بیت المال

از ویکی‌وحدت، دانشنامۀ مجازی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بیت المال
نام بیت المال
موضوع فقهی

بیت المال به معنی «خانه دارایی» یا جایی است که اموالی در آنجا نگهداری می‌شود. در صدر اسلام، بیت المال به همین معنا بود یعنی جایی که در آن اموالی را که همه مسلمانان در آن حق داشتند، می‌نهادند. بیت المال، اصطلاحی در فقه و نام یکی از نهادهای تاریخی دولت اسلامی است. ولی امروز در زبان فارسی بیت المال به معنی هر مالی است که همه مردم در آن سهم دارند، و غالباً به اموال دولتی گفته می‌شود.

معنای بیت المال

دهخدا در فرهنگ خود بیت المال را چنین تعریف می‌كند: خزانة اسلام؛ و در لطائف به معنی آن مالی است كه همة مسلمانان را در آن حقّ باشد. جایی كه در آن مالی را گذارند كه همة مسلمانان را در آن حقّی باشد[۱]. خلفای صدر اسلام از همان زمانی كه در نتیجه فتوحات خود به غنایم و اموال بسیاری دست یافتند، برای حفظ آنها در صدد وسیله‌ای بر آمدند تا آن غنایم را نگهداری و به تدریج آنها را در راه مصالح جامعه اسلامی صرف كنند و از این رو بیت المال را تأسیس كردند[۲]. همان گونه كه بیان خواهد شد، بیت المال در صدر اسلام شامل خمس، زكات، صدقات، جزیه، فیء و مالیات‌های دیگر دولت اسلامی آن زمان می‌شد، ولی در این زمان خمس، زكات، صدقات و كفّارات كه به نوعی از بیت المال هستند، در اختیار دولت جمهوری اسلامی قرار نمی‌گیرد بلكه در اختیار مراجع و فقهای عظام تقلید قرار می‌گیرد و آن بزرگواران آنها را در مصارف خود مصرف می‌نمایند؛ امّا مالیات‌ها، انفال، مصارف و ... در اختیار دولت جمهوری اسلامی است كه تحت عنوان بیت المال در خزانه‌داری كلّ جمع می‌گردد. بنابراین، بیت المال در معنای عام خود شامل هر دو مورد می‌گردد، امّا در معنای خاص خود فقط اموال و دارایی‌های دولت جمهوری اسلامی ایران را در بر می‌گیرد كه وزارت دارایی عهده‌دار حساب و كتاب آن است.

تاریخچه بیت المال

اما در مورد نحوه تقسیم اموال بیت المال، ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می‌نویسد: چون مردم گرد ابوبكر اجتماع نمودند، هدایایی بین زن‌های مهاجرین و انصار توزیع نمود. ( یعنی: بر خلاف عدالت و مساوات عمل نمود و آنها را بر دیگران ترجیح داد، در حالی كه چنین چیزی بر خلاف دستورات الهی و ترجیح بعد مرجّح است)، اما هنگامی كه عمر به خلافت رسید، بعضی از مردم را بر بعضی دیگر ترجیح داد، پیشینیان از مسلمین را بر دیگران ترجیح داد، همه مهاجرین را بر انصار، عرب را بر عجم و آزاد را بر برده ترجیح داد[۳].

لیكن در زمان عثمان از این بدتر عمل شد و شیوه‌ای كه او اتخاذ كرد، در تضاد كامل با دستورات قرآن و روش پیامبر و حتّی دو خلیفه قبل از خود عمل نمود و رسماً اعلام می‌كرد كه ما نیازمندی‌های خود را از این مال برداشت می‌كنیم گرچه بینی عدّه‌ای به خاك مالیده شود[۴]. او درآمدهای بیت المال را بین خویشان و بستگان خود توزیع می‌كرد و هیچ گونه اشكالی در این مسأله نمی‌دید و این روش او سبب آشوب‌هایی علیه او گردید و در زمان او اموال بنی امیه تا مقدار زیادی بالا رفته بود و اوضاع بیت المال در نهایت آشفتگی قرار داشت. تا آن كه نوبت به خلافت حضرت علی (ع) رسید، آن حضرت در توزیع بیت المال بسیار دقیق و حساب شده برخورد می‌كرد و بر خلاف خلفای قبل از خود، نهایت عدالت و مساوات را به كار می‌گرفت و همین مسأله باعث گردید كه دنیا پرستان و سودجویان نتوانستند شیوه آن حضرت را تحمّل نمایند.

آن حضرت نظریه خود را در مورد بیت المال در یك جمله كوتاه چنین بیان می‌كند: «آگاه باشید كه بخشیدن بیت المال در غیر حقّ خود اسراف و تبذیر است، در حالی كه این عمل باعث بالا بردن منزلت انسان در دنیا و پائین آوردن درجة او در آخرت است، او را نزد مردم گرامی می‌دارد و نزد خداوند خوار می‌نماید.» هم چنین می‌فرماید: « اگر بیت المال متعلّق به خودم بود آن را به گونه‌ای مساوی توزیع می‌كردم، چه رسد به این كه بیت المال متعلّق به خداوند است و اختیار آن در دست من نیست و باید به همان گونه‌ای كه خداوند دستور داده عمل شود[۵]. اوضاع و احوال بیت المال در ابتدای خلافت حضرت به قدری آشفته بود كه آن حضرت می‌فرمودند: اگر اموال بیت المال را مهر و كابین زنان خود كرده باشید، آنها را باز پس می‌گیرم. و آن حضرت تمامی امتیازاتی را كه تا آن زمان پیدا شده بود لغو نمود و حتی به برادرش عقیل كه برای طلب نزد او آمده بود آهن گداخته نشان می‌دهد و هیچ گاه حاضر نشد كه عدل و مساوات را كنار گذارد.

بودجه و در آمد بیت المال

فیء

كه مهمترین درآمد مالی دولت اسلامی بود. كه مطابق فرمان خداوند انفال و فیء را از آن خداوند و پیامبر می‌داند كه به منظور اصلاح ذات النبی در اختیار پیامبر قرار می‌گیرد[۶]. علما و دانشمندان اسلامی در تعریف انفال و فیء گفته‌اند: انفال جمع نَفل به معنای زیاده است و عبارت از اموال زیر می‌باشد: اراضی انفال، جنگل‌های طبیعی و نیزارها و نظایر آنها، اموال كسی كه وارث قانونی ندارد، اموال شخصی رؤسای ممالك خارجی كه در جنگ با حكومت اسلامی مغلوب می‌شوند، اشیاء مطلوب و بندگان خوب و زیبا كه از غنمیت جنگ قبل از تسلیم آن، خود پیغمبر یا امام (ع) جدا كند كه آنها را صفایا می‌نامند، غنیمت جنگی در جنگی كه بدون دستور امام صورت گرفته باشد، دریاها و اقیانوس‌ها و رودهای طبیعی كه ملك اشخاص شناخته شده نیست و آن چه كه از دریاها و رودها صید می‌شود، مانند مروارید، ماهی و غیره[۷]. هم اكنون نیز این مورد به عنوان یكی از منابع درآمدی بیت المال جمهوری اسلامی ایران می‌باشد كه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل 45 بدان اشاره شده است. و بر اساس این اصل، در آمدهای نفتی و گازی حاصل برای جمهوری اسلامی نیز جزء انفال بوده و به عنوان یكی از منابع در آمدی بیت المال محسوب می‌شود.

جزیه و خراج

جزیه عبارت بود از سرانه‌ای كه اهل ذمّه به دولت اسلامی در عوض زكات و خمس می‌پرداختند و در سورة مباركه توبه، آیة 29 ذكر شده است[۸]. وخراج مالیات مخصوص اراضی که دولت اسلامی از مسلمین یا اجانب تحت مقررات معین می گرفت مكه از سه نوع زمین دریافت می‌شد: زمین‌های مفتوحة عنوة، زمین‌هایی كه به زور به تصرف مسلمانان در می‌آمد، زمین‌هایی كه از طریق مصالحه به اختیار مسلمانان در می‌آمد و زمین‌هایی كه در اثنای فتوحات، صاحبان آنها كوچ می‌كردند و به مسلمانان انتقال می‌یافت[۹]. ولی امروزه مالیاتی به عنوان جزیه و خراج معمول نبوده است و اهل كتاب نیز همانند سایر مسلمانان تابع قوانین مالیاتی جمهوری اسلامی بوده و همانند مسلمین مالیات می‌پردازند كه در بخش دولت جدید و مالیات‌ها به آن خواهیم پرداخت.

درآمد‌ تأسیسات عمومی

در آن زمان دولت دست به ایجاد بسیاری بازارها، خانه‌ها، كاروان سراها و ... می‌زد و آنها را در برابر مبلغی معیّن اجاره می‌داد. امروزه نیز دولت دست به احداث برخی كارخانه‌ها و كارگاه‌ها و ... می‌زند كه انحصار آنها، مانند كارخانه‌های پتروشیمی، پالایشگاه‌ها و ... به دست دولت است و درآمد‌های حاصل از آنها به خزانه‌داری كل واریز می‌شود و یكی از منابع درآمدی بیت المال است و همین گونه است در آمدهای شهرداری.

مالیات

آنچه در مورد مالیات می‌توان گفت؛ مالیات، سهمی است كه به موجب اصل تعاون ملّی و بر وفق مقرّرات، هر یك از سكنة كشور موظّف است از ثروت و در آمد خود به منظور تأمین هزینه‌های عمومی و حفظ منافع اقتصادی یا سیاسی كشور به قدر قدرت و توانایی خود به دولت بدهد[۱۰]. مالیات جنبه ارادی، اختیاری و داوطلبانه ندارد، بلكه پدیده‌ای است قاهرانه قانونی و استثنای بر اصل تسلّط اشخاص بر اموال خود. در طبقه بندی جدید، مالیات به دو نوع مستقیم و غیر مستقیم تقسیم می‌شود. در نوع اول مالیات به طور مستقیم از خود مؤدّی گرفته می‌شود كه قواعد و مقرّرات مربوط به آن در یك قانون خاصّ و مدوّن به نام قانون مالیات‌های مستقیم مشخص شده‌اند.

امّا در قسم دوم مالیات‌ از شخصی كه مؤدّی محسوب می‌شود، وصول می‌گردد و به طور غیر مستقیم به مؤدّی واقعی تحمیل می‌شود و قانون‌گذار در قوانین مختلف، مانند قانون وصول مالیات غیرمستقیم برخی كالاها و خدمات مصوب 1374 و یا قانون بودجه هر سال، مواردی را به عنوان منبع مالیات‌های غیر مستقیم پیش بینی می‌كند.

1. دسته دیگر در آمدهای غیرمالیاتی می‌باشند كه یا ناشی از فعالیت‌‌های اقتصادی و خدماتی دولت است كه ذكر آن گذشت یا در نتیجه بهره برداری از منابع خالصه، انحصارات دولتی، استقراض و انتشار پول تحصیل می‌شوند.

2. به عنوان آخرین منبع در آمد دولت، باید به اصل 49 قانون اساسی اشاره نمود؛ این اصل مقرّر می‌دارد: «دولت موظف است ثروت‌های ناشی از ربا، غصب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار، سوء استفاده از موقوفات، سوء استفاده از مقاطعه كاری‌ها و معاملات دولتی، فروش زمین های موات و مباحات اصلی، دائر كردن اماكن فساد و سایر موارد غیر مشروع را گرفته و به صاحب حق ردّ كند و در صورت معلوم نبودن او به بیت المال بدهد.» البته مهمترین منبع در آمدی بیت المال در جمهوری اسلامی ایران، در آمدهای حاصل از فروش نفت و گاز می‌باشد که جزو انفال محسوب میشوندو پس از آن مالیات در رتبه بعدی قرار دارد.

پانویس

  1. فرهنگ دهخدا، تهران، چاپ دانشگاه، ج4، ص5144،.
  2. بیت المال، پیدایش و تحوّلات آن، ص 15.
  3. نهج البلاغه: خطبه 126.
  4. سنن بیهقی، ج 6، ص 351.
  5. نهج البلاغه: خطبه 126.
  6. سوره انفال/آیه 1
  7. جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، ش 730، ص 94.
  8. همان، ش 2057، ص 260.
  9. ماوردی، الأحكام، ص 146؛ محمودی گلپایگانی، سید محمود، فقه اقتصاد اسلامی، ص 134؛ بیات، اسداله، منابع مالی دولت اسلامی، ص 219.
  10. جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، ص 601، ش 4730.