آن حضرت را شبانه در دمشق دفن کردند. از کهن‌ترین منابعی که نام آن حضرت با لفظ (رقیه) یاد شده است، قصیده سیف بن عمیره نخعی کوفی از اصحاب امام جعفر صادق(ع) و امام موسی کاظم (ع) است. شواهد و مدارک درباره وجود شریف آن حضرت و استقرار قبر آن حضرت در مکان فعلی حرم مطهر ایشان همراه با معجزات و کراماتی از آن مظلومه بسیار است.

حضرت سکینه سلام الله علیها

در سال‌های اخیر زیارتگاه دیگری یعنی آستانه سکینه دختر امام علی(ع) در شهر دارَیّا در جنوب دمشق، توسعه یافته و به یک زیارتگاه مهم تبدیل شده است؛ ولی تا پیش از سه دهه گذشته از شهرت چندانی برخوردار نبود،لازم به ذکر است که اقوال در مورد محل دفن آن حضرت مختلف است و در این گزارش به صورت اختصار به آن میپردازیم. سکینه بنت الحسین بن علی بن ابی‌طالب(ع) از دختران امام حسین(ع) که از بانویی به نام رباب دختر امروالغیس متولد شد. نام او آمنه و به نقلی امینه و به نقل دیگر امیمه بود که مادرش به سبب سکون و آرامش و وقاری که داشت او را سکینه لقب داده بود. سکینه به همراه مادرش رباب در واقعه کربلا حضور داشت و پس از عاشورا، همراه اهل بیت امام حسین(ع) و دیگر بانوان به اسارت درآمد و با کاروان اسرا به کوفه و شام برده شد. همانگونه که گفته شد در چگونگی و محل وفات سکینه اختلاف عقیده است. بنابر نقل بسیاری از منابع و مآخذ وفات ایشان در روز پنجم ربیع الاول سال117 هجری قمری در زمان امارت خالد بن عبدالله بن حارث و به نقلی خالد بن عبدالملک در مدینه اتفاق افتاده است. بنا بر نقل منابع اهل سنت، خالد بن عبدالله بر او نماز خواند و او را در قبرستان بقیع به خاک سپردند. برخی نیز گفته‌اند وقتی سکینه با اصبغ بن عبدالعزیز بن مروان ازدواج کرد، از مدینه به طرف مصر حرکت کرده و در دمشق درگذشت، از این رو در قبرستان باب الصغیر دمشق، قبری منسوب به سکینه است. و بعضی نیز گفته‏‌اند پس از ازدواج با وی به مصر رفته و در آنجا مدفون شده است. اکنون نیز بقعه‎ای در شهر قاهره به سکینه بنت الحسین منسوب است.

قبرستان باب الصغیر دمشق

قبرستان باب الصغیرکه قدمت آن به نخستین سال‌های ورود اسلام به سرزمین شام برمی‌گردد یکی از قبرستانهای بسیار مهم و تاریخی دمشق و محل دفن بعضی فرزندان ائمه شیعه و صحابی پیامبر است. به همین جهت یکی از اماکن مهم زیارتی شیعیان به حساب می‌آید. این قبرستان در نزدیکی باب‌الصغیر که یکی از دروازه‌های اصلی شهر قدیمی دمشق است قرار داشته و خاستگاه نامگذاری‌اش نیز همین است. آرامگاه های منتسب به فرزندان (امامزادگان) و اصحاب پیشوایان شیعیان در باب الصغیر: ام کلثوم بنت علی علیه السلام: ام کلثوم کبری بنت علی بن ابی‌طالب چهارمین فرزند امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) پس از امام حسن(ع)، امام حسین(ع) وحضرت زینب(س). برخی وی را از بانوان حاضر در واقعه کربلا می‌شمرند که سخنان و خطبه های او در برخی منابع آمده است. اما در باب مدفن آن حضرت اختلاف است: برخی می‌گویند: روایت است که‌ ام کلثوم خواهر امام حسین(ع) در شام (سوریه) متوفی شد. ابن بطوطه در سفرنامه‌اش می‌نویسد: در نزدیکی شهر شام و یک فرسخ مانده به آن، مزار ام کلثوم دختر علی بن ابی‌طالب (ع) از فاطمه است. آرامگاه منسوب به فاطمه صغری دختر امام حسین علیه السلام: فاطمة بنت الحسین (س) فرزند امام سوم شیعیان حسین بن علی و مادرش ام اسحاق دختر طلحه بن عبیدالله بوده است. او دختر حسین بود که پس از واقعه که خانواده حسین را به اسارت گرفتند او نیز توسط لشکریزید به اسارت گرفته شد و آن‌ها را به مرکز خلافت یزید که شهر شام بود بردند. البته به نظر می‌رسد این قبر متعلق به فاطمه از نواده حسین علیه السلام باشد چرا که در پائین کتیبه کوفی که بر دیواره سنگ قبر او قرار دارد جمله‌ ای با این عنوان «مهدی هذا القبر فاطمه بنت احمد بن الحسین الشهید علیه السلام» و تاریخ 439 هجری دیده می‌شود. لیکن در نظر عامه و خادمین این محل، قبر، از آن فاطمه دختر حسین است در حالی که نوشته روی آن حاکی از چیز دیگری است.

