جمهوری اسلامی

از ویکی‌وحدت، دانشنامۀ مجازی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

عبارت جمهوری اسلامی به دو اصل حکومت اشاره دارد. در نوع حکومت، اساس و بنیاد بر رأی مردم است و در محتوا، قوانین و قواعد اسلامی جاری می‌شود.

جمهوری اسلامی در جهان

در کشورهای ایران، پاکستان، افغانستان و موریتانی این نوع از حکومت شیوه‌ای است که رسماً معرفی گردیده است.

ممکن است بین عنوان «جمهوری اسلامی» و جاری بودن قوانین اسلامی در واقعیت فاصله وجود داشته باشد، اما عبارت «اسلامی» معرف جهت گیری کلی ساختارهای کشور بر اساس مکتب اسلام است.

بر اساس طراحی ساختار حکومتی امام خمینی، جمهوری اسلامی در ایران، با جمهوری اسلامی دیگر کشورها کاملا متفاوت است.

ماهیت جمهوری اسلامی طراحی شده توسط امام خمینی (رحمت الله علیه)

جمهوری اسلامی طراحی شده توسط امام خمینی، شامل دو جزء بود و از دو کلمه مرکب شده بود: کلمه جمهوری و کلمه اسلامی. کلمه جمهوری شکل حکومت پیشنهاد شده را مشخص می‌نمود و کلمه اسلامی، محتوای این حکومت را بیان می‌دارد.

«ما خواستار جمهوری اسلامی هستیم، جمهوری فرم و شکل حکومت را تشکیل می‌دهد و اسلامی یعنی محتوای آن فرم، که قوانین الهی است.» [۱]

امام در پاسخ به خبرنگار روزنامه لوموند فرانسه که می پرسد: «... حضرت عالی می فرمایید که بایستی در ایران جمهوری اسلامی استقرار پیدا کند و این برای ما فرانسوی ها چندان مفهوم نیست، زیرا که جمهوری می‌تواند بدون پایه مذهبی باشد، نظر شما چیست؟ جمهوری شما برپایه سوسیالیسم است؟ مشروطیت است؟ به انتخاباتی استوار است؟ دموکراتیک است؟ چگونه است؟» پاسخ می‌دهند:

«جمهوری به همان معنایی که همه جا جمهوری است، اینکه ما جمهوری اسلامی می گوییم برای این است که هم شرایط منتخب و هم احکامی که در ایران جاری شده، اینها بر اسلام متکی است، لکن انتخاب با ملت است؛ طرز جمهوری هم همان جمهوری است که همه جا هست». [۲]

منتها ایشان معتقد بودند دموکراتیک معنای یکسانی ندارد: «ما دموکراتیک سرمان نمی‌شود؛ برای اینکه دموکراتیک در عالم، معانی مختلفی دارد.» [۳] و حتی آنچه در جهان در مورد دموکراسی ادعا می شود، مورد عمل قرار ننمی‌گیرد «... دموکراسی که در عالم معروف است، کجاست ؟ کدام مملکت را شما دارید؟ این ابرقدرت‌ها کدام یکی‌شان به موازین دموکراسی عمل کرده‌اند.» [۴]

امام معتقد بودند که مخالفین «جمهوری اسلامی» بیش از آنکه دلشان برای دستیابی به شرایط دموکراتیک بتپد، از اسلام می ترسند و در لوای چنین الفاظی، حذف ضمنی محتوای اسلامی، نظام جدید التاسیس را پی می جویند:

«از آن اولی که صحبت جمهوری اسلامی شد، اینها شروع کردند به کارشکنی. یک دسته‌ای را تراشیدند به اینکه ما هم بگوییم جمهوری، اسلامی‌اش چیست؟! و عجب این بود که {می‌گفتند} ملت ما{هم} جمهوری می‌خواهد. جمهوری اسلامی یعنی چه ؟! تا اینکه نگذارند اسلام پایش تو کار بیاید. اگر جمهوری باشد، همه کاری می شود با آن کرد. اما اگر جمهوری اسلامی‌باشد، اسلام نمی‌گذارد کسی کاری بکند. یک دسته دیگر تراشیدند، بگویند که جمهوری دموکراتیک، باز از اسلامش فرار می‌کردند، یک دسته سومی هم که یک خرده می خواستند نزدیک‌تر بشوند و بازی بدهند ماها را، گفتند جمهوری اسلامی دموکراتیک. این هم غلط بود. ما همه اینها را گفتیم ما قبول نداریم.» [۵]

تمایز جمهوری اسلامی در ایران با سایر کشورها

«جمهوری اسلامی» به عنوان مفهوم جدیدی از حکومت اسلامی که توسط امام خمینی (ره) طرح و با جدیت تعقیب می شد، نه تنها از دیدگاه غربی، دولتی کاملاً جدید و ناشناخته است، بلکه از زاویه سنت اسلامی نیز مفهومی بی‌بدیل، خاص و قیاس ناپذیر است.

لذا با توجه به آنچه که بیان شد، آن چیزی که در نظریه امام تازگی دارد نه «جمهوری» بودن نظام است - چون بسیاری از نظام‌‌های عالم جمهوری هستند - و نه ظاهر «اسلامی» آن، چرا که برخی از کشورها داعیه اسلامی بودن دارند؛ بلکه ویژگی حکومت مورد نظر امام، ترکیب «جمهوریت» با «اسلامیت» با ویژگی خاص می‌باشد که آن را با تئوری‌‌های دیگر متمایز می‌سازد. به همین خاطر امام معتقد بودند که: «آنچه را که ما به نام جمهورى اسلامى خواستار آن هستیم فعلًا در هیچ جاى جهان نظیرش را نمى‏بینیم.» [۶].

ایشان در توضیح ویژگی‌های منحصر به فرد جمهوری اسلامی ایران می فرمایند:

  1. رهبرى سیاسى از سلطه بیگانه آزاد مى‏شود، از فساد مالى و سیاسى پاک مى‏شود.
  2. اقتصاد کشور از سلطه بیگانه آزاد مى‏گردد و دیگر برنامه‏هاى اقتصادى، برنامه‏هایى نخواهند بود که هدفهاى شرکتهاى بین المللى را در ایران به اجرا بگذارد.
  3. جامعه آینده ما، جامعه آزادى خواهد بود و همه نهادهاى فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت.
  4. انسانى که امروز در نظام پلیسى از فعالیتهاى فکرى و آزادى در کار محروم شده است، تمامى اسباب ترقى واقعى و ابتکار را به دست خواهد آورد. جامعه فردا، جامعه ارزیاب و منتقدى خواهد بود که در آن تمامى مردم در رهبرى امور خویش شرکت خواهند جست.» [۷]

ویژگی‌های «جمهوری اسلامی ایران» از منظر امام خمینی

«در جمهورى اسلامى باید تمام مسائلى که در ایران است متحول بشود. در جمهورى اسلامى باید دانشگاه ها متحول بشود؛ دانشگاه هاى پیوسته، به دانشگاه هاى مستقل متبدل بشود. فرهنگ ما باید متبدل بشود؛ فرهنگ استعمارى، فرهنگ استقلالى بشود. دادگسترى ما باید متحول بشود؛ دادگسترى غربى به دادگسترى اسلامى متبدل بشود. اقتصاد ما باید متحول بشود؛ اقتصاد وابسته به اقتصاد مستقل متبدل بشود. تمام چیزهایى که در حکومت طاغوت بود و به تَبَع اجانب در این مملکت ضعیف، در این مملکت زیردست، پیاده شده بود با استقرار حکومت اسلامى و حکومت جمهورى اسلامى تمام‏ اینها باید زیرورو بشود. و باید مردم خودشان را اصلاح بکنند؛ و باید اشخاصى که ظالم هستند و به زیردست ها ظلم کردند، باید آنها دیگر ظلم نکنند. طبقات مختلف به طبقات پایین ظلم نکنند. باید حق فقرا، حق مستمندان داده بشود. تمام اینها در جمهورى اسلامى باید عمل بشود. و ملت وظیفه دارد که در جمهورى اسلامى پشتیبانى از دولت ها بکند که به خدمت ملت هستند. اگر دولتى را دید که خلاف می‌کند، ملت باید تودهنى به او بزند. اگر چنانچه دستگاه جابرى را دید که مى‏خواهد به آنها ظلم کند، باید شکایت از او بکنند و دادگاه ها باید دادخواهى بکنند؛ و اگر نکردند خود ملت باید دادخواهى بکند، برود توى دهن آنها بزند.» [۸]

نتایج این نوع حکومت

«با جمهورى اسلامى سعادت، خیر، صلاح براى همه ملت است. اگر احکام اسلام پیاده بشود، مستضعفین به حقوق خودشان مى‏رسند؛ تمام اقشار ملت به حقوق حقه خودشان مى‏رسند؛ ظلم و جور و ستم ریشه کن مى‏شود. در جمهورى اسلامى زورگویى نیست، در جمهورى اسلامى ستم نیست، در جمهورى اسلامى آزادى است، استقلال است. همه اقشار ملت در جمهورى اسلامى باید در رفاه باشند. در جمهورى اسلامى براى فقرا فکر رفاه خواهد شد؛ مستمندان به حقوق خودشان مى‏رسند. در جمهورى اسلامى عدل اسلامى جریان پیدا می‌کند، عدالت الهى بر تمام ملت، سایه مى‏افکند آن چیزهایى که در طاغوت بود در جمهورى اسلامى نیست. من جمهورى اسلامى را به شما تبریک عرض مى‏کنم. امیدوارم در زیر سایه اسلام همه ما با رفاه و سعادت به سر ببریم.» [۹]

پانویس

  1. صحیفه امام، ج5، ص398
  2. همان، ج4، ص479
  3. همان، ج11، ص280
  4. همان، ج10، ص526
  5. همان، ج11، ص280
  6. همان، ج5، ص438
  7. همان، ج4، ص359
  8. همان، ج6، ص360و361
  9. همان، ج6، ص525