ابونجیب سهروردی

از ویکی‌وحدت، دانشنامۀ مجازی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
حسن بصری
یکی از آثار مهم سهروردی
نام عبدالقاهر بن عبدالله بن محمد بن عمویه بن سعدالبکری الصدیقی
نام‎های دیگر ضیاءالدین السهروردی
ولادت 490 ق
آثار

«آداب المریدین»، «شرح الأسماء الحسنى»، «غریب المصابیح»،«مختصر مشکاة» و «المصابیح للبغوی»

درگذشت 563 ق

أبوالنجیب السهروردی (490 - 563 هـ / 1097 - 1168 م) فقیه و صوفی شافعی مذهب و فارسی زبان[۱] است.

حیات

عبدالقاهر بن عبدالله بن محمد بن عمویه بن سعدالبکری الصدیقی، أبوالنجیب السهروردی، لقبش ضیاءالدین السهروردی و کنیه اش ابونجیب بود. او در سهرورد روستایی در نزدیکی زنجان به دنیا آمد. سپس به بیت‌المقدس رفت و از آنجا عازم بغداد شد و در آنجا سکنا گرفت و در همانجا نیز از دنیا رفت.

آثار

«آداب المریدین»، «شرح الأسماء الحسنى»، «غریب المصابیح»، «مختصر مشکاة»، «المصابیح للبغوی»

و «مصنف فی طبقات الشافعیة». از آثار اوست.

وفات

او در سال563 هجری قمری در بغداد بدرود حیات گفت[۲].

احوالات

ابوالنجیب سهروردی فقیه صوفی مسلکی بود و در مدرسه نظامیه بغداد به تدریس حدیث پرداخت و در ساحل غربی بغداد به نام رباط مدرسه‌ای بنا کرد گویند که نسبش به ابوبکر می‌رسید. او به چنان درجه‌ای از دانش رسید که مفتی العراقیین و قدوة الفریقین لقب گرفت.

سخاوی نویسنده کتاب محاسن الابرار می‌گوید: یکبار با ابوالنجیب سهروردی در بازار سلطان بغداد می‌رفتیم و او به گوسفندی پوست کنده شده که توسط قصابی آویزان شده بود نگاه کرد و ایستاد و گفت: این گوسفند به من می‌گوید که مرده است (ذبح نشده). قصاب با شنیدن این جمله از حال رفت پس وقتی به حال عادی برگشت به کرده خود اعتراف و از کرده خود توبه نمود.

من یک بار با او از روی پلی عبور می‌کردیم او مردی را دید که در حال حمل میوه بود به او گفت: این میوه‌ها را به من بفروش صاحب میوه‌ها از فروش امتناع کرد ابونجیب گفت: چون میوه‌ها به من می‌گویند: ما را از شر این مرد نجات ده زیرا او ما را خرید تا شراب کند. پس آن مرد از این گفته شیخ بی‌هوش شد و روی زمین افتاد و بعد از به هوش آمدن به وسیله شیخ توبه کرد و گفت: به خدا قسم، فقط خداوند متعال از این تصمیم من آگاه بود[۳].

پانویس

  1. ابوالنجیب السهروردی
  2. إسماعیل البغدادی - هدیة العارفین -ج1 ص 607
  3. أبوالنجیب السهروردی