آرامگاه عبدالله بن جعفر صادق

قبر عبدالله فرزند امام جعفر صادق(ع)، کمی بالاتر از قبر فاطمه صغری و در سمت چپ آن قرار دارد که دارای گنبدی کوچک به رنگ سبز بوده و داخل آن تابوتی چوبین با محفظه‌ای فلزی دیده می‌شود؛ این‌جا قبر فرزند امام ششم شیعیان است.

قبر عبدالله بن سجاد

قبر عبدالله بن زین‌العابدین - معروف به عبدالله بن باهر- در کنار دیواره شرقی باب‌الصغیر قرار دارد واطراف مقبره و مرقد او که در سال 13 30قمری بازسازی شده دیواری کشیده‌اند که آن را از گورستان مستقل و مجزا ساخته است. محل دفن سرهای بریده شده شهدای کربلا در باب صغیر شام که قبرستان بسیار بزرگی است، مقبره‎ای است معروف به «مشهد رؤوس شهداء کربلا» که نام بسیاری از شهدای مدفون در آن مقبره، ذکر شده است. مؤلف «اعیان الشیعه» می‎نویسد: بعد از سال 1321 هجری قمری، مقبره‎ ای را دیدم که سنگی بالای آن نصب و در آن نوشته شده بود: (هذا مدفن رأس عباس بن علی، رأس علی بن الحسین الاکبر و رأس حبیب بن مظاهر). دو سال بعد، بنا را تخریب و تجدید نمودند و آن سنگ را برداشتند، و در ضریحی که داخل مقبره نصب نموده‎اند، اسامی بسیاری از شهدای کربلا را بر آن نقش کرده‎اند و بعید نیست که این رؤس در آن‎جا دفن شده باشند. اما قول صحیح، آن چنان که علامه‎ ی مجلسی (ره) بر آن تصریح فرموده، آن است که امام سجاد(ع) رأس مطهّر سیدالشهدا و سایر شهدا را در روز اربعین همان سال، (بیستم ماه صفر سال ۶۱ ه ق) از شام وارد کربلا کرده و به بدن‎های مطهّر آن‎ها ملحق گردانیده است.

مقابر صحابه پیامبر گرامی اسلام

افرادی از صحابه و یاران حضرت محمد صلوات الله علیه درشام به خاک سپرده شده‌اند که پرداختن به چگونگی رحلت و مدفن آنها شاید ساعت ها به طول بیانجامد، از قبیل بلال حبشی، عبدالله بن ام مکتوم، اوس بن اوس و....

ماحصل پرداختن به چنین مباحثی علاوه بر شناخت اماکن مذهبی وشخصیت‌های برجسته دینی وآشنایی بیشتر با آن بزرگواران است، در می‌یابیم که سرزمین هایی چون شام و عراق و.. .که خاستگاه پیامبران و امامان معصوم بوده، در واقع محل ظهور برانگیخته‌های الهی و ادیان توحیدی است و لذا برای همه خداپرستان و موحدان و پیروان آیین‌های آسمانی همواره سرزمینی مقدس و خاطره انگیز می‌باشد.[۱۳]

شام فعلی؛ سوریه

امروز شام همان جایی است که بسیاری از مردم آرزوی دیدنش را دارند. همان جایی که حرم حضرت زینب و حضرت رقیه(س) را در خود جای داده است، همان جایی که مردم به خرابه های پر از درد و رنج ولی با افتخارش عشق می ورزند.

یکی از شهرهایی که همواره در بررسی ها و پژوهش های تاریخی از اهمیت بسیار زیادی برای مورخان و باستان شناسان برخوردار بوده دمشق است. شهر دمشق با دارا بودن تاریخی چندین هزار ساله در نظر بسیاری از پژوهشگران و باستان شناسان به عنوان اوّلین پایتخت شناخته شده در جهان به شمار می‌رود از این رو با توجه به موقعیت متمایز و برجسته اش در مقایسه با سایر شهرها، اتحادیة عرب آن را به عنوان پایتخت فرهنگی جهان عرب در سال 2008 م. تعیین نموده است.

از آثار تاریخی سوریه یا شامات قدیم می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. کوه قاسیون در شمال شرقی دمشق بنا به گفتة امالی محل فرو نشستن کشتی نوح است و در این کوه منطقه ای به نام اصحاب کهف وجود دارد. در دامنة این کوه نیز قبر پیامبران زیادی واقع شده است.

2. مسجد اموی نیز بت خانه ای بوده است که پس از فتح شام توسط مسلمانان قسمتی از آن به مسجد تبدیل شد و در این مسجد مقامات و مرقدهای ذیل وجود دارد: مرقد حضرت هود(ع)، مقام حضرت خضر(ع)، محل هبوط حضرت عیسی(ع)، محل دفن سر مبارک حضرت یحیی(ع)، محل غسل تعمید مسیحیان، مقام رأس الحسین(ع)، محراب امام زین‌العابدین(ع)، مقام هابیل نبی نیز در 40 کیلومتری شهر دمشق در کوه های زنبدانی در نزدیکی مرز سوریه و لبنان قرار دارد.

در حال حاضر موقعیت جغرافیایی سوریه بین مدار 32َ و 37o درجة شمالی و َ42 و 35o شرقی است. این ویژگی سبب گردیده است که سوریه موقعیت مهمّ راهبردی از نظر بازرگانی و سیاسی به دست آورد و محل اتصال سه قارة مهمّ آسیا، آفریقا و اروپا گردد. این کشور نقطة اتصال مراکز صنعتی و بازرگانی اروپا و مراکز تولید نفت در منطقة خلیج فارس و هشتاد و هشتمین کشور جهان است و مسلمانان این کشور 86 درصد جمعیت آن را تشکیل می‌دهند.[۱۴]

پانویس

  1. ر.ک:مقاله عراق
  2. معجم البلدان، فرید عبدالعزیز الجندی، ج 3، ص 254
  3. سوریه، کتابخانه طهور، بازیابی ۲ بهمن ۱۳۹۱
  4. کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1395 ه. ق، ج1، ص183
  5. اصطخرى، المسالک و الممالک، ص ۵۵
  6. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۲، ص ۱۸۸؛ المعجم الجغرافی للقطر العربی السوری، ج ۱، ص ۵۰۶
  7. حماسه حسینی، مرتضی مطهری، ج 1، ص 177
  8. فرسان الهیجاء، ذبیح الله محلاتی، ص 285
  9. لواعج الاشجان، علامه سید محسن امین عاملی، ص 220
  10. تذکرة الشهدا، ص 412
  11. عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج 2، ص 21؛ قمقام زخّار و صمصام بتّار، فرهاد میرزا، ص 568؛ منتهی الامال، شیخ عباس قمی، ج 1، ص 790؛ فرسان الهیجاء، ص 289
  12. ر.ک:مقاله کوفه
  13. چه کسانی در شام مدفون هستند؟ - رضوی www.razavi.news › report › کسانی-...
  14. شام خرابه هایی از جنس رنج و افتخار hawzah.net › Magazine › View › شام...