امام جواد

از ویکی‌وحدت، دانشنامۀ مجازی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
امام جواد
نام محمد بن علی بن موسی
کنیه ابوجعفر و ابوعلی
لقب ها جواد، تقی، ابن الرضا
ولادت ۱۰ رجب، ۱۹۵ق.
محل زندگی مدینه، بغداد
زادگاه مدینه
مدت امامت ۱۷ سال ( ۲۰۳ تا ۲۲۰ق)
طول عمر ۲۵ سال
پدر علی بن موسی بن جعفر
مادر سبیکه
شهادت آخر ذی‌القعده، ۲۲۰ق.
نقش امام نهم شیعیان
مدفن کاظمین

امام جواد (ع) نهمین امام شیعیان، نامش «محمّد»، کنیه اش «ابوجعفر» و معروف ‏ترین القاب او «تقیّ» و «جواد» است. آن بزرگوار در ماه مبارک رمضان سال ۱۹۵ هجری قمری در شهر مدینه منوّره دیده به جهان گشود.

پدر بزرگوار آن حضرت امام علیّ بن موسی الرضا (ع) امام هشتم شیعیان می‌باشند. نام مادر ایشان «سَبیکه» بود که از خاندان ماریه قِبطیه همسر پیامبر اکرم (ص) به شمار می‌رفت و از نظر فضائل اخلاقی در درجه والایی قرار داشت و برترین زنان زمان خود بود؛ به طوری که امام رضا (ع) از او به عنوان بانویی منزه و پاک دامن و با فضیلت یاد می‌کرد.

ولادت امام جواد (ع)

کلینى، شیخ مفید[۱] و شیخ طوسی[۲] تولّد آن حضرت را در ماه رمضان دانسته‏ اند. [۳] ولی در مصباح کفعمی آمده است که: ابن عیاش گفت توقیعى توسط شیخ بزرگوار أبوالقاسم (رضوان اللَّه علیه) با این جملات خارج شد: «اللهم انى اسألک بالمولودین فی رجب:محمّد بن علی الثانی و ابنه علی بن محمّد المنتخب». ابن عیاش میگوید ولادت حضرت جواد(ع) در دهم ماه رجب بود. [۴]

در خانواده امام رضا (ع) و در محافل شیعه از حضرت جواد (ع) به عنوان مولودى پرخیر و برکت یاد مى‌‏شد. چنانکه «ابویحیاى صنعانى» مى‌‏گوید: روزى در محضر امام رضا(ع)، فرزندش ابوجعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود:«این مولودى است که براى شیعیان ما، با برکت ‏تر از او زاده نشده است»[۵]

نسب، کنیه و لقب‌ها

محمد بن علی بن موسی بن جعفر، امام نهم شیعیان اثناعشری است که به جوادالائمه شهرت دارد. نسب او با شش واسطه به علی بن ابی‌طالب(ع) پیشوای اول شیعیان، می‌رسد. پدرش امام رضا(ع)، پیشوای هشتم شیعیان است. [۶] مادر او کنیز بود و سَبیکَه نوبیه نام داشت.[۷]

کُنیه وی ابوجعفر و ابوعلی است.[۸] در منابع روایی، از وی با عنوان ابوجعفر ثانی یاد می‌شود.[۹] تا با ابوجعفر اول امام باقر(ع)[۱۰] اشتباه نشود.[۱۱]

لقب وی جواد و ابن الرضا [۱۲] است. القاب تقی، زکی، قانع، رضی، مختار، متوکل [۱۳]،مرتضی و منتجب [۱۴] را نیز برای او برشمرده‌اند.

زندگی‌نامه

گاهشمار زندگی امام جواد(ع)

  1. ۱۰رجب ۱۹۵ق. تولد امام جواد(ع) [۱۵]
  2. ۲۰۰ ق. سفر امام رضا(ع) به مرو
  3. آخر صفر ۲۰۳ق. شهادت امام رضا(ع) و آغاز امامت جوادالائمه [۱۶]
  4. ۱۵ ذی‌الحجه ۲۱۲ق. تولد امام هادی(ع) [۱۷]
  5. ۲۱۴ق. تولد موسی مبرقع [۱۸]
  6. ۲۱۵ق. ازدواج با ام الفضل [۱۹]
  7. ۱۸ رجب ۲۱۸ق. مرگ مأمون و آغاز خلافت معتصم [۲۰]
  8. ۲۸ محرم ۲۲۰ق. احضار امام جواد(ع) به بغداد توسط معتصم [۲۱]
  9. آخر ذ‌ی‌القعده ۲۲۰ق. شهادت امام جواد(ع) [۲۲]

بر اساس گزارش مورخان، امام جواد(ع) در سال ۱۹۵ق در مدینه[۲۳] به دنیا آمد. اما درباره روز و ماه ولادت او اختلاف است. بیشتر منابع تولد او را در ماه رمضان دانسته‌اند. [۲۴] برخی روز آن را ۱۵ رمضان[۲۵] و برخی دیگر ۱۹ رمضان[۲۶] گفته‌اند. [۲۷] شیخ طوسی در مِصْباحُ الْمُتَهَجِّد، تاریخ ولادت او را ۱۰ رجب ذکر کرده است.[۲۸]

از برخی روایات برمی‌آید که قبل از تولد جواد الائمه، برخی از واقفیان می‌گفتند علی بن موسی نسلی از خود باقی نمی‌گذارد و با مرگ او سلسله امامت قطع می‌شود.[۲۹] از این‌رو وقتی که جوادالأئمه به دنیا آمد، امام رضا(ع) او را مولودی بابرکت برای شیعیان توصیف کرد.[۳۰] با این حال حتی پس از تولد او نیز برخی از واقفیان انتساب او به امام رضا(ع) را منکر شدند. آنان می‌گفتند جوادالأئمه از نظر چهره به پدرش شباهت ندارد، تا اینکه قیافه‌شناسان را حاضر کردند و آنان نسبت بین امام جواد و امام رضا را تأیید نمودند.[۳۱]

درباره زندگی حضرت جواد(ع) اطلاعات چندانی در منابع تاریخی نیامده است. دلیل آن را محدودیت‌های سیاسی حکومت عباسی، تقیه و عمر کوتاه ایشان دانسته‌اند. [۳۲] حضرت در مدینه زندگی می‌کرد. بنا بر گزارش ابن بیهق، یک بار برای دیدار پدر به خراسان سفر کرد.[۳۳] و پس از امامت نیز چندین بار از سوی خلفای عباسی به بغداد احضار شد.

ازدواج امام جواد(ع)

مأمون عباسی در سال ۲۰۲ق [۳۴] یا ۲۱۵ق [۳۵] دختر خود ام فضل را به عقد امام جواد(ع) در آورد. برخی گفته‌اند: احتمالاً در دیداری که جوادالأئمه با پدر در طوس داشت،[۳۶] مأمون، ام الفضل را به عقد او درآورد. ابن کثیر[۳۷] بر این باور است که خطبه عقد او با دختر مأمون در زمان حیات علی بن موسی الرضا(ع) خوانده شد، اما ازدواج آنها در سال ۲۱۵ق. در تکریت بوده است. [۳۸]

ازدواج جوادالأئمه با ام الفضل، به درخواست مأمون صورت گرفت. [۳۹] مأمون هدف خود را این می‌دانست که پدر بزرگ کودکی از نسل پیامبر(ص) و امام علی[۴۰](ع)باشد.[۴۱] شیخ مفید در کتاب الارشاد آورده است، مأمون به دلیل شخصیت علمی محمد بن علی و شوق و شعفی که نسبت به او داشت، ام الفضل دختر خود را به ازدواج آن حضرت درآورد؛[۴۲]، [۴۳]

اما برخی از پژوهشگران بر این باورند که این ازدواج با انگیزه و اهداف سیاسی انجام شده است از جمله اینکه مأمون می‌خواست از این راه، امام جواد و ارتباط او با شیعیان را کنترل کند.[۴۴] یا خود را علاقمند به علویان نشان دهد و آنان را از قیام علیه خود باز دارد.[۴۵] این ازدواج اعتراض برخی اطرافیان مأمون را در پی داشت زیرا بیم آن داشتند که خلافت از عباسیان به علویان منتقل شود.[۴۶] امام جواد(ع) مهریه ام الفضل را معادل مهریه حضرت زهرا(س)[۴۷](۵۰۰ درهم) تعیین کرد. [۴۸]

همسر دیگر جوادالأئمه، سمانه مغربیه است [۴۹] که کنیز بود و به دستور خود ایشان خریداری شد.[۵۰] امام جواد، از ام فضل صاحب فرزندی نشد. [۵۱] و همه فرزندان او از سمانه بودند.[۵۲]

فرزندان امام جواد(ع)

بنابر نقل شیخ مفید[۵۳] امام جواد(ع) ۴ فرزند به نام‌های علی، موسی، فاطمه و امامه داشت. [۵۴] برخی دختران امام را ۳ تن به نام‌های حکیمه، خدیجه و ام کلثوم می‌دانند.[۵۵] در برخی از منابع متأخر از ام محمد و زینب نیز به عنوان دختران آن حضرت یاد شده است. [۵۶]

دوران امامت امام جواد(ع)

محمد بن علی(ع) پس از شهادت امام رضا(ع) در سال ۲۰۳ق به امامت رسید.[۵۷] دوران امامت او با خلافت دو تن از خلفای عباسی همزمان بود. حدود ۱۵ سال از امامت او در خلافت مأمون(۱۹۳-۲۱۸ق) و ۲ سال در خلافت معتصم(۲۱۸-۲۲۷ق) سپری شد.[۵۸] مدت امامت جوادالائمه ۱۷ سال بود [۵۹] و با شهادت او در سال ۲۲۰ق امامت به فرزندش، امام هادی(ع) منتقل شد. [۶۰]

مناظره بین امام جواد علیه السلام و عالم اهل سنت

در زمان مأمون خلیفه، یک نهضت علمى پیدا شد. مأمون مجلس مباحثه و مناظره، زیاد برقرار مى‏ کرد و خیلى لذت مى‏ برد، چون خودش اهل مطالعه و دانشمند بود و به تمام ادیان و مذاهب آزادى مى‏ داد. مباحثات امام رضا علیه السلام با اصحاب ملل و نحل در همین مجالس مأمون صورت گرفته است.

مجالس زیادى مخصوصا راجع به اهل تسنن و تشیع تشکیل مى‏ داد.

در کتاب « تشریح و محاکمه »که آن شخصیت ترک به نام قاضى بهلول بهجت افندى نوشت- که به فارسى ترجمه شده و بسیار کتاب خوب و نفیسى است- مباحثه بین مأمون و علماى اهل تسنن راجع به خلافت نقل شده است.

از جمله یک مباحثه شیعى و سنى میان حضرت جواد که هنوز طفل بودند و علماى اهل تسنن برقرار شد. در آنجا آن عالم اهل تسنن در حرفهایش احادیثى در فضیلت ابوبکر و عمر روایت کرد.

به حضرت عرض کرد: شما درباره شیخین- ابوبکر و عمر - چه مى ‏گویید و حال اینکه ما حدیث معتبرى از پیغمبر داریم که فرمود: ابوبکر و عمر سیدا کهول اهل الجنة

همچنین حدیث دیگرى نقل کرد که: روزى جبرئیل به پیغمبر نازل شد، از جانب خدا عرض کرد: من از ابوبکر راضى هستم، از ابوبکر بپرس آیا او از من راضى هست یا نه؟ حضرت جواد فرمود: ما منکر فضیلت ابوبکر نیستیم


ولى یک مطلب هست و آن این است که همه قبول دارند که پیغمبر در حجة الوداع فرمود: « کثرت على الکذابة » دروغگویان بر من زیاد شده ‏اند،

و معیارى در اختیار قرار داد که: هر حدیث را که از من روایت کردند اول بر قرآن عرضه بدارید، اگر موافق قرآن بود قبول کرده و الا رد کنید.

قرآن مى‏ گوید تمام اهل بهشت، جوان هستند.

و اما حدیث دیگرى که گفتید،

خدا در قرآن مى‏ فرماید: «و لقد خلقنا الإنسان و نعلم ما توسوس‏ به نفسه و نحن أقرب إلیه من حبل الورید» ما انسان را آفریده ‏ایم و از تمام خطورهاى قلبى او آگاه هستیم.

پس چطور مى‏ شود خدایى که قرآن او را این‏طور معرفى مى ‏کند، از پیغمبر بپرسد که من از فلان بنده راضى هستم، تو از او بپرس که از من راضى است یا نه؟! [۶۱]


شهادت امام جواد (ع)

آن حضرت در شهر بغداد در ماه ذى قعده سال دویست و بیست هجرى به شهادت رسیدند و آن هنگام بیست و پنج سال از عمر شریف شان گذشته بود. [۶۲]

درروزشهادت ایشان اقوال مختلف است برخی [۶۳] پنجم وششم ذی حجه وبرخی آخرماه ذی قعده را تاریخ شهادت حضرت می‌دانند. [۶۴]

این مسئله را امام رضا (ع) پیش گویی کردند: پس از تولد امام جواد (ع)، امام رضا (ع) فرمودند: فرزندم به ناحق به شهادت می‌رسد. اهل آسمان برای او می گریند و خداوند متعال بر دشمن او و کسی که بر او ستم روا داشته است، خشم نمی‌گیرد و طولی نمی کشد که او را به عذاب دردناکی مبتلا می‌کند. [۶۵]

پانویس

  1. ر.ک:کقاله شیخ مفید
  2. ر.ک:مقاله شیخ طوسى
  3. الکافى، ج ۱، ص ۴۹۲؛ الارشاد، ص ۲۹۷؛ التهذیب، ج ۶، ص ۹۰
  4. زندگانى حضرت جواد و عسکریین(ع)، ترجمه بحار الانوار،ص:۱۳
  5. شیخ مفید، الاًّرشاد، قم مکتبْ بصیرتى، ص ۳۱۹ – طبرسى، اعلام الورى، الطبعْ الثالثْ، المکتبْ الاًّسلامیْ، ص‏۳۴۷ – فتّال نیشابورى، روضْ الواعظین، الطبعْ الأولى، بیروت، مؤسسْ الأعلمى للمطبوعات، ۱۴۰۶ ه’.ق، ص ۲۶۱ – کلینى، اصول کافى، تهران، مکتبْ الصدوق، ۱۳۸۱ ه’.ق، ج‏۱، ص‏۳۲۱ – على بن عیسى الاًّربلى، کشف الغمّْ، تبریز، مکتبْ بنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’.ق، ج‏۳، ص‏۱۴۳
  6. طبری، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۶
  7. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۹۲؛ مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۱۶
  8. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۹۲؛ مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۱۶
  9. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۸۲.
  10. ر.ک:مقاله امام باقر(ع)
  11. اربلی، کشف الغمه، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۸۵۷
  12. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۱
  13. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۷۹؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص۱۲، ۱۳.
  14. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۵
  15. طوسی، مصباح المتهجد، المکتبه الاسلامیه، ص۸۰۵
  16. طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۴۱
  17. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۷
  18. بحرانی، عوالم العلوم و المعارف، قم، ج۲۳، ص۵۵۳
  19. مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۳
  20. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۶۴۶
  21. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۵
  22. اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۱ش، ص۹۹؛ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۰۶.
  23. ر.ک:مقاله مدینه
  24. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷۳
  25. اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۱ش، ص۹۹
  26. اربلی، کشف الغمه، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۸۶۷؛ مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۱۶
  27. ابن فتال، روضه الواعظین، ۱۳۷۵ق، ج۱، ص۲۴۳
  28. طوسی، مصباح المتهجد، المکتبه الاسلامیه، ص۸۰۵
  29. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۲۰
  30. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص۲۰،۲۳،۳۵
  31. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۲۳
  32. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۷۶-۴۷۷
  33. بیهقی، تاریخ بیهق، ۱۳۶۱ش، ص۴۶
  34. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۵۶۶
  35. مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۳
  36. بیهقی، تاریخ بیهق، ۱۳۶۱ش، ص۴۶
  37. ر.ک:مقاله ابن کثیر
  38. ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۲۹۵.
  39. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۱
  40. ر.ک:مقاله امام علی
  41. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دارصادر، ج۲، ص۴۵۵
  42. مفید، الارشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۸۱-۲۸۲
  43. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۱
  44. جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۴۷۸
  45. پیشوایی، سیره پیشوایان، ۱۳۷۹ش، ص۵۵۸
  46. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۱؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۸۰-۳۸۱
  47. ر.ک:مقاله حضرت زهرا(س)
  48. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۵
  49. قمی، منتهی الامال، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۴۹۷
  50. حسّون، أعلام النساء المؤمنات، ۱۴۲۱ق، ص۵۱۷
  51. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۸۰
  52. قمی، منتهی الامال، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۴۹۷
  53. ر.ک:مقاله شیخ مفید
  54. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۵.
  55. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نشر علامه، ج۴، ص۳۸۰؛ طبری، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۷
  56. محلاتی، ریاحین الشریعه، ج۴، ص۳۱۶؛ شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ج۲، ص۴۳۲
  57. طبری، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۴
  58. پیشوایی، سیره پیشوایان، ۱۳۷۹ش، ص۵۳۰
  59. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷۳
  60. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۵
  61. مجموعه آثار استاد شهید مطهرى (اسلام و نیازهاى زمان(1 و 2))، ج‏21، ص: 99-98-با ویرایش جزئی-
  62. الإرشاد، ج‏۲، ص۲۷۳٫
  63. *علی‌ بن ‌حسین‌ مسعودی ‌، اثبات‌الوصیه‌ للامام‌ علی‌ بن ‌ابی‌طالب، قم‌۱۳۸۲ ش‌.علی‌ بن ‌حسین‌ مسعودی، مروج‌الذهب ‌و معادن‌الجوهر، چاپ‌ شارل‌پلاّ، بیروت‌ ۱۹۶۵ـ ۱۹۷۹.محمد بن محمد مفید، الارشاد فی‌ معرفه حجج‌اللّه ‌علی‌ العباد، بیروت‌۱۴۱۴/۱۹۹۳
  64. سعد بن ‌عبداللّه‌اشعری‌، کتاب ‌المقالات ‌و الفرق‌، ج۱، ص‌۹۹‌، چاپ ‌محمدجواد مشکور، تهران‌۱۳۴۱ش‌.،حسن‌ بن ‌موسی‌نوبختی‌، فرق‌الشیعه‌، ج۱، ص‌۹۱، چاپ ‌محمدصادق‌ آل‌بحرالعلوم‌، نجف‌۱۳۵۵/۱۹۳۶.،کلینی‌، اصول کافی، ج‌۱، ص‌۴۹۲.،محمد بن محمد مفید، الارشاد فی‌ معرفه حجج‌اللّه ‌علی‌ العباد، ج۲، ص‌۲۷۳، بیروت‌۱۴۱۴/۱۹۹۳.،محمد بن ‌حسن‌ طوسی‌، تهذیب‌الاحکام‌، ج‌۶، ص۹۰‌، چاپ ‌حسن ‌موسوی‌خرسان‌، تهران‌۱۳۹۰.،فضل‌ بن ‌حسن‌طبرسی‌، اعلام‌ الوری ‌باعلام‌الهدی‌، ج‌۲، ص‌۱۰۶، قم‌۱۴۱۷
  65. بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۵٫