ابن نجا

از ویکی‌وحدت، دانشنامۀ مجازی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
حسن بصری
نام زین الدین علی بن نجا الدمشقی الحنبلی
نام‎های دیگر ابن نجا
درگذشت 599ق

زین الدین علی بن نجا الدمشقی الحنبلی فقیه، واعظ و معروف به ابن نجا (508هـ-599هـ)، که در زمان وزارت صلاح الدین برای خلیفه العاضد فاطمی وارد قاهره شد[۱].

زندگی

زین الدین علی بن نجا الدمشقی الحنبلی فقیه، واعظ و معروف بابن نجا (508هـ-599هـ)[۲] که در زمان وزارت صلاح الدین برای خلیفه العاضد فاطمی در اواخر دولت عبیدیه وارد قاهره شد.

از آنجایی که ابن ناجیه از علمای مشهور اهل سنت بود و به سبب فصاحت و کیفیت تبلیغش در عامه نفوذ زیادی داشت; عماره یمانی که مشتاق حذف صلاح‌الدین و کشورش بود. بر اساس هوای نفس از ابن نجا خواست که این عالم واعظ را به سوی خود جذب کند و سپس او را در نقشه شیطانی خود درگیر کند، به این امید که یکی از بزرگان در دولت جدید حضور داشته باشد. پس ابن نجا وانمود کرد که با نظر او همراه و با او موافق است. ولی نهایتا ابن نجا در مقابل عقیده توطئه گران و بدخواهانه در مقابل نقشه آنها ایستادگی نمود[۳].

پس از آن که در جستجوی ابن نجا بودند، و او را نیافتند. و چون موضوع بحث دین و سرنگونی یک رژیم سیاسی و ایجاد رژیم سیاسی دیگری جایگزین آن نبود. ابن نجا پیشقدم شد تا نزد صلاح‌الدین برود و توطئه آنها و تلاش آنها برای براندازی دولت را برای او فاش کند، بنابراین صلاح‌الدین از او خواست که با آنها همگام شود و به همکاری با آنها ادامه دهد. پس ابن ناجیه آنچه را که صلاح‌الدین به او دستور داد انجام داد و در نتیجه صلاح‌الدین نیز در این هنگام در موضوع فرستاده شاهزاده فرانک و هدف از آمدن او به نزدش را مورد تردید قرار داد. از این رو، مردی مسیحی از قبطیان مصر که به او اعتماد داشت، همه اخبار فرستاده پادشاه فرانک را برای پادشاه برد[۴].

پس از آنکه صلاح‌الدین این توطئه را خنثی کرد و توطئه گران را به صلیب کشید، قدر و منزلت ابن نجا و به همجواری با او افتخار نمود و در فتح بیت‌المقدس حضور یافت و در روز جمعه بر کرسی تبلیغ نشست و این روز در تاریخ اسلام شهرت یافت. پس از مرگ صلاح‌الدین، ابن نجا به پسرش ملک عزیز عثمان (595-589ق) سلطان مصر نزدیک شد و او دومین پسر صلاح‌الدین بود.

ابن ناجیه پیش از این به پادشاه عادل نورالدین محمود بن زنگی نزدیک و از باطنیه نیز بیزار بود و آنها را تحقیر می‌کرد و آنها را با شنیع ترین القاب می‌خواند. باطنیه نیز به نوبه خود از او بیزاری می‌جستند و به همین دلیل و به خاطر حساسیت او نسبت به آنها، از او متنفر بودند[۵].

پانویس

  1. ابن نجا
  2. هکذا ظهر جیل صلاح الدین وهکذا عادت القدس، تألیف: ماجد الکیلانی، ص184
  3. کتاب بهجة الاسرار ومعدن الانوار فی مناقب الباز الاشهب الشیخ عبدالقادر الکیلانی، تألیف علی بن یوسف الشطنوفی المنوفی 713هـ، { نسخة جدیدة تحتوی ما رجح نسبته له } دراسة وتحقیق الدکتور/ جمال الدین فالح الکیلانی، المنظمة المغربیة للتربیة والثقافة والفنون، المغرب، فاس، 2014، ص 131
  4. کتاب: جغرافیة الباز الاشهب، تحقیق مکان ولادة الشیخ عبدالقادر الکیلانی، د.جمال الدین فالح الکیلانی، مکتبة الجلیس -بیروت، طبعة عام 2012، صفحة 14
  5. کتاب الشیخ عبدالقادرالکیلانی رؤیة تاریخیة معاصرة، د/جمال الدین فالح الکیلانی، ص